ربع قرن زندگی✨
Open in Telegram
به قلم یک مامای نویسنده🌱 از لحظاتی برات میگم که انگار یکی باید ثانیه هاش را نگه داره...✨ اینجا میتونی ناشناس باهام صحبت کنی👇🏻 https://t.me/HarfChatBot?start=fd03f4942059
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
380
Subscribers
+624 hours
+507 days
+5330 days
Posts Archive
#دلی
امروز بعد از اینکه کارای بخش تمام شد
کنفرانس هم ارائه شد
با دانشجوها نشستیم به صحبت درمورد دغدغههایی که دارند...
اولش وقتی به این موضوع اشاره کردم، خیلی استقبال کردند و چند دقیقه اول فقط به حرفاشون گوش کردم...
چقدر برام دغدغههای آشنایی بودن😇
زمانیکه منم ترم۶ بودم، همه این سوالات و چندراهیها روبهروم بود
همیشه با دوستم که تاحدزیادی دغدغهها و افکارش شبیه خودم بود، میرفتیم با اساتید مشورت میکردیم تا به خیال خودمون تو روزایی که ۲۰،۲۱ سالمون بود بهترین تصمیم را بگیریم و حتما مسیر درست را انتخاب کنیم... (((((:
وامروز دیدم که انگار این چرخه همیشه بوده، این دغدغهها،
نگرانیها،
مشخص نبودن آینده وقتی داری به فارغالتحصیلی نزدیک میشی،
صحبتهای عدهای که ناامیدت میکنن و درمقابل صحبتهای عده دیگهای که به مسیر امیدوارت میکنن...
اما امروز من تمام تلاشم این بود
واقعیات را بهشون نشون بدم
نه یک دنیایتاریک نه رویافروشی روشن
اکثر مسیرهای پیشرو را با دلیل و استدلال براشون توضیح دادم،
سعی کردم بحث را با خودشون پیش ببرم
تا درنهایت برسم به جاییکه خودشون به این نتیجه برسند تصمیم و انتخاب کاملا مطلق خوب یا بد وجود ندارد🌱اینکه امید و تلاش درهر شرایطی درکنارهم باشند و مابهش ایمان داشته باشیم، حتی از سختترین مراحلم میتونیم عبور کنیم✨ ما هرکدوم یه جرقهای تو زندگی داریم، اومدیم که متفاوت باشیم🥹 پس صرفا یه مسیر ازپیش ساخته، احتمالا درستترین مسیر نیست... وباید ریسککنیم و مسیرخودمون را پیداکنیم🫶🏻 در هرلحظه هر انتخابی داریم، بدونیم بهترین انتخاب بوده و هیچوقت حسرت گذشته را نخوریم🤗 واینطوری میتونیم از تکتک لحظات و فرصتهای زندگی بهترین استفاده را ببریم❤️ #ازبیمارستان
شیفت امروز خوب بود
بیمارا گوگولی
داروها روتین
رگها سالم😂
برخلاف شیفت دیروز...
ولی کلا یه قانون نوشته تو بیمارستان هست که نباید از شیفت خوب، تعداد کم بیمارا و خلاصه از اینچیزا طی شیفت صحبت کنی و بابتش خوشحال باشی چون در ثانیهای همهچیز برعکس میشه😂فکرکنم این موردهم در ادامه همون قانونِ «جلوجلو ذوق کنی، کنسله!» هست اما خب ورژن بیمارستانیش علاوه بر کنسل شدنش بدترین احتمالات هم پیش میان😒🫠😂
البته تبصره هم داره بعد از اتمام شیفت ذوق کنی، اشکال نداره❤️ چون دیگه اتفاقی نمیتونه بیفته😂#ازبیمارستان
واقعا تاثیر روزهای پنجشنبه اینقدررر زیاده؟😅
روزای دیگه این موقع که از بیمارستان برمیگشتم
اصلا صندلیها خالی نبود، چندین نفرهم ایستاده بودن حتی
اما امروز هم تو اتوبوس هم مترو
کیف و وسایلمم مستقل شدن و روی صندلی جدا نشستن یه گوشه😂❤️
مامانش که داخل ریکاوری اتاقعمل بودن
خودش و مامانبزرگش زودتر اومدن بخش
مامانبزرگ خیلییی استرسی بودن🫠
مدام میومدن میگفتن
بیاین ببینین نوزاد ما حالش خوبه؟
بیاین یه بار دیگه بهش دستگاه وصل کنین ببینین نفسش خوبه؟(میزان اکسیژن منظورش بود)
الان رنگ نوزادمون خوبه؟
و...
