ׄ 𝖧𝗈𝗎𝗌ǝ 𝗈𝖿 𝗆ּ𝖾𝗆𝗈𝗋ı𝖾𝗌 .
Open in Telegram
always and forever. https://t.me/Fatimr48bot 🌶
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
352
Subscribers
+124 hours
-17 days
+1030 days
Posts Archive
واقعا ترسناکه اینکه هربار که زهرا رو میبینم همه چیو بهش میگم حتی چیزایی که به ما مربوط نیست 😂
تو مثل اومدن ماه پشت پنجره اتاقی
مثل شکوفه زدن درختای گیلاس وسط زمستون
مثل خیره کننده ترین نور دنیا که تا تاریک ترین لای های وجودمم تابیده زندگیمو غرق توی روشنایی خودش کرده
بعد از آشنا شدن انگار آسمون برام آبی تر از همیشه است
رنگا برام پررنگتر و زنده تر از قبلشونن.
Repost from N/a
اون بلندش کرد خاک دستاشو گرفت سرشو ناز کرد و فرستاد بازی کنه اون مادرش نبود اما مهرش بیشتر از مادر خودش بود.....
