vamp's all mine
Open in Telegram
u only think of me when it's quite. come , @quitelinebot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
589
Subscribers
+324 hours
+307 days
+11530 days
Posts Archive
Repost from 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝔀𝓲𝓷𝓼 𝓪𝓵𝓵 𝓞𝓽7
🩸 𝕳𝖎𝖘 𝕸𝖆𝖗𝖎𝖔𝖓𝖊𝖙𝖙𝖊(𝖕𝖆𝖗𝖙11)
𝐆𝐞𝐧𝐞𝐫: 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐝𝐨𝐦𝐞𝐬𝐭𝐢𝐜 𝐯𝐢𝐨𝐥𝐞𝐧𝐜𝐞, 𝐡𝐮𝐫𝐭/𝐜𝐨𝐦𝐟𝐨𝐫𝐭𝐬 𝐬𝐥𝐢𝐜𝐞 𝐨𝐟 𝐥𝐢𝐟𝐞, 𝐥𝐨𝐯𝐞/𝐡𝐚𝐭𝐞 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐭𝐢𝐨𝐧𝐬𝐡𝐢𝐩
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬: 𝐇𝐞𝐞𝐣𝐚𝐤𝐞, 𝐒𝐮𝐧𝐬𝐮𝐧, 𝐉𝐚𝐲𝐰𝐨𝐧
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫:𝐬𝐨𝐠𝐨𝐥 𝐄𝐝𝐢𝐭𝐨𝐫:𝐬𝐨𝐡𝐞𝐞
"قلبش هنوز تند تند میزد اما هر قدمی که به سمت کافه برمیداشت، از اضطرابش کم و به اشتیاقش به آزادی و نجات دادن خودش اضافه میشد.𝓑𝓸𝓽 𝓯𝓸𝓻 𝔂𝓸𝓾𝓻 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓬𝓸𝓶𝓶𝓮𝓷𝓽𝓼
Repost from 𝐓𝖾𝖾𝗑𝗂𝐎
Repost from 𝖣𝖾𝖺𝖽 𝖵𝖺𝗆𝗉𝗂𝗋𝖾🆕
Nighttime love
So, you want to propose to both of us?
Of course, we have to do one more thing to make it
You miserable freeloaders—I'm your spouse too, Park!Heehoonki : Threesome🔞
Repost from EVAN-D15🦌
+1
💯اورز یوروبوووووون💯
ایوان لی داستان کاندید ماما شده، ولی همونطور که توی عکس پیداست به شدت عقبه😭
برید سریع به این بامبی کیوتک رای بدین حتما🥲
لینک:
https://mnetplus.onelink.me/TRa8/1cmkfk1t
پشت گوش نندازید لطفا، برید🥲💔
داخل ام نت، بدون فیلتر هم هست
Repost from N/a
"Our first life"
Rom-Com | Fluff | Slice of Life
Heejake, Jaywon, ?
وقتی جیک بعد از یه سال کراش داشتن روی همکلاسیش بالاخره تصمیم میگیره اعتراف کنه؛ یه اعتراف ناگهانی دیگه همه چیز رو به هم میریزهComing soon... #au #OurFirstLife
Repost from N/a
This is "𝙍𝙚𝙛𝙡𝙚𝙘𝙩𝙞𝙤𝙣" ↯
ᝯׁ֒ouples: hׁׅ֮eejake, hׁׅ֮oonki, յׁׅaywon
دقیقا موقعی که جیک فکر میکنه بیشتر از همیشه دوست دخترشو دوست داره، سر و کله ی هیسونگ پیدا میشه و همه چیز رو خراب میکنه. جیک هم سعی میکنه با زور بازو از زندگیش بندازتش بیرون، اما انگار قراره مثل چسب