Fremde
Open in Telegram
Frau Leben Freiheit http://t.me/HidenChat_Bot?start=1081204669
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
202
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-1430 days
Posts Archive
202
وقد فتّشوا قلبه
فلم يجدوا غير شعبه
وقد فتشوا صوته
فلم يجدوا غير حزنه
وقد فتّشوا حزنه
فلم يجدوا غير سجنه
وقد فتّشوا سجنه
فلم يجدوا غيرهم في القيود
202
Repost from ·Alaska, Alaska·
راستش نمیدونم این چیزی که میخوام بگم خوبه یا بد، ولی من از اینترنت واسه وصل بودن به دنیای آزاد استفاده میکردم. همهی ویدیوها خارجی بودن. یعنی هرچقدر که توی ایران خفقان و اتفاقات ناگوار بود، من از تیکتاک و یوتیوب استفاده میکردم برای اینکه ببینم در یک جهان عادی زندگی چطوریه، دغدغهی بقیهی آدمها چیه، چطور روزشون رو میگذرونن، چه نگرانیهایی دارن یا در حال حاضر چه چیزهایی رو دنبال میکنن. گاهی اوقات از تفاوت دغدغهها خندهم میگرفت ولی همین چیزها باعث میشد به زندگی امیدوار بشم. دیدن آدمهایی که توی یک قارهی دیگه هستن باعث میشد فکر کنم که خب حالا زندگی اونقدر هم بد نیست و امیدی هست؛ به دنیا امیدی هست. بعدش خودم انگیزه میگرفتم که کاری کنم زندگیم کمی به اون حالت نزدیک بشه. فکر میکردم راهی هست که من هم بتونم اون طوری زندگی کنم؛ یا در اینجا، یا جای دیگه. حتی نمیدونم این روش، روش سالم و عقلانیای بود یا نه. ولی جواب میداد! توی این مدت که اینترنت نیست، دیگه اون دنیای آزاد و جالب رو نمیتونم ببینم و واقعا بیشتر از هر زمان دیگهای حس زندانی بودن دارم. تنها چیزی که دارم میبینم همین زندگیای هست که اینجا دارم؛ همین چیز نصفه و نیمه. دوست ندارم اینطوری بمونه. کاش یک روزی برسه که مجبور نباشم این کار رو بکنم.
202
هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد
آن کس که اسب داشت غبارش فرونشست
گرد سم خران شما نیز بگذرد
در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت
این عو عو سگان شما نیز بگذرد
سیف فرغانی
202
از نظر دیکتاتور مردم دو دستهاند، آن هایی که باید گول بخورند و آن هایی که باید گلوله بخورند.
جورج اورول
202
انگار نفرین کرده اند این خاک را؛ اجدادِ ما…
تا بوده زاری بوده و تا مانده غم؛ در یادِ ما
ما نسل بازی خورده ایم؛ آتش به پرهامان زدند…
شاهان به آتش بازیو نیرنگ و استبدادِ ما
بازندگان بازیِ شطرنج قدرت؛ نسل ماست…
بازندگان بازیِ شطرنج قدرت؛ نسل ماست…
پایان بازی مات بود؛ از کیش مادرزادِ ما
202
آیا شما که صورتتان را
در سایهی نقاب غمانگیز زندگی
مخفی نمودهاید
گاهی به این حقیقت یاسآور
اندیشه میکنید
که زندههای امروزی
چیزی بهجز تفالهی یک زنده نیستند؟
فروغ فرخزاد
202
Die Samtene Revolution in der Tschechoslowakei im Jahr 1989 war ein weitgehend gewaltfreier politischer Umbruch, der das Ende der kommunistischen Einparteienherrschaft einläutete. Den entscheidenden Anstoß gaben studentische Proteste am 17. November 1989 in Prag, die anlässlich des 50. Jahrestages der Unterdrückung studentischer Demonstrationen durch die Nationalsozialisten stattfanden. Die brutale Zerschlagung dieser friedlichen Demonstration durch die Bereitschaftspolizei und das sich rasch verbreitende (später als falsch entpuppte) Gerücht über den Tod des Studenten Martin Šmíd lösten eine Welle der Empörung im ganzen Land aus. Innerhalb weniger Tage bildeten sich Oppositionsgruppen wie das Bürgerforum (Občanské fórum) unter der Führung des regimekritischen Schriftstellers Václav Havel, die den Dialog mit der Staatsmacht forderten und tägliche Massendemonstrationen organisierten, an denen teilweise über eine halbe Million Menschen teilnahmen.
