دشـت بــابــونــہ
Open in Telegram
"دشـتـے پـر از بـابـونــہ و ثبـتِ خـاطـࢪاتـے زیبـا و اࢪزشمـنـد!" ~. ~. ~. Challenge: https://t.me/ClChallenge @Brokenlove_bot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
216
Subscribers
-124 hours
+77 days
+530 days
Posts Archive
«اثر از موزه خارج شد.»
و برای نخستین بار، هیچکس به آنها نمیگوید کجا بروند.خیلی خوشگل بود دوسش داشتم واقعااا😭 خیلی دلم میخواست رقصنده شیشهای رو ولی وقت نشد.. ولی واقعا به دلم نشست ساید استوریش و به شدت مورد علاقه ام بود واقعا قلمت و اینکه تمام موضوعات نوشتهات به موزه برمیگرده مورد علاقمه کلی خسته نباشییی بابت تموم کردن رقصنده شیشهای
قبل از خاموش شدن...
برای یک لحظه کوتاه، داخل شیشه چیزی دیدم. دو سایه. یکی با کتوشلوار مشکی. و دیگری کنار او. دست در دست. و بعد تاریکی.اینی که داره اینارو میبینه نمیترسه؟
موزه بعد از نیمهشب نباید هیچ صدایی میداشت. اما صدا دوباره آمد. این بار نزدیکتر.شبه به خودم ترسیدم
Repost from ㅤمـوزہے خـاطࢪاـت سوختـہ
• مواظب خودت باش، پرنس لی.فلیکس لبخند زد.
ـ دیگه پرنس لی نیستم.
• پس چی؟فلیکس به یخ خالی سالن نگاه کرد.
ـ فقط فلیکس.جونگین لبخند زد.
• خوشحالم که بالاخره خودت شدی