هزاران سوال و نگرانی دیگر...😂❤️
دیگه بعدش مامانِ نینی را انتقال دادند به بخش
و تا حدی از استرس مامانبزرگ کاهش یافت😌
البته استرسها تموم شدنی نبودن و درمورد شیردهی، حال عروسشون، اسم داروهایی که تزریق میشدند، زمان ترخیص و.... نگرانی داشتند😏
خلاصه که داستانی داشتیم با مامانبزرگ نگران😉
#ازبیمارستان
میگن بهترین بخش کارت چیه؟
یکی تایم رست
یکیهم تایم خروج
جهت فان البته😂❤️
ما که بخاطر وجود این نینیهای گوگولیِ دلبر
تقریبا بخش اعظم کارمون شیرینه🥹😍
جنگنده واقعی تو آسمونا نیست...
جنگنده واقعی ماییم، که هرروزصبح بلند میشیم
و با تهموندهی امیدی که برامون باقی مونده
برای آیندهمون برنامه میچینیم...✨💖
ازبخشمامایی
همه بیمارای اینجا، نینی و مامانِنینی هستند
هرجایی میری، یه دلیل برای خوشحالی هست
تو هر اتاق یه نینیِ گوگولیِ نرمِ نازِ گردالو🥹😁
یه اتاق نوزاد هم مخصوص نینیهایی که مامانشون رفته سزارین و الان تو ریکاوری اتاقعمل هستند و بههوش نیومدن...
این اتاق همیشه نینی داره🫶🏻🩷
اما نینی هایی که تو اولین لحظات زندگیشون، تنها زیر وارمر خوابیدن تا بتونن گرمای وارمر را تاحدودی جایگزین گرمای پرمهر مامانشونکنن🥲
وقتایی که کارم سبکتره میرم پیششون،
واقعا اینکه یکی پیششونه را حس میکنن و برای لحظاتی آرومتر میشن🥰🌱
خلاصه که شیرینیها و قندونبات این
بخش خیلی زیاده✨ چشم نقوله😅
#ازبیمارستان
توجهتون را جلب میکنم به چندتا نکته😌😏
۱) من اولش فکر کردم نینی دختره، چون معمولا دستبند صورتی که تو دستِ نینی هست برای دختراست و دستبند آبی برای پسرا
اما بعد کاشف به عمل اومد، بخاطر کمبود دستبند آبی، پرسنل اتاقعمل مجبور شدن برای پسرا هم دستبند صورتی ببنند...😅🩷
۲) نکته بعدی اینکه کمبود تجهیزات فقط به دستبند نوزاد ختم نشده، و حتییی کلاه نینی هم جز کمبودها بوده، مجبور شدن کلاه بزرگسالارو اینطوری برای نینی بپوشونن...😂
۳) ترکیب دستبندصورتی+کلاه صورتی که به حالت گل بسته شده+نحوه گریه نینی+ ناز کردنش همه اشاره داشت به اینکه دختره🩷
اما نینی غافلگیرم کرد و برخلافانتظار پسر بود🩵
۴) نینی خودش یه عالمه گریه کرده و همه نوزادها رو بیدار کرده، آخرشم خودش دستهاشو گذاشته دوطرف سرش، گویا بقیه جیغ جیغ کردن و آقااا سردرد گرفته😏😁
#ازبیمارستان
#نینی
جوجه تازه از تنور دراومده🥹😍
گرسنهشه، دنبال مامانش میگرده
اما مامانش تو اتاقعملِ، هنوز به هوش نیومده
#نینی
و اما عزیزمن🩵
داستان تو هنوز تمام نشده...
تو خواهی خندید✨
درست درجایی که قبلا گریسته بودی:)
بماند به یادگار از امروز...(((:🫧
از 10آبان1402 به 10مرداد1405🤍
چقدر چنلاتون گوگولی و نازه🥹😍
تقریبا هر کسی که جوین میشه و
ببینم چنل داره، منم جوین میشم
دیدن این همه زیبایی و دنیاهای متفاوت
برام خیلی قشنگ و جذابه... ✨🫶🏻🤗
چنلآخری که جوینشدم دنیایآنه بود🫧
یه روز میفهمی بیشتر حسرتهای زندگی، نتیجهی انتخابهای دیگران نبود؛
نتیجهی ترسهایی بود که اجازه دادی به جای تو تصمیم بگیرن
🙂🫶🏻
دوست داشتم فضانورد یا ستارهشناس بشم
بعد به مهندس هواوفضا هم قانع شدم😌
ولی بعد دیدم علوم پزشکی بهتره انگار😅
و من که حتی با خوندن این تجربهات
هم آدرنالینم اومد تو دهنم...🥲
خداروشکر که آخرش بسلامت تموم شد🩵