Kennzeichnend für diese Revolution war ihr friedlicher Charakter und der massive Rückhalt in allen Bevölkerungsschichten, was durch einen landesweiten Generalstreik am 27. November eindrucksvoll unterstrichen wurde. Angesichts des öffentlichen Drucks und der ausbleibenden militärischen Unterstützung durch die Sowjetunion gab die Kommunistische Partei ihren Machtanspruch auf und öffnete den Weg für eine Übergangsregierung. Bereits am 29. Dezember 1989 wurde Václav Havel zum Staatspräsidenten gewählt, was den symbolischen Sieg der Demokratie markierte. Dieser friedliche Übergang ebnete den Weg für freie Wahlen und führte schließlich zur Transformation des Landes in eine Marktwirtschaft sowie Jahre später zur einvernehmlichen Teilung in die Tschechische Republik und die Slowakei.
انقلاب مخملی در چکسلواکی در سال ۱۹۸۹، یک تحول سیاسی عمدتاً غیرخشونتآمیز بود که پایان حکومت تکحزبی کمونیستی را نوید میداد. انگیزه تعیینکننده از اعتراضات دانشجویی در پراگ در ۱۷ نوامبر ۱۹۸۹، به مناسبت پنجاهمین سالگرد سرکوب تظاهرات دانشجویی توسط نازیها، ناشی شد. پراکنده کردن وحشیانه این تظاهرات مسالمتآمیز توسط پلیس ضد شورش و شایعه سریع (که بعداً نادرستی آن ثابت شد) مرگ دانشجو مارتین شمید، موجی از خشم را در سراسر کشور برانگیخت. ظرف چند روز، گروههای مخالف مانند انجمن مدنی (Občanské fórum)، به رهبری نویسنده مخالف، واسلاو هاول، ظهور کردند. آنها خواستار گفتگو با مقامات دولتی شدند و تظاهرات گسترده روزانه را سازماندهی کردند که برخی از آنها بیش از نیم میلیون شرکتکننده را به خود جلب کرد.
... این انقلاب با ماهیت مسالمتآمیز و حمایت گسترده از سوی تمام اقشار جامعه مشخص میشد، واقعیتی که با اعتصاب عمومی سراسری در ۲۷ نوامبر برجسته شد. حزب کمونیست در مواجهه با فشار عمومی و فقدان حمایت نظامی اتحاد جماهیر شوروی، از ادعای قدرت خود دست کشید و راه را برای یک دولت انتقالی هموار کرد. در ۲۹ دسامبر ۱۹۸۹، واتسلاو هاول به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد و پیروزی نمادین دموکراسی را رقم زد. این گذار مسالمتآمیز راه را برای انتخابات آزاد هموار کرد و در نهایت منجر به تبدیل کشور به یک اقتصاد بازار و سالها بعد، به تقسیم دوستانه آن به جمهوری چک و اسلواکی شد.
#Geschichte@FremdeIsHere
202
Tommi, ich glaub', ich hab' Heimweh. Fangen wir hier zum letzten Mal von vorne an“. Da, wo mer zosamme groß jeworde sin, da. Ziehen mer alle irgendwann wieder hin.
202
+2
Mein Geburtstag war dieses Jahr anders als alle anderen... es gab keinen Grund, sich zu freuen.
