Frozen∘˙post
Open in Telegram
Frozen blueberries🫐 https://t.me/harfmanrobot?start=6434917860 (https://t.me/chalxxlngx) challenges
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
313
Subscribers
-224 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
312
همون طور که بین اون همه چراغ و آدم قدم میزد پلک هاش رو روی هم قرار داد و سعی میکرد تک تک جزئیات رو ب یاد بیاره هیون گاهی زیر لب کلمه هایی رو ب یاد می آورد و با صدای زیر تکرار میکرد لی.. سعی کرد رفتار هارو ب یاد بیاره از لبخند ها، نگاه ها،دقیقا نگاه هایی ک تا پوست استخونش نفوذ میکرد و رفتار هایی ک حساسیت زیادی براشون خرج کرده بود اون حرفای ناگفته که همه چی رو عوض کرد اون بوسه هایی ک میتونست ب خاطر ارامش بهشون هدیه بده اون احساسات مخفی ک هیچ وقت گفته نشد و در اخر اون فشار سنگین روی قلبش ک علاوه بر خاطراتش دلتنگیش هم بدترش می کرد بدتر از همه کدوم قسمت بود؟ اینکه اون طرف پل ، لینو هم دست کمی از هیونجین نداشت همون قدر درگیر افکارش و همون قدر درگیر احساسات و همونطور ک هیون حساس بود لینو هم مغرور بود وقتی هیونهو جفتشون خبر داشتن از این دلتنگی فقط توی خفا ب هم فکر میکردن بدون قدم دیگه ای به سمت هم سعی در خفه کردن احساساتشون داشتن گاهی آدم متوجه نمیشه کار سرنوشت بود یا کار خودش پس فقط رها کردن چون اگر سرنوشت بخواد دوباره راه بازگشت به همو پیدا میکنن و این پایان احمقانه ترین پایان برای ی زوج بود که تمام زندگیشون به سرنوشتشون متصل بود یا حداقل اینطوری به نظر میرسد..
