en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

کولیآنا🃏'

کولیآنا🃏'

Closed channel

اضمحلال سابق https://t.me/HarfChatBot?start=524363174f36 نقلی و نقدی

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
254
Subscribers
-124 hours
-17 days
+1230 days
Posts Archive
این دخترمو دوسش دارم زیاد

زاده‌ی همین ساعت

تو را دانستم از دیباچه‌ی سوگ، از آخرین نطفه‌ی غرس از گلوی مردابیِ غوک، از اولین نقطه‌ی ترس بندناف واپسین بَدوَت گره کرده به دور گردن سازم منِ سرّ الغیوب را هویدا می‌کنی رازم و سوگند به همین قافیه های نیم جانم تو را زارم تو را خوارم ای قبله‌ی عالم، تو را کعبه به کعبه زائرم هم. از طواف نام تو آب در استخوان خاک می‌روید وضویم نیتِ مسحِ گونه‌هایت را می‌پوید و دلم هم دل دریایی‌ام دریازده‌ست از صید امواجت خلیج نیلگون مردمِ چشمت پوزخند ساحل پلکت روی مهتابت در پیاله‌ی حوضمان لک زد من اما در انعکاس تو غرق مغرب شدنت را چالاکم شبی بن‌بستم و قلندروار در خوابی دست هایت را کفن، دست هایم را بِدَم جانی آه ای رود شوریده! درد زلالت را جود وجودم کن، سنگ مردنِ ما سهل است. یاوه گوی شهر آدم ها اینبار ترک‌هایش زخم، بر تنِ دیوار مانندش. چو قمری فاتح یاس، بی‌واژه می‌سرودم تورا باید هزار دستان را انکار، سهرابِ توران، تورا باید. ای پیچک سرسبز بیفشانم تا خورشید بیفشانم تا حریم روزنه‌ی امید آه و آوخ پاک یادم رفت، تو خود خورشیدی و من، طفلک سبزه‌ای مطرود از باغم و ریشه هایم ریشه هایم سایه می‌نوشند...
_کیآنا

آزادتر از گله اسب‌های وحشی وحشی تر از گله اسب‌های آزاد

بادبادک آهنی به بمب‌ها پرواز و یاد داد

حقیقت را در مسلخ مصلحت ذبح شرعی کردند
شریعتی

photo content
+1

پیشه‌ام نقاشی‌ست گاهگاهی قفسی میسازم می‌فروشم به شما تا به آواز شقایق که در آن زندانی‌ست دل تنهایی‌تان تازه شود
_سپهری

👤'
👤'

[من نیز سهراب وار] پشت هیچستانم پشت هیچستان رگ‌های هوا پر قاصد‌هایی است که خبر می‌آرند [خبر مرگم را از دورترین نقطه‌ی دهر]

افسانه‌ی حقیقت

photo content

وقتی شغالِ طرقبه بندبازی می‌کند
کمدیِ جاری در راهروهای پایتخت، فراتر از یک بن‌بستِ ژئوپلیتیک، رونمایی از یک دکترینِ ناب در روان‌شناسیِ بقاست. جمله‌ی سرد و بی‌رحمانه‌ی پرزیدنتِ دلها در مصاحبه‌ی اخیرش که با همان لحنِ چرتکه‌ای گفت «آن آغازاده‌ی سایه‌ها ۹۰ درصد وجود خارجی ندارد و کارش تمام است»، عملاً شلیک به مغزِ پروپاگاندایی بود که چهل سال است با مفهومِ «غیبت و دکترینِ انتظار» هویت‌سازی می‌کند. سیستم که اکنون در قعرِ دره‌ی انزوا دست‌وپا می‌زند، برای حفظِ انسجامِ بدنه ناچار به خلقِ یک رهبرِ شبح شده است؛ موجودی ناپدید. چرخ‌دنده‌های زنگ‌زده‌ی این تشکیلات همچنان باید بچرخد. اما لایه‌ی پنهان و طنازانه‌ی این درامِ سوررئال، در بازیِ شغالِ طرقبه و آن دار و دسته‌ی بسازبندازِ غارتگرِ پایتخت عیان می‌شود. آیا واقعاً تکنوکرات‌های پلاستیکی و باندهای مافیاییِ قالیباف از این غیبتِ مطلقِ نود درصدی بی‌خبرند؟ ابداً. واقعیت این است که برای این جماعت، یک «مرشد غایب، مجروح یا اصلاً تمام‌شده»، رام‌ترین، بی‌خطرترین و ایدئال‌ترین کارفرمای ممکن است. آن‌ها عمداً و با برنامه‌ریزی، این جنازه‌ی سرخ طینت را به یک عروسکِ خیمه‌شب‌بازیِ بی‌زبان بدل کرده‌اند؛ یک کاتالیزور و پوششِ عقیدتیِ عالی تا پشتِ نام و احکامِ غیابی‌اش، آخرین باقیمانده‌ی منافعِ ملی را غارت کنند و هم‌زمان در تریبون‌ها، پزِ «ذوب در فرمانِ ادیان» را بدهند. این دقیقاً تبلورِ عینیِ همان کاکولدیِ عقیدتی و سیاسی است؛ جریانی که لذتِ اصلی‌اش را در بازیچه شدنِ مطلقِ ساختارِ قدرت توسط یک باندِ غارتگرِ داخلی می‌بیند و با اشتیاق نظاره‌گرِ این حراجِ آبروست. ریشه‌ی این باورمندیِ مضحک در میانِ بدنه‌ی ذوب‌شده، البته یک پیشینه‌ی عمیقِ ایدئولوژیک دارد؛ آن‌ها به لحاظِ روانی شرطی شده‌اند که به «پرستشِ صندلیِ خالی» اصالت بدهند. تاریخِ این جریان پر است از این دست فانتزی‌های بقا؛ درست مثل داستانِ ملامحمد عمر که دو سال بعد از دفن شدنش همچنان برای القاعده فرمان صادر می‌کرد. شغال‌های طرقبه با شناختِ دقیق از همین پتانسیلِ جهلِ ساختاری، این دروغِ بزرگ را به خوردِ بدنه می‌دهند تا روی تلِ خاکسترِ یک اقتدارِ بربادرفته، چند روزی بیشتر به کاسبیِ سیاسیِ خود ادامه دهند. در دنیای محاسباتِ سردِ واقعی، کارِ فرماندهی تمام است، اما حضرات همچنان اصرار دارند کشور را با دست‌خطِ یک عدم اداره کنند.
معماری سقوط.

@RapRelease - AAQ - Soel Chigini.mp310.21 MB

خداوند گوشمو برید

Arez - Afarideh (Prod..Arez).mp37.36 MB

sticker.webp0.06 KB

photo content

sticker.webp0.09 KB

photo content
+1