اندیشه ناب
Open in Telegram
اندیشه ناب | تقویت باور؛ پاسخ به شبهات؛ روشن گری فکری آیدی پاسخ به شبهات @bavar404
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
282
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+1630 days
Posts Archive
282
📢 دعوت به همکاری
برای پیشبرد فعالیتهای «اندیشه ناب» در زمینه پاسخ به شبهات و نقد الحاد، به همکاری داوطلبان علاقهمند نیازمندیم.
اگر مایل هستید در این مسیر ارزشمند همراه ما باشید، لطفاً از طریق پیام خصوصی با ادمین در ارتباط باشید.
@bavar404
282
#محدودیتهای_علم(۱)
دانش و روش تجربی اگر چه بر تواناییهای بشر در استفاده از مواهب طبیعی جهان مؤثر بوده است، در عین حال محدودیتهایی نیز دارد که به شرح زیر است:
الف) ناتوانی در تبیین نهایی جهان
ماکس بنت و پیتر هکر در نقد دیدگاه داوکینز مبنی بر حصر تبیین تجربی و این که علم همه چیز را تبیین میکند، برآنند که علم با التزام به روش قانونی خود تنها به تبیین پدیدههای جهان در سطح مشاهدهپذیر قادر است و اساساً در پی تبیین همه چیز از جمله هدفمندی جهان نبوده و نمیتواند باشد.
پیتر مداوار نیز در کتاب حدود علم بر این باور است که مسائل ناظر به ساختار جهان فیزیکی در قلمرو علم است؛ اما مسائل فراتجربی مانند این که آیا جهان خدایی دارد، یا جهان هدفمند است، بر عهده دین و فلسفه است.
https://t.me/andishehnab1404
282
🔸آیا اسلام مانع پیشرفت علمی و فرهنگی ایرانیان شد ؟
✍ حسین سلیمانپور
در روزگار ما، بهویژه در عصر اینترنت و فضای مجازی، بسیار شنیده میشود که
«ما ایرانیان در عهد باستان، فرهنگی عظیم و تمدنی درخشان داشتهایم، اما اعراب مسلمان پس از حمله به ایران، آن را نابود کردهاند.»برخی بر این باورند که اگر آن حمله رخ نمیداد، ایران امروز پیشرفتهتر و شکوفاتر میبود، و علت عقبماندگی ما، پذیرش اسلام است، نه چیز دیگر. اما پرسش اساسی این است: این فرهنگ و تمدن باستانی که مدام از آن سخن گفته میشود، تا چه اندازه واقعیت دارد؟ و آیا واقعاً اعراب مسلمان آن را نابود کردند؟ یا برعکس، چیزی به آن افزودند؟ برای پاسخ، بهتر است مقایسهای انجام دهیم: تمدن یونان باستان را همه با مصداقهای روشن میشناسند. مورخی چون «هرودوت» را داریم که آثارش هنوز باقی است. آیا در ایران باستان میتوان حتی نام یک تاریخنگار را ذکر کرد؟ این در حالی است که پس از اسلام، و آن هم در قرون نخستین، ایران تاریخنگاران بزرگی چون طبری، بلعمی، مسعودی و بیرونی را به خود دیده است؛ چهرههایی که هم از ریشههای ایرانی بهره بردند و هم در بستر فرهنگ اسلامی بالیدند. در علم پزشکی نیز یونان باستان نامهایی چون بقراط و جالینوس را به جهان معرفی کرد. اما ایران باستان با تمام دیرینگیاش، نتوانست پزشکانی در این سطح به تاریخ عرضه کند. در حالیکه در قرون اولیه اسلامی، پزشکانی مانند محمد بن زکریای رازی و ابنسینا از دل همین تمدن اسلامی ـ ایرانی سر برآوردند و جهانی شدند. در فلسفه، یونان نامهایی چون فیثاغورس، افلاطون، سقراط و ارسطو را دارد. حال چند فیلسوف برجسته از ایران باستان میتوانیم نام ببریم؟ در حالیکه پس از اسلام، فیلسوفانی چون فارابی، ابنسینا، رازی و خیام از ایران برخاستند و تأثیر عمیقی بر تفکر جهانی گذاشتند. در ادبیات نیز همینگونه است. از ایران باستان تقریباً هیچ شاعر برجسته یا حتی مجموعه شعر باقی نمانده، در حالیکه در همان دوران، عرب جاهلی شاعرانی چون امرؤالقیس، طرفه، زهیر و خنساء را پرورش داده بود. اما پس از اسلام، ایران تبدیل به یکی از مراکز اصلی شعر و ادب شد و شاعرانی چون رودکی، فردوسی، انوری، نظامی، سعدی، مولوی و دهها نفر دیگر پدید آمدند که نهتنها در ایران، بلکه در سراسر جهان شناخته شدند. تمدن ایرانی اگر پس از اسلام شکوفا شد، بیگمان بخش مهمی از آن مرهون فضای فکری و فرهنگیای بود که اسلام ایجاد کرد. بنابراین بهتر است بهجای تکرار روایتهایی مبهم و احساسی، واقعیتهای تاریخی را با معیارهای روشن بسنجیم. در پایان بد نیست قسمتی از مصاحبه مصطفی ملکیان (روشنفکر و فیلسوف حوزه اخلاق) را که با وبسایت آفتاب نیوز در سال 84 انجام داده است بخوانیم: «یکی از بزرگترین دروغهایی که به تاریخ گفتهایم این است که فرهنگ و تمدنی عظیم داشتهایم. عزیز من! فرهنگ و تمدن نیاز به مدرک دارد. اگر یونانیها کتابی از افلاطون و ارسطو، یا بناهایی چون پانتئون نداشتند، و فقط میگفتند فرهنگی عظیم داشتیم، آیا باور میکردیم؟ انصافاً نه. حال از آنچه در قلمرو ایرانِ پیش از اسلام مانده، غیر از چند بنای تاریخی ـ که بسیاری از مورخان آنها را ساختهی معماران رومی دانستهاند ـ مانند تختجمشید، چه چیزی در دست داریم؟ آیا یک اثر فلسفی، دینی، عرفانی یا هنری برجسته داریم؟ آیا یک پزشک یا فیلسوف تراز اول میشناسیم؟ تمام آنچه از آن دوران به ما رسیده، سه چیز است: تختجمشید که با فرض ایرانی بودنش، باز هم اثری معماریست؛ مانی، نقاشی که آثارش باقی نمانده و بیشتر شهرتش بهخاطر پیامبریاش است؛ و دانشگاه جندیشاپور، که گفتهاند در آن پزشکی رونق داشته، البته آنهم بهواسطهی مهاجرت مسیحیان شرق. حال اینها را با تمدن یونان مقایسه کنید. ما حتی صد برگ نوشته نداریم که با فرهنگ یونان قابل مقایسه باشد! شاید حتی پنج برگ هم نه.
282
📌 نیاز مردم به نبوت و ضرورت وجود آن
▪️ ❞ از اینجاست که درمییابی نیاز بندگان به شناخت پیامبر و آنچه از جانب خدا آورده، به تصدیقِ خبرهای او و اطاعت از اوامرش، فراتر از هر نیاز دیگری است. چرا که راهی به سوی سعادت و رستگاری، نه در دنیا و نه در آخرت، جز به دست پیامبران وجود ندارد؛ و راهی به سوی شناختِ دقیقِ پاک از ناپاک، جز از طریق آنان ممکن نیست؛ و خشنودی خداوند نیز ابداً جز به دست آنان حاصل نمیشود.
پس، پاکیِ اعمال، گفتار و اخلاق، چیزی جز راه و روشِ آنان و آنچه آوردهاند نیست. آنان همان میزان و ترازویِ سنجشاند که گفتار، رفتار و خویِ مردمان با گفتار، رفتار و خویِ ایشان سنجیده میشود؛ و با پیروی از آنان است که اهل هدایت از اهل گمراهی بازشناخته میشوند. از این رو، نیاز به آنان، از نیازِ بدن به روح، چشم به نور و جان به حیات، بسی بزرگتر است.
هر نیاز و ضرورتی که فرض کنی، نیاز و ضرورتِ بنده به پیامبران بسیار فراتر از آن است. و چه گمان داری درباره کسی که اگر راهنماییِ پیامبر و آنچه آورده است، چشمبرهمزدنی از او دور شود، قلبش تباه میگردد و همچون ماهی میشود که از آب جدا شده و در تابه افتاده باشد؟ حالِ بنده هنگام جداییِ قلبش از آنچه پیامبران آوردهاند، همینگونه و بلکه وخیمتر است؛ اما این را جز قلبی زنده در نمییابد؛ و:
مُرده را زخم، دردی نمیآورد.
📚 [زاد المعاد في هدي خیر العباد
ابن قیم الجوزیة، ج۱ ص۶۸]
https://t.me/andishehnab1404
282
🔷آیا پیامبران در غیر خاورمیانه هم بودهاند؟
پاسخ :
🔸چنین نیست که پیامبران فقط برای خاورمیانه باشند بلکه هر امتی در این جهان پیامبری داشته است.
إِنَّا أَرْسَلْنَاكَ بِالْحَقِّ بَشِيرًا وَنَذِيرًا ۚ وَإِن مِّنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلَا فِيهَا نَذِيرٌ ما تو را بحق به عنوان بشارت دهنده و انذار کننده فرستادیم. و هر امّتى در گذشته انذارکننده اى داشته است! (فاطر/24)
وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَّسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ۖ فَمِنْهُم مَّنْ هَدَى اللَّهُ وَمِنْهُم مَّنْ حَقَّتْ عَلَيْهِ الضَّلَالَةُ ۚ فَسِيرُوا فِي الْأَرْضِ فَانظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُكَذِّبِينَ ما در هر امّتى رسولى برانگیختیم که: «خداى یکتا را بپرستید. و از (پرستش) طاغوت اجتناب کنید.» خداوند گروهى از آنان را هدایت کرد. و گروهى از آنان ضلالت وگمراهى دامانشان را گرفت.پس در روى زمین بگردید وببینید عاقبت تکذیب کنندگان چگونه بود! (نحل/36)و اگر در قرآن کریم فقط نام برخی از پیامبران برده شده، بدین معنی نیست که تعداد ایشان همین قدر بوده است، بلکه در خود قرآن تصریح شده به این که نام بسیاری از پیامبران ذکر نشده است.
وَرُسُلًا قَدْ قَصَصْنَاهُمْ عَلَيْكَ مِن قَبْلُ وَرُسُلًا لَّمْ نَقْصُصْهُمْ عَلَيْكَ ۚ وَكَلَّمَ اللَّهُ مُوسَىٰ تَكْلِيمًا و پیامبرانى که سرگذشت آنها را پیش از این، براى تو بازگفته ایم. و پیامبرانى که سرگذشت آنها را بیان نکرده ایم. و خداوند با موسى سخن گفت. (و این امتیاز، از آن او بود.) (نساء/164)https://t.me/andishehnab1404
282
🔸اندیشه ناب
اسلام شناسی
نقد الحاد
پاسخ به شبهات
تلگرام
https://t.me/andishehnab1404
روبیکا
@andishehnab1405
در نشر مطالب مفید سهیم باشیم.
282
🔸 تقابل جهان بینی سکولاریسم غربی و جهان بینی توحیدی اسلامی به مثابه برخورد تاریکی و روشنایی است که نباید در این حوزه و میدان کم کاری و اهمال صورت گیرد؛ هر مسلمانی موظف است در راستای دفاع از جهان بینی و مکتب اسلام و مقابله با سکولاریسم غربی تلاش و توان خود را به کار ببرد.
https://t.me/andishehnab1404
282
#جریان_شناسی(۳)
✍ مصطفی احمدی
اومانیسماومانیسم یا انسانمحوری نام جنبش و جهانبینیای است که در نیمه دوم قرن چهاردهم در ایتالیا پدید آمد و به کشورهای دیگر اروپا کشانده شد. این جنبش ابتدا در هیئت جنبشی ادبی ظاهر شد و سپس به صورت جنبش فلسفی بسط پیدا کرد. اومانیسم یا انسانگرایی از دوران یونان و روم باستان تا عصر جدید همواره مطرح بوده است؛ این نگرش پس از انقلاب علمی_فرهنگی در اروپا تبدیل به تفکر غالب و محور اصلی اندیشههای فلسفی_سیاسی گردید و آثار فرهنگی_اجتماعی گستردهای بر جای نهاد. دامنه نفوذ این جریان از فلسفه، ادبیات و هنر فراتر رفته و مبنای قوانین در اخلاق، سیاست و حقوق گردیده است. بسیاری از مؤلفههای اومانیسم برگرفته از مبانی سکولاریسم است و با برخی آموزههای دینی در تقابل است. اومانیسم بر این باور است که اخلاق میتواند بدون نیاز به اصول مذهبی شکل گیرد. باید توجه داشت که اومانیسم روح غالب عصر مدرن و مهمترین ویژگی و وجه تمییز عصر جدید است و همه ایدئولوژیهای مدرن نظیر لیبرالیسم، مارکسیسیم، ناسیونالیسم و... در ذیل آن پدید آمدهاند. محوریت بشر در اومانیسم، به معنای اصالت دادن به او در مقابل خداوند خالق و ربوبیّت او است. جوهر اومانیسم، استیلاجویی خودبنیادانه و نفسانیّتمدار است؛ خلاصه کلام آنکه، خودبنیادانگاریِ نفسانی یا اومانیسم، با انکار نقش ساحت غیبی در هدایت و راهبری انسان و اصالتبخشیدن به وجه ناسوتی وجود آدمی، اگر چه مدعی ارتقاء مقام آدمی به عنوان«ملاک و مرکز و میزان همه امور» بود، اما در واقع به دلیل تقلیل ساحت وجودیِ او به نفسانیّتمداری و حیوانیت، وی را به موجودی تنها، ازخودبیگانه، مضطرب و بیریشه بدل ساخته است و این ویژگی اصلی و مهمترین شاخص مدرنیته است که با رنسانس ظهور کرده و در تمام تاریخ مدرنیته در اشکال مختلف تداوم یافته و موجب سیطره رابطه استیلاجویانه مابین انسانها و غلبه نیهیلیسم بر حیات بشر گردیده است. https://t.me/andishehnab1404
282
📚 خداناباوری؛ پنداری ناممکن
⬅ بخش دوم؛ فشردهسازی انگیزههای خداناباوری - اسباب خداناباوری در عصر حاضر
🔘 مؤلف در این قسمت از کتاب به موضوع چگونگی تعامل با انگیزهها و اسباب بیخدایی میپردازد و بیان میکند که بسیاری از افراد این انگیزهها را در تعدادی خاص، محدود میکنند.
