en
Feedback
ستاره‌ای خاموش.

ستاره‌ای خاموش.

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
233
Subscribers
-224 hours
-127 days
+3630 days
Posts Archive
sticker.webp0.03 KB

باشد روزی رسد که اینگونه نباشد:)°•

تقویم اسفند رو نشون میده ولی من هنوزم تو دی موندم.

Repost from N/a
‏ شاید هم خاک ‏از اینکه عزیزان‌مان را ‏با خود یکی کرده ‏این‌چنین بوی خوبی می‌دهد... ‏
‏‌ تورگوت اویا

Repost from 𝟲𝟲𝟲
آنان که مرده‌اند زنده ماندند و آنان که زنده‌اند مرده‌اند.

Repost from N/a
اینجا ایرانه و ما امیدوارترین افسرده ها.

Repost from N/a
‏یه گریه ی گنده گیر کرده تو گلوم که معلوم نیست تا کی قراره نگهش دارم.

Repost from •نقاب•
Video message00:32

اون از زندگی فقط یه 207 مشکی میخواست ولی سهمش شد تیرجنگی و یه سنگ قبر مشکی.

امروز، تقویم نام تورا آهسته صدا می‌زند. روزی که زمین به آمدنت افتخار کرد و آسمان سهم خودش را از نور تو، از یک ستاره گرفت. علی عزیزم، جسمت میان ما نیست اما حضورت در نفس‌های این خاک جاری‌ست. نامت فقط یک اسم نیست؛ نشانی از ایستادگی، شرافت و عشقی است که هیچ‌وقت خاموش نمی‌شود. تولدت را نه با شمع و کیک، با دلی پر از دلتنگی و افتخار گرامی می‌داریم. تو رفتی، اما راهت ماند. صدایت هنوز در گوش زمان می‌پیچد و رد قدم‌هایت بر مسیر تاریخ پاک نمی‌شود. امروز به آسمان نگاه می‌کنیم و لبخند می‌زنیم. چون می‌دانیم ستاره‌ای آن بالا، بیشتر از همیشه می‌درخشد. تولدت مبارک، پسر ایران.

Repost from N/a
‏بله کشور آرام است؛ آرام همچون سردخانه مردگان.

برای همین شب بارها از خواب می پریدم جلوی درگاه می رفتم و بازش میگذاشتم و میگذاشتم هر که موطنی نداشت به درون بیاید گدایان روسپیان واماندگان و همه جور آدمی می آمدند زیر سقفم اکنون از آن شب سالها گذشته و هنوز هم باران می آید. ولی هنوز هم صدای قدم هایی در باد میشنوم و هق هق گریه ای در باران و کسی که میخواهد به درون بیاید. هر چند دلبندم در آن زمان تو نیامدی و آن که انتظار میکشید هم من بودم باز هم دلم میخواهد بیرون جلوی درگاه بروم ولی بیدار نمیشوم بیرون نمیروم نگاه نمیکنم و تنابنده ای هم به خانه ام نمی آید دیگر

نوشته بود : دل‌مردگی همینه. زیاد می‌خوابی، حوصله‌ی انجام هیچ‌کاری رو نداری درصورتی که می‌دونی آیندت تو خطره، دیر سین می‌زنی،ادم‌ها رو نادیده می‌گیری، قرارها رو کنسل می‌کنی، استرست نسبت به کوچیک‌ترین چیزها بالاست،دیدت منفیه،اکثر مواقع غمگینی. و این روزها اکثرا با دل مرده ترین ورژنمون زندگی می کنیم.

Repost from N/a
هر یه نفر کشته شه هزار نفر پشتشه.

"مامان.. مامان... شمع هاشو کی فوت کنه مامان؟"

شاید اسمش روز عشقه، اما نه از اون عاشقانه‌های شاد و پرنور که با خنده تموم میشن. این یکی سردتره، ساکت‌تره؛ شبیه نوری که از پشت ابر رد میشه و به‌جای گرما، یه سنگینی آروم روی دل میذاره. از اون عشقیه که سهمش اشکه، دل‌سوزیه برای آدم‌هایی که حتی یه‌بار هم ندیدیمشون، اسمشون رو نمی‌دونیم و صداشون رو نشنیدیم، اما با این حال یه گوشه‌ی قلبمون براشون می‌تپه و میسوزه. شاید اسمش روز عشقه، اما برای ما بیشتر شبیه بغضیه که نمی‌خواد فروکش کنه.