en
Feedback
Fremde

Fremde

Open in Telegram

Frau Leben Freiheit http://t.me/HidenChat_Bot?start=1081204669

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
201
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-1630 days
Posts Archive
Disfruto By Carla Morrison.mp35.66 MB

☕️✨
+3
☕️✨

Und ihre Augen verrieten Emotionen, die schon lange hätten enden sollen.
Und ihre Augen verrieten Emotionen, die schon lange hätten enden sollen.

امروز من پشت سپر دفاعی بلوغ و پختگی هستم، خراش ناچیز روزمره دیگر تأثیر چندانی روی من ندارد و به‌زودی فراموش می‌شود. یک بی‌اعتنایی کوچک چندان ناراحتم نمی‌کند و به زخمی دردناک تبدیل نمی‌شود... 📚ربکا دافنه دوموریه

Enya_-_Only_Time.mp38.57 MB

زندگی، به راه افتاد و گفت: همراهم بیا، که ایستادنمان طولانی شده است. پرسیدم: به کجا؟ گفت: به شهر آینده. گفتم: درنگ کن، که راه مرا خسته کرده، صخره ها گام هایم را ناتوان گردانده و گردنه ها، نیرویم را به پایان رسانده است. گفت: حرکت کن، که ایستادن بزدلی است و نگریستن به شهر گذشته، نادانی.

Reden wir darüber🫴🏻
Reden wir darüber🫴🏻

بزرگسالانی که منتظر فردایند، در زمان حالی حرکت می‌کنند که همان دیروز یا پریروز یا حداکثر یک هفتۀ گذشته است. آن‌ها نمی‌خواهند در مورد بقیه‌اش فکر کنند. کودکان معنای دیروز یا پریروز یا حتا فردا را نمی‌دانند، همه چیز «الان» است. 📚دوست نابغه من النا فرانته

The_Irrepressibles_-_In_This_Shirt_(1).mp312.86 MB

گر تن بدهی؛ دل ندهی کار خراب است چون خوردن نوشابه که در جام شراب است گر دل بدهی؛ تن ندهی باز خراب است این بار نه جام است و نه نوشابه... سراب است دریا بشوی چون به دلت شور عبور است نوشیدن یک جرعه ز جام تو عذاب است باران بشوی چون که تنت بر همه جاریست کی تشنه شود سیر... فقط نام تو آب است اینجا به تو از عشق و وفا هیچ نگویند چون دغدغه مردم این شهر حجاب است تن را بدهی.. دل ندهی فرق ندارد... یک آیه بخوانند گناه تو ثواب است اصلا سخن از تجربه و علم و توان نیست شایسته کسی است که با حکم و خطاب است در دولت منصور که یک سکه حساب است تنها سند ساخت یک صومعه خواب است اینجا کسی از مرگ بشر ترس ندارد ترس از شب قبرست و سوال است و جواب است ای کاش که دلقک شده بودم و نه شاعر در کشور من ارزش انسان به نقاب است فروغ فرخزاد