سپس مؤلف به بیان 23 سبب از اسباب بیخدایی در عصر حاضر میپردازد و در مورد آن توضیحاتی ارائه میکند. با خواندن این قسمت، دلیل بیخداییِ بسیاری از افراد برای شما روشن و آشکار خواهد شد.
✍️ نویسنده: نور الدین قوطیط
✍️ مترجم: شایان زارع
#خداناباوری_پنداری_ناممکن
282
✅ به توفیق الله متعال ترجمهٔ کتاب بصائر اثر دکتر هیثم طلعت پس از دو سال تلاش مستمر و مداوم چاپ و وارد بازار شد.
این کتاب با تلاشهای بیوقفهی استاد محمد فرهادی، استاد برهان محمدی و استاد یاسین شبانی در هشت جلد مختلف با موضوعات متمایز، جذاب و خواندنی به فارسی برگردانده شد.
✅ کتاب را میتوانید از سایت نشر احسان و کتابخانههای اهل سنت در سراسر کشور خریداری نمایید.
282
Repost from اندیشه ناب
🔹آرشیو شمارههای گاهنامه"باور ما"
جهت دسترسی روی شماره مورد نظر کلیک کنید.
شماره اول
شماره دوم
شماره سوم
شماره چهارم
شماره پنجم
شماره ششم
شماره هفتم
شماره هشتم
شماره نهم
شماره دهم
🕊 باور ما، گامی به سوی روشنایی
282
📚 خداناباوری؛ پنداری ناممکن
⬅ بخش اول؛ مقدمه
🔘 مؤلف در مقدمهٔ کتابش به واقعِ مسلمانان در مواجهه با موضوع خداناباوری میپردازد و سپس هدف خود را در کتاب و مباحثی که مورد بررسی قرار میگیرد را بیان میکند.
✍️ نویسنده: نور الدین قوطیط
✍️ مترجم: شایان زارع
#خداناباوری_پنداری_ناممکن
282
در زمانهای که افقهای معنابخش بشر در معرض انقباض و انبساطهای پیاپی قرار گرفتهاند، هیچ تمدنی نمیتواند در برابر دیگری خاموش بایستد و در انتظار تعیین سرنوشت خویش از بیرون بماند. تاریخ، در این لحظهٔ خاص خود، نه چون صحنهای که رویدادها در آن بر یکدیگر انباشته میشوند، بلکه چون میدان ظهور امکانهاست؛ امکانهایی که در آن، هر مجموعهٔ فرهنگی با تمام بار معنایی، معرفتی و تاریخی خود در برابر دیگری قرار میگیرد و از خلال این مواجهه، حقیقت پنهانِ خویشتن را برملا میسازد.
آنچه امروز «مواجههٔ تمدنی» نامیده میشود از همین سنخ است: گسستی آرام اما ژرف در بنیانهای فهم، که در آن دو صورت از جهانداری، دو گونه از معنابخشی به هستی، و دو شیوه از پرسشگری دربارهٔ حقیقت، بر محور ضرورتی ناگزیر در تماس قرار میگیرند.
تمدن، پیش از آنکه امری بیرونی باشد؛ مجموعهای از نهادها، عادات، سبکهای زیست یا نظامهای فکری است که ریشه در نحوهٔ خاصی از «قرارگرفتن انسان در میانهی جهان» دارد.
