SEVENTEEN Lyrics
Open in Telegram
Here, you can understand what boys are saying. Another : @Conangraylyrics
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
242
Subscribers
+324 hours
+77 days
+1930 days
Posts Archive
Repost from 𓏲ּ 𝑭𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑭𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓 ᭡
○Sunflower•Verkwan short story عشق، چیزی که بو سونگکوآن هیچوقت فکر نمیکرد زیبایی اون رو با گلبرگهای آفتاب گردون حبس شده توی ریههاش حس کنه.
Tags: Hanahaki disease - major character death - one sided love - angst•coming soon #verkwan #OceanBlue
Repost from N/a
★ #Tiny_chaos
Sometimes, the smallest people make the biggest changes.Couple:Minwon/Meanie, Seoksoon ☆ anon 『@MINWON0WINTER』
Repost from N/a
#پاکسازی این پیام رو فور کنید تا چنلتون رو توی یک فولدر جدا قرار بدم.
Repost from 𝘔𝘢𝘳𝘤𝘩
+4
بعد از آخرین شات،به سمت اتاق استراحت قدم گذاشتند. "کمی استراحت کنید" "متشکرم ازتون آقای جانگ" پسر عکاس،تعظیمی کوتاهی کرد و دو پسر رو تنها گذاشت. "شوآیا،لباسامون خیلی خوشگله" "همچی توی تنت،خوشگله هانی" "خجالت زده ام نکن" "حقیقته" پسر دیگر،گونه هایش از حرف پسر،رنگ گوجه گرفتند،شوآ با دیدن گونه های سرخ پسر،گونشو با دستش کشید. "کیوت" پسر دیگر،لبخندی از خجالت زد،با دیدن تنها آینه داخل اتاق،فکری به ذهنش رسید. "شوآ،بیا توی آینه عکس بگیریم" "باشه" دو پسر به سمت آینه قدم برداشتند،هان گوشیشو از جیب شلوارش خارج کرد و به قسمت دوربین گوشیش رفت. دو پسر داخل آینه لبخند شیرینی زدند و عکس گرفته شد. هان در حال عکس گرفتن بود که ناگهان،با بوسه نرمی که پسر،روی لبانش گذاشت،ناخوداگاه چشماش بسته شد و با صدای چیک،عکس گرفته شد. جونگهان،سریع از شوآ،جدا شد و با اخم ساختگی،به چشماش نگاه کرد. "شوآ،این چه کاری بود کردی؟اگه کسی میدید میدونی چی میشد؟" "فعلا که کسی ندید هانی" جونگهان داخل گالریش شد و با دیدن عکس بوسشون،لبخندی زد. بلافاصله همان لحظه،تقه به در خورد و دو پسر برای ادامه عکاسی،به بیرون قدم گذاشتند.𝗝𝗶𝗛𝗮𝗻★
Repost from Eriqua࿐
+4
Why do I feel heaven on your skin
when I want to be your 8th deadly sin
Wonwoo #EriMB