„Fallen Angel“ ist ein berühmtes Gemälde von dem französischen Künstler Alexandre Cabanel, das 1847 geschaffen wurde. Es stellt einen gefallenen Engel dar, der von seiner einstigen Erhabenheit und Schönheit in die Niederlagen der Erde gestürzt ist. Der Engel ist nackt und zeigt eine melancholische Ausdrucksweise, während er auf einem Felsen sitzt. Sein Blick ist nachdenklich und traurig, was die Themen von Verlust und Sünde betont. Die Komposition ist reich an Details, und die Lichtführung hebt die Hauttöne hervor, was dem Gemälde eine lebendige Qualität verleiht. Das Bild ist ein wunderschönes Beispiel für den romantischen Stil des 19. Jahrhunderts und wird oft für seine emotionale Tiefe und technische Exzellenz gelobt. Es zieht viele Betrachter an, die sich von der Kombination aus Schönheit und Tragik angezogen fühlen. «فرشته سقوط کرده» نقاشی معروفی از هنرمند فرانسوی الکساندر کابانل است که در سال ۱۸۴۷ خلق شده است. این نقاشی، فرشته‌ای سقوط کرده را به تصویر می‌کشد که از شکوه و زیبایی سابق خود به ورطه شکست‌های زمین سقوط کرده است. فرشته برهنه است و در حالی که بر روی صخره‌ای نشسته، حالتی مالیخولیایی از خود نشان می‌دهد. نگاه او متفکر و غمگین است و بر مضامین فقدان و گناه تأکید دارد. ترکیب‌بندی اثر غنی از جزئیات است و نورپردازی، رنگ پوست را تقویت می‌کند و به نقاشی جلوه‌ای پر جنب و جوش می‌بخشد. این نقاشی نمونه‌ای زیبا از سبک رمانتیک قرن نوزدهم است و اغلب به دلیل عمق عاطفی و برتری فنی‌اش مورد ستایش قرار می‌گیرد. این نقاشی بینندگان زیادی را که مجذوب ترکیب زیبایی و تراژدی هستند، به خود جذب می‌کند. #Kunst@FremdeIsHere

The fallen Angel_ 1847
+1
The fallen Angel_ 1847

سرنوشت ربطی به بخت و اقبال ندارد. سرنوشت انتخابی است. چیزی نیست که منتظرش بمانی، باید به دستش بیاوری. 📚اسب سیاه تاد رز، اگی اگاس

4_5875300345059483297.m4a3.43 MB

Es nicht zu sehen bedeutet nicht, dass es nicht existiert.

Schmerz.
+2
Schmerz.

"افراد واقعاً روشنفکر هرگز به دنبال این نیستند که مانند دیگران باشند. بلکه به دنبال این هستند که نسبت به خود سابقشان برتر باشند. با دیگران مسابقه ندهید. علیه خودتان مسابقه دهید." 📚راهبی که فراری اش را فروخت رابین شارما

2_763504293121892721.mp37.25 MB

Seine Wiederholung bedeutet nicht, dass es unwichtig ist.

„Staircase, Whittington Court“ von Helen Ellingham aus dem Jahr 1890 ist ein bemerkenswertes Gemälde, das die charakteristische Atmosphäre des viktorianischen Zeitalters einfängt. Das Werk zeigt eine Treppe in einem alten Gebäude, wahrscheinlich mit historischen Elementen und einem Gefühl von Eleganz. Ellingham verwendet Licht und Schatten geschickt, um Tiefe und Raum zu schaffen. Die Details der Architektur und die Farbpalette verleihen dem Gemälde eine nostalgische Stimmung, die den Betrachter in die Vergangenheit zurückversetzt. Helen Ellingham war bekannt für ihre Fähigkeit, alltägliche Szenen in eine poetische und zeitlose Darstellungen zu verwandeln. Diese spezielle Arbeit zeigt nicht nur ihre technischen Fertigkeiten, sondern auch ihr Gespür für den Charakter und die Emotionen, die in einem Raum wohnen. «راه پله، دادگاه ویتینگتون» اثر هلن الینگهام از سال ۱۸۹۰، نقاشی قابل توجهی است که فضای خاص دوران ویکتوریا را به تصویر می‌کشد. این اثر، راه پله‌ای را در یک ساختمان قدیمی به تصویر می‌کشد که احتمالاً دارای عناصر تاریخی و حس ظرافت است. الینگهام با مهارت از نور و سایه برای ایجاد عمق و فضا استفاده می‌کند. جزئیات معماری و پالت رنگ، حال و هوایی نوستالژیک به نقاشی می‌بخشد که بیننده را به گذشته می‌برد. هلن الینگهام به خاطر توانایی‌اش در تبدیل صحنه‌های روزمره به بازنمایی‌های شاعرانه و جاودانه شناخته می‌شد. این اثر خاص نه تنها مهارت فنی او، بلکه حساسیت او به شخصیت و احساساتی که در یک فضا وجود دارد را نیز نشان می‌دهد. #Kunst@FremdeIsHere