satelliteapart
Open in Telegram
تدوینگر/ Low quality edits: @satellitept 📩الهام: @satelliteapartbot پیج اینستاگرام: https://www.instagram.com/satelliteapart?igsi=MXV6ZTVxcHB5YzUwag==
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
273
Subscribers
+424 hours
+177 days
+5830 days
Posts Archive
این سکانس؛ نگاه پر از حسرت کرکترها، موسیقی پسزمینه، محیط اطراف، صفحههای موسیقیِ جاگرفته توی قفسهها، مجلهای که هما ورق میزد... همه و همه به عنوان یکی از زیباترین و ماندگارترین سکانسهای سینمای ایران در ذهن من حک شد.
+1
_انگار تا آخر عمرم باید چریک بمونم.
+چریکا زیاد عمر نمیکنن.
_چرا آدم باید زیاد عمر کنه وقتی حالش خوب نیست؟
+1
_من موندم تو چرا این یارو رو نزدی که خودت حذف نشی.
+اسلحه داشتن کافی نیست، وقتی تفنگ دستت میگیری باید بدونی به کی نباید شلیک کنی. اینم همینجوری نمیشه فهمید. مهم اینه که فکر کردنو کنار نذاری؛ تو هیچ شرایطی.
نادر عزیزم، سلام. این آخرین باریست که «عزیزم» را کنار اسم تو به کار میبرم. خودخواهیست شاید که نامهام زمانی به دستت میرسد که دیگر آنچه میان من و توست، به دست باد سپرده شدهاست. کندن است و گذشتن... خودم را مُجاب کردم برایت بنویسم قلب بزرگ تو لایق عشقهای بزرگتری است، که بگویم آرزوی خوشبختیات را میکنم با زن دیگری، که پس از من تو را «عزیزم» صدا میزند، اما قلبم طاقت نیاورد. نتوانستم. فکر کردم اگر تو را زمانی، اتفاقی با کس دیگری ببینم، یا به همان جاهایی قدم بگذارم که روزی در آنها رؤیا بافته بودیم، آیا میتوانم به بیتفاوتیِ یک عابر از کنارت، و از کنارش بگذرم؟ نمیدانم. این نامه را نوشتم که بگویم؛ اگر به تو گفتم دوستت ندارم دیگر، به تو گفتم برو، اگر به اجبار نقابِ سنگدلی به چهره زدم، باور نکن! نرنج! مجبورم پا روی دلم بگذارم. مجبورم از پارهی تنم جدا شوم. اما در این نامه اعتراف میکنم؛ از این به بعد، هرگاه ماه را ببینی، ماه نگاه من است، خیره به تو! و هرگاه زیر باران خیس شوی، آن اشکِ من است، در فراق تو. همانطور که خورشید و روز برای من، از حالا تا ابد، مهر توست، گسترده در جهان. یاد اولین روزیکه با هم، همقدم شدیم میافتم و شعری که خواندی و حالا معنایش مشخص شده است؛ «یعنی از وصل تواَش نیست به جز باد به دست»؟ تو را به یاد، تو را به باد میسپارم. میتوانیم. تاب خواهیم آورد. ما خاطرهها و رؤیاها و ماه و باران را هنوز داریم. تنها مرگ است که چاره ندارد عزیزِ من! تنها مرگ است که چاره ندارد. _همای تو.
میخواهم زنده بمانم/شهرام شاهحسینی💌
