en
Feedback
hollow

hollow

Open in Telegram

از جنس خیال، از دل کتاب 📮: @hollowyibot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
464
Subscribers
+124 hours
-107 days
+730 days
Posts Archive
در نقطه ای گرفتار شده‌ام که تمام عزیزانم مدت هاست او را پشت سر گذاشته‌اند و انقدر دور شده‌اند که دیگر در این مکان جز خودم کسی را نمی‌بینم.

- ۲۱ بهمن ماه سال ۱۴۰۴

از آخرین اردوی دوران مدرسه برگشتیم.

به آیندگان بگو که شبِ ما چقدر شب بود و روز و روزگارِ ما چگونه مُرد و پیکر رویاباخته‌‌ی ما در کدام دَره یا پستو پرت شد، رها شد، لگد شد.

گیریم خنجر حرف تو بر پهلوی باورها نشست نوشدارویی شرابی شیونی شعری به کارش میکنیم دل که چرکین شد چکارش می‌کنیم؟

photo content

این روز‌ها بیشتر از همیشه میتونم زندگیم رو با این کلمه تعریف کنم.

photo content

توی این مدت که به چنل دسترسی نداشتم خیلی سعی کردم از حالم بنویسم تا بعدا باهاتون به اشتراک بزارم. اما الان با وجود مدت زمان کوتاهی که وصل شدم چیزهایی دیدم و شنیدم که قدرت نوشتن به قلم همیشگی رو ازم میگیره. چنل‌هایی داشتم که آدم هاش پر از امید به زندگی و علاقه به جزئیات روزمره بودن و الان در بین ما نیستن. افرادی که قراره هیچوقت دیگه با اون‌ها ارتباط نداشته باشیم و عکس های زیبایی که از خودشون و روزشون توی چنل شون میزارن رو نبینیم و نوتیف هایی که دیگه هیچوقت از طرف یک سری افراد برای ما نمیاد. شاید بار اولی هست که من خیلی خودمونی دارم اینجا صحبت میکنم، چون نمیدونم واقعا چطوری و با چه بیانی این سنگینی که برای همه ما الان وجود داره رو توضیح بدم.. فقط میتونم بگم، این غم و عزیزهای رها شده هیچوقت از یاد ما نمی‌روند.

امیدوارم حال همگی‌تون خوب باشه.

در تاریخ این روزها را می‌نویسند اما این را تنها در تاریخ مشترک خودمان از طرف من بنویس: اگر زندگی به گونه ای پیش رفت که هر یک از ما دیگر نتوانستیم همدیگر را ببینیم این را بدان عزیزم. من در روزهایی که غم در دل همه‌مان بود، در روزهایی که ستارگانی دنباله دار بر آسمان کشورمان بود، در روزهایی که صداهایی مهیب در کوچه و خیابان شهرهایمان می‌پیچید من قبل از خودم، به فکر تو بودم عزیزم. - ۱۸ دی ماه سال ۱۴۰۴

و تمام این تحمل برای یک نفسِ بی دغدغه بود

photo content

Zedbazi - Tehran Mibinamet.mp311.01 MB

ایران، این روزها شبی‌ست که طولانی شده نه آنقدر تاریک که امید ما را ببلعد و نه آنقدر روشن که درد ما راپنهان کند نه تاریکی اش جرات خاموش کردن را دارد نه روشنایی اش توان نجات همه چیز در تعلیق است درد، امید، و فردایی که هنوز نامش را صدا می‌زنند.

photo content

🎄.

photo content

Yearn
Yearn

𝘉𝘶𝘵 𝘪𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘴𝘵𝘢𝘺 𝘐’𝘭𝘭 𝘮𝘢𝘬𝘦 𝘺𝘰𝘶 𝘢 𝘥𝘢𝘺 𝘓𝘪𝘬𝘦 𝘯𝘰 𝘥𝘢𝘺 𝘩𝘢𝘴 𝘣𝘦𝘦𝘯 𝘰𝘳 𝘸𝘪𝘭𝘭 𝘣𝘦 𝘢𝘨𝘢𝘪𝘯 𝘞𝘦’𝘭𝘭 𝘴𝘢𝘪𝘭 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘶𝘯, 𝘸𝘦’𝘭𝘭 𝘳𝘪𝘥𝘦 𝘰𝘯 𝘵𝘩𝘦 𝘳𝘢𝘪𝘯 𝘞𝘦’𝘭𝘭 𝘵𝘢𝘭𝘬 𝘵𝘰 𝘵𝘩𝘦 𝘵𝘳𝘦𝘦𝘴 𝘢𝘯𝘥 𝘸𝘰𝘳𝘴𝘩𝘪𝘱 𝘵𝘩𝘦 𝘸𝘪𝘯𝘥 𝘛𝘩𝘦𝘯 𝘪𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘨𝘰 𝘐’𝘭𝘭 𝘶𝘯𝘥𝘦𝘳𝘴𝘵𝘢𝘯𝘥 𝘓𝘦𝘢𝘷𝘦 𝘮𝘦 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘦𝘯𝘰𝘶𝘨𝘩 𝘭𝘰𝘷𝘦 𝘵𝘰 𝘩𝘰𝘭𝘥 𝘪𝘯 𝘮𝘺 𝘩𝘢𝘯𝘥 𝘐𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘨𝘰 𝘢𝘸𝘢𝘺