en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

حُنَیْن | HONAYN

حُنَیْن | HONAYN

Open in Telegram

قولوا عَنٰا رافِضِي، قولوا إِرهابیین قولوا مُجْرِمین،قولوا مٰا شِئْتُم نَحْنُ شیعة عَلي بن أبی طالب فيِ العٰالٰم¹¹⁰ 🇱🇧 🇮🇷 🇵🇸 کپی؟! واجب پیج اینستاگرام : Zaynab_315 می‌شنوم؛ https://t.me/harfmybot?start=6332922721

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
287
Subscribers
-124 hours
-237 days
No data30 days
Posts Archive
پریشان نمی شود آن دل که در انحصار خداست ؛
پریشان نمی شود آن دل که در انحصار خداست ؛

و قسم به غيرت زنانی که مهر و زندگی شان را بخشیدند اما نگذاشتند که پیکرت بر زمین بماند ... [۱۳محرم/زنان بني اسد]

چه میگویند مردم !!!!!مراسم وداع !!!!! خواب می‌بینیم نه؟! ما قرار نبود همچین روزی زنده باشیم...
+1
چه میگویند مردم !!!!!مراسم وداع !!!!! خواب می‌بینیم نه؟! ما قرار نبود همچین روزی زنده باشیم...

حسینی باش، نه هیئتی.. زیرا اگر‌ گرم هیئت بشوید، ‌حسین‌تان را آن‌گونه که خود ‌دوست داريد و باب ميلتان ‌است ‌می‌سازید و هرکس که ‌با میل شما ‌مخالف باشد ‌می‌گویید با حسین(ع) ‌مخالف ‌است ! ولی اگر حسینی باشید هیئت و رفتارتان را بر مبنایِ ‌حسین (ع) ‌می‌سازید، هیئتی ‌شدن کاری ندارد؛ کافی است ‌‌ریش بگذارید و با پیراهن ‌مشكی ‌از این هیئت به آن هیئت ‌بروید ‌حسینی شدن است که دشوار است . .
-آیت‌الله‌بهجت-

هیئت تمام شد ، همه رفتند و تو هنوز یک گوشه نشستی و گریه میکنی [بقية الله/ mahdi]

اشک آنقدر که باید و شاید نداشتم شرمنده ام برای غمش کم گذاشتم...
این گدا را حلال کن حسین جان ؛

+1
دهه تموم شد ولی من هنوز ۷ صبح این صدا تو ذهنم پلی میشه ؛

مقصود ما زِ خلق جهان جلوه ی تو بود بعد از تو خاک بر سر این عالمِ خراب ...
پایان دهه اول محرم الحرام ۱۴۴۸

گویا هنوز باور زینب⁶⁹نمی‌شود ... [مرجع سر شکستگان مددی/ aghile]

پدر و مادر هستند دیگر نگران فرزند خود نکند حالش دگرگون شود نکند اختیار از دست بدهد نکند از حال برود در وسط روضه قبل از ورود به هیئت ، مادر همه چیز را رصد میکند زینب ناخن هات رو کوتاه کردی ! قبل از هيئت حتما چیزی بخور که گشنه ات نشود !حواست به صورتت باشد ! زمانی هم که از روضه برمیگردم اولین کاری که میکند کنج روسری ام را بالا میزند که مبادا خراشی برداشته باشد ... پدر که خودش خبره ی روضه است بهم می‌ریزد اگر بهم بریزم نگرانی هایشان را که میبینم با خودم می‌گویم ای کاش یک نفر آنجا بود دلش برای دختران تو میسوخت ای کاش یک نفر حواسش به دردانه ی تو بود که نکند از ناقه به زمین بیوفتد ...

ما نميميريم إعجاز حسينﷻ است

سلامٌ علي قلب زينب الصبور

ما شنیدیم ولی زینب کبری دیده...

. السلام ای بدن بی‌سر گرما دیده السلام ای سر مجروح کلیسا دیده

یک بدن بودی و چهل بار تو را آوردند....💔

بهترین جای کربلا ؟! پایینِ پای کربلا ³³³

روز عاشورا جوون لیلا دست و پا زد که تو امروز توی گناه دست و پا نزنی ...

برگردُ ساعتِ بعد رو ببین لبخند عمر سعد رو ببین...

امام، با دستان لرزانش خون را از سر و صورت و لب و دندان علی کنار میزد و با او نجوا می‌کرد: تو ! تو پسرم ! رفتی و از غم ها ی دنیا رها شدی و پدرت را تنها و بی یاور گذاشتی ؛ و بعد خم شد و من گمان کردم به یافتن یاقوتی ... و خم شد و من گمان کردم به بوییدن گلی ... و خم شد و من با خود گفتم به بوسیدن طفل نوزادی ... و خم شد و من به چشم خود دیدم صورت به صورت علی گذاشت دیدم که شانه های او چون ستون های استوار جهان تکان می‌خورد و می‌رود که زلزله ای آفرینش را در هم بریزد . و با گوش خود از میان گریه هایش شنیدم که: _دنیا پس از تو نباشد، بعد از تو خاک بر سر دنیا !
#کتاب پدر،عشق،پسر

وقتی پیکر علی را در خیمه شهدا بر زمین گذاشتند ناگهان چشمم افتاد به زینب که میدوید و صورت می خراشید و سیلی به صورت میزد : علی من ! نور چشم من! پسرم ! پاره جگرم ! و پیش از آن که دیگران بتوانند سد راه او بشوند خود را با صورت به روی جنازه ی علی اکبر افکند و ضجه اش زمین و آسمان را به هم پیوند زد ...