Lawyer.N👩🏻⚖
Open in Telegram
در مسیرِ وکالت⚖️👩🏻⚖️✨ چت ناشناس: https://t.me/NoronChat_bot?start=sec-hddfihchgd
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
907
Subscribers
-924 hours
+217 days
+7930 days
Posts Archive
907
+1
زنها، مخصوصاً زنهایی که زیاد سختی کشیدهاند، حرف هیچکس را باور نمیکنند.
حتی چیزهایی که با چشم خودشان میبینند، تمامش را باور نمیکنند.
فقط وقتی غریزه درونی آنها چیزی به آنها بگوید، قبول دارند.
فقط به آهن آبدیده درون سخت و دیرباور خودشان اعتقاد دارند...
907
هر چیز کوچکی من را میترساند. هر چیز کوچک بیاهمیتی من را تا مرز ویرانی میکشاند. غمانگیز است..
907
خدا حساب کتاب سرش میشه
خدا میبینه امید داری شور و شوق داری
کاری میکند که همه ی ناممکن های
زندگیت
به ممکن ترین حالت خودشون در بیان...
907
ما حیف بودیم عزیز من
تلاشگر بودیم، مسئولیت پذیر بودیم، پای کار بودیم، با اراده بودیم، متعهد بودیم، منضبط بودیم، از خودگذشتگی داشتیم، ولی حیف بودیم
واسه این دوره از تاریخ، واسه این نقطه از جغرافیا، حیف بودیم عزیز من.
907
یادآوری:
تو مهمترین آدمِ زندگی خودتی
و خوشبختی از درون خود آدم
به وجود میاد
نه از طریق آدمایِ دیگه!
907
وقتی خودم را بهقدر کافی دوست داشتم،
شروع کردم به ترک کردن چیزهایی که سالم نبودند. یعنی آدمها، مشاغل و عادات و اعتقاداتی که مرا کوچک و حقیر نگه میداشت کنار گذاشتم.
قبلا فکر میکردم این کار به معنی وفادار نبودن است ولی در واقع این معنای دوست داشتن خود است...
907
+1
نمیدونم دلیلش چیه ولی هراتفاقی هم که میوفته من امیدم رو به درس خوندن از دست نمیدم..🤍
907
موهایمان سفید شد، گفتند: ارثیست
راست گفتند؛
ما وارثان اضطراب و استرس در تاریخ بودیم...
907
ای سرزمین!
کدام فرزندها، در کدام نسل تو را آزاد، آباد و سربلند، با چشمان باور خود خواهند دید؟
ای مادر، ای ایران!
جان زخمی تو در کدام روز هفته التیام خواهد پذیرفت؟
چشمان ما به راه عافیت تو سپید شد.
ای ما نثار عافیت تو...
907
بعد ها خواهند نوشت:
سایهی غم چنان سنگین بود که
نمی دانستند برای کدام بخشِ ایران گریه کنند..
907
گفتی میترسی و دلت روزهای گذشته را میخواهد، گفتم زیستن در خاورمیانه کمترین هزینهاش ترسِ همیشگیست.