202
Die rumänische Revolution von 1989 markierte das blutige Ende der jahrzehntelangen Diktatur von Nicolae Ceaușescu und war der einzige gewaltsame Umsturz während des Zusammenbruchs der kommunistischen Regime in Osteuropa. Der Funke sprang Mitte Dezember in Timișoara über, als sich der Widerstand gegen die zwangsweise Versetzung des ungarisch-reformierten Pfarrers László Tőkés zu einer allgemeinen Massendemonstration gegen das Regime ausweitete. Trotz des Schießbefehls und des brutalen Einsatzes der berüchtigten Geheimpolizei Securitate sowie des Militärs, was zahlreiche Todesopfer forderte, ließ sich die Bewegung nicht mehr unterdrücken. Die tief sitzende Wut der Bevölkerung über jahrelange Mangelwirtschaft, Hunger, Kälte und totale staatliche Überwachung führte dazu, dass die Proteste innerhalb weniger Tage die Hauptstadt Bukarest erreichten.
Der entscheidende Wendepunkt war der 21. Dezember, als eine von Ceaușescu organisierte Massenkundgebung in Bukarest in offene Rebellion umschlug und der Diktator unter Buhrufen vom Balkon des Zentralkomitees fliehen musste. Nachdem das Militär die Seite gewechselt und sich mit den Demonstranten verbrüdert hatte, wurden Nicolae und Elena Ceaușescu nach einer kurzen Flucht gefasst. In einem kontroversen, hastig einberufenen Militärtribunal wurden sie am 25. Dezember 1989 zum Tode verurteilt und unmittelbar darauf hingerichtet. Die Revolution forderte insgesamt über 1.100 Todesopfer und hinterließ ein tief traumatisiertes Land, das sich in der Folgezeit mühsam von den Strukturen des Nationalkommunismus lösen und den Weg zur Demokratie finden musste.
انقلاب رومانی در سال ۱۹۸۹، پایان خونین دیکتاتوری چند دههای نیکولا چائوشسکو را رقم زد و تنها کودتای خشونتآمیز در طول فروپاشی رژیمهای کمونیستی در اروپای شرقی بود. جرقه این انقلاب در اواسط دسامبر در تیمیشوارا زده شد، زمانی که مقاومت در برابر انتقال اجباری کشیش اصلاحطلب مجارستانی، لازلو توکس، به تظاهرات گسترده علیه رژیم تبدیل شد. با وجود دستور تیراندازی و استقرار وحشیانه پلیس مخفی بدنام و ارتش، که منجر به مرگ افراد زیادی شد، دیگر نتوانست این جنبش را سرکوب کند. خشم عمیق مردم از سالها کمبود، گرسنگی، سرما و نظارت کامل دولتی منجر به رسیدن اعتراضات به پایتخت، بخارست، در عرض چند روز شد.
این جنبش با خشم مردم از سالها کمبود، گرسنگی، سرما و نظارت کامل دولتی شعلهور شد. نقطه عطف تعیینکننده در ۲۱ دسامبر فرا رسید، زمانی که یک تجمع گسترده که توسط چائوشسکو در بخارست سازماندهی شده بود، به شورشی آشکار تبدیل شد و دیکتاتور را مجبور به فرار از بالکن ساختمان کمیته مرکزی در میان تمسخرها و فریادهای اعتراض کرد. پس از آنکه ارتش تغییر موضع داد و با تظاهرکنندگان متحد شد، نیکولا و النا چائوشسکو پس از یک فرار کوتاه دستگیر شدند. در یک دادگاه نظامی جنجالی و عجولانه، آنها در ۲۵ دسامبر ۱۹۸۹ به اعدام محکوم و بلافاصله پس از آن اعدام شدند. این انقلاب جان بیش از ۱۱۰۰ نفر را گرفت و کشوری عمیقاً آسیبدیده را به جا گذاشت که متعاقباً مجبور شد با زحمت از ساختارهای کمونیسم ملی رهایی یابد و راه خود را به سوی دموکراسی پیدا کند.
#Geschichte@FremdeIsHere
