کولیآنا🃏'
Open in Telegram
اضمحلال سابق' https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 نقلی و نقدی
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
231
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+130 days
Posts Archive
235
Nihilism
روزی که معنا مرد، هیچ زنگی به صدا درنیامد. جهان همانطور ادامه داد و انسان بود که دیر فهمید پشت تمام ایمانها، فقط سکوتی عمیق ایستاده است.
این همان لحظهای است که فریدریش نیچه از آن بهعنوان مرگ خدا یاد کرد؛ نه یک قتل، بلکه فروپاشی آخرین پناه. از آن پس، ارزشها بیسرپناه شدند و اخلاق، صدای لرزان انسانی که از خلا میترسید.
نیهیلیسم اعتراف تلخ بشر است به اینکه جهان هیچ وعدهای نداده بود و ما خودمان وعدهها را نوشتیم تا دوام بیاوریم. همانگونه که فیلسوفان پس از نیچه فهمیدند، پوچی نه حادثهای گذرا، بلکه وضعیت دائمی انسان مدرن است.
در آثار آلبر کامو، این آگاهی به شکل شورشی خاموش نمایان میشود: زندگی در جهانی که پاسخی ندارد، و ادامه دادن، بیآنکه امیدی به معنا بسته شود.
و نزد آرتور شوپنهاور، جهان چیزی نیست جز رنجی بیپایان زادهی ارادهای کور؛ زیستن خطایی است که هر روز تکرار میشود.
نیهیلیسم جمع این صداهاست:
نه ایمان نیچهای برای نجات،
نه شور کامویی برای آشتی،
نه حتی بدبینی تسلیبخش شوپنهاور.
فقط دانستن دردناکی است که هیچ دستی از بیرون نخواهد آمد.
در پایان، انسان میماند و جهانی که هیچ اهمیتی به بودنش نمیدهد. اگر معنایی ساخته میشود، نه از امید، بلکه از ترس فرو رفتن در سکوتی که از ابتدا آن جا بوده است.
235
از چشمانش بوی اذان میآمد
بوسهاش قنوت
بوسهام سجود
لیک ما کافرانی خوش مذهب بودیم.
-کیانا
235
چشمانم را مومیایی کردهام
حدقهی خون آلودی که ناشیانه باند پیچی شده
تو را کور شده ام
نگاهم رنجور
تو را کور شده ام
-کیانا
