⸂ موهویجی و رزکوچولو ⸃
Open in Telegram
𝑇ℎ𝑒 𝐿𝑒𝑡𝑡𝑒𝑟𝑠 𝑜𝑓 𝐾𝑖𝑛𝑑𝑟𝑒𝑑 𝑆𝑝𝑖𝑟𝑖𝑡𝑠 📜 𝑖𝑛 𝐺𝑟𝑒𝑒𝑛 𝐺𝑎𝑏𝑙𝑒𝑠 🧺🪄 |月星| ﹏ بهشتی در میان ستارههای دریاچه نقرهای آونلی🧙🏻♀️
Show moreIran135 324The category is not specified
338
Subscribers
+224 hours
+777 days
+12630 days
Posts Archive
خیلی دور از باوره،
از اون روزایی که هر روز تو باشگاه، وسط داغی خورشید تابستون تمرینات سخت میکردم تا به اون نتیجهای که میخواستم برسم؛ یک سال گذشت.
از لحظاتی که با همهی توانم جون میکندم تا خودمو برسونم به آزمون، در سختترین شرایط ممکن!
و شد.
با اینکه مجبور شدم دو ماه بیوقفه تمرین کنم، جا به جایی استانی داشته باشم و درست دو روز به آزمون تو جاده شلوغ جنگل باشم تا برسم.
انقدر هوا سرد بود که نتونستم لحظهای پلک روی هم بذارم و وقتی هشت صبح رسیدم خونه مستقیم رفتم باشگاه بدون حتی خوردن یک لقمه نون!
تا عصر یک نفس تمرین کردم برای آخرین بار.
در آخر رفتم تو سالن و حتی اونجا هم بهم اشتباه گفتن کجا بشینم. موقعی که همه داشتن گرم میکردن من مجبور بودم حواسمو جمع کنم تا بفهمم بین اینهمه تاتمی کجا اسمم خونده میشه خودمو برسونم.
و برعکس بقیه گروهها من تک نفره باید پومسه فرمهام رو اجرا میکردم، درست مقابل چشمهای سختترین ممتحنها!
فشار، خستگی، بیخوابی، گرسنگی و.. همه بهم دست به دست داده بودن تا منو ناک اوت کنن، اما من بازم کم نیاوردم.
در نهایت دیدم قبولیای که تو زندگیم جزء شیرینترین لحظاتم حساب میشد.
عجیب بهم چسبیده بود موفقیتم.
اونجا با خودم فکر کردم شعار نیست وقتی میگن؛
"اونی که تو تمرین عرق بریزه تو مسابقه اشک نمیریزه."
بودن استادم در کنارم دلگرمی بزرگ اون لحظات سختم بود و من تا همیشه با همه تفاوتهامون؛ بانوی مهربونو، نمیتونم فراموش کنم. ممنون استاد بابت همراهی و بودنت🦋.
عاجز ماندهام؛
ز اشک ریختن بر غم درونیام،
هرچند کافیست،
بر من بنگری
تا گریان بودن وجودم را
به وضوح نظارهگر شوی!
__ستاره کوچولو
عاجز ماندهام؛
ز اشک ریختن بر غم درونیام،
هرچند کافیست،
بر من بنگری
تا گریان بودن وجودم را
به وضوح نظارهگر شوی!
عاجز ماندهام؛
ز اشک ریختن بر غم درونیام،
هرچند کافیست،
بر من بنگری
تا گریان بودن وجودم را
به وضوح نظارهگر شوی!
__ستاره کوچولو