هر تمدن با خود نحوهای از فهمیدن، داوری کردن، ارزشگذاری، و نسبت برقرار کردن با هستی را حمل میکند. از این رو، برخورد تمدنها همواره بر سطح ظواهر باقی نمیماند؛ بلکه به عمق لایههایی فرو میرود که در آنها انسان، جهان و معنا در نسبتهایی بنیادی بازآرایی و واچینی میشوند. این مواجهه نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت برخاسته از خُودآشکارسازی تاریخیّتِ تاریخ است: لحظهای که در آن یک شیوه از فهم به آستانهٔ شیوهای دیگر میرسد و ناگزیر از سنجش خویش با دیگری بروز مییابد.
✍ محمد فرهادی. برشی از مقدمهی ( اثرِ: نقشهٔ راه).
282
❇️ تلاش و کوشش در تبیین جهانبینی باطل غربی و مبارزه با آن، و دفاع از مبانی اسلامی و مواجهه با رویکرد کلان غربی و هجوم بر لایههای عمیق این مکتب، امری است که به مصلحت عام برمیگردد و صلاح امت اسلامی و جامعه اسلامی را در ضمن خود به همراه دارد.
https://t.me/andishehnab1404
282
#راهنمای_گفتگو
قبل از آغاز گفتگو با آتئیست های نوجوان و جوان، توجه به قواعد زیر احتمالا راهگشا خواهد بود:
🔹گفتگوها در صورتی که سازنده نباشند، احتمالا مخرب خواهند بود و جریان روشنگری را برای گفتگوهایِ احتمالیِ بعدی دشوارتر خواهند کرد.
🔹 برای تشکیل و انعقاد یک گفتگوی سازنده، وجودِ زبان مشترک و یک منطقِ مشترک ضروری است. تا زمانی که بر یک زبانِ مشترک، به توافق نرسیده اید، بحث را آغاز نکنید.
🔹 به منظور دستیابی به زبان مشترک، از فردِ مقابل خود بخواهید تا معیارش را برای پذیرفتن هایش به نحو واضح بیان کند.
🔹 به عبارت دیگر، از وی بخواهید تا به نحو دقیق، معین کند که یک خبر یا یک محتوا و یا یک گزاره، چه ویژگی هایی باید داشته باشد تا او آن را به عنوان امر واقعی بپذیرد و آن را ساختهی خیالات و توهمات تلقی نکند.
🔹 پاسخی که او میدهد را به دقت وارسی کنید. اگر کلیگویی میکند، از او بخواهید تا قاعدهای که میگوید را برای تعدادی از باورهایش به نحو مصداقی اجرا کند. کلی گوییها معمولاً راهی برای فرار از پرسشها هستند.
🔹 اگر فرد مقابل توانایی ارائهی معیار و محکی برای باورهای صادقش ندارد، چنین گفتگویی به احتمال قوی، سازنده نخواهد بود.
🔹 ایجاد گفتگوهای مخرب، نه به طرف مقابل شما کمکی خواهد کرد و نه حس خوبی را به شما خواهد بخشید.
✍️ رضا ضیاتوحیدی
https://t.me/andishehnab1404
282
🔸 گاهی اوقات به نظر میاد میزان آشنایی بسیاری از آتئیست های علمگرا با فلسفه علم و بنیانهای ساینس، تقریباً در حد و اندازه آشنایی و تسلط من به زبان چینی است.
😁😊
282
🔹اسلام و هماهنگی با نیازهای زمان
اسلام دینی پویاستامروزه عدهای عبارت فوق را دستاویزی جهت توجیه خواستههای نفسانی خود قرار دادهاند. بدین صورت که با تکیه بر این کلام، احکام دینی را آنطور که میخواهند توجیه و تأویل میکنند. 🔸در پاسخ به این دسته از افراد باید گفت: آری، در پویایی شریعت اسلامی و مطابقت آن با نیازهای جامعه تردیدی نیست؛ اما نه آن معنایی که عدهای برداشت کردهاند. پویایی شریعت هرگز به معنای تغییر دادن احکام ثابت الهی نیست، بلکه به معنای توانایی پاسخگویی به نیازهای جدید بشری بر اساس همان اصول ثابت و وحیانی است. اسلام در چارچوب اصول و مقاصد خود، همواره توان سازگاری با شرایط جدید را دارد. بنابراین نباید شریعت را طبق میل و خواسته خود توجیه کرد! https://t.me/andishehnab1404
