-مرگ در میان[اَبر]ها-
Open in Telegram
عچلوفسکی،همصحبتگربههایسیاه.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
527
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-4930 days
Posts Archive
آدم فک میکنه هیچی نمیتونه خوشحالش کنه تا با پدیده(بیرون رفتن با دنیچ)اشنا میشه
او از خودش متنفر بود و در عین حال خودش را میستود. چگونه ممکن است انسان چنین تضادی را در وجودش تحمل کند؟ او میدانست که کاری کرده است که همه آن را محکوم میکنند، و باز هم فکر میکرد حق با اوست. شبها که بیدار میماند و شهر آرام بود، احساس میکرد قلبش تکهتکه شده است. هر تصمیمش، هر حرکتش، او را بیشتر در باتلاق عذاب وجدان فرو میبرد، و باز هم نمیتوانست از خودش فرار کند. انسان همیشه محکوم به انتخاب است، حتی اگر انتخابش به بدبختی منجر شود.
داستایفسکی
در سکوت شب، وقتی دنیا آرام گرفته و تنها صدای نفسهایت با ضربان قلبت همخوانی دارد، میتوانی حقیقت زندگی را حس کنی؛ همان حقیقتی که هیچ کتاب یا کسی نمیتواند کاملاً توضیحش دهد. همه چیز ساده به نظر میرسد و در عین حال پیچیده است؛ زندگی، مثل یک رودخانهٔ آرام است که در دلش امواجی از غم و شادی جریان دارد.
گاهی فکر میکنی دنیا علیه توست و هیچ کس درکات نمیکند، اما بعد، در یک لحظهٔ بیصدا، میبینی که همین تنهایی، تو را با خودت آشنا کرده و تمام جزئیات زندگی را شفافتر میکند. هر غم، هر خاطرهٔ تلخ، مثل یک قطعهٔ موزیک مخفی است که فقط تو میتوانی صدایش را بشنوی.
و شاید انسان بودن همین است: پذیرفتن پوچی، پذیرفتن درد، اما باز هم ادامه دادن. باز هم لبخند زدن در سکوت، حتی وقتی هیچکس نمیبیند. باز هم رؤیا دیدن، حتی وقتی دنیا با خشونت و سردیاش در برابر تو ایستاده است. باز هم عشق ورزیدن، حتی اگر تنها باشی و کسی این عشق را پاسخ ندهد.
زندگی گاهی کوتاه و شکننده است، اما در همین شکنندگی است که قدرت و زیبایی نهفته است. لحظهها میآیند و میروند، درست مثل موجهای دریا، و تو تنها باید بیاموزی با آنها برقصی؛ بدون انتظار، بدون ترس، فقط با پذیرش کامل خودت و دنیایی که حولت جریان دارد.
و در همین تنهایی، در همین سکوت و فکرهای بیپایان، تو آزاد هستی. آزاد از قضاوتها، آزاد از توقعات، آزاد برای ساختن دنیای خودت؛ دنیایی که پر از الهام، رؤیا، تلخی و آرامش است، همزمان همه چیز و هیچ چیز.
و من پذیرفتهام که گاهی ممکن است ما برای آدمها فقط پناهگاهی باشیم تا زمانی که یک خانهی امن پیدا کنند و بروند.
Repost from 🍁آخریـنـ خیـابـانـ مـارسیـ
๋࣭ ⭑لندن ؛
قدم زدن توی لندن بارونی، جذب هنر و معماری انگلیس زیبا ، کتابفروشی وینتیج و خرید یک کتاب عاشقانه کلاسیک و رفتن به مقصد کافه ای دنج و نوشیدن فنجانی قهوه تلخ 🍪☕️ ๋࣭ ⭑
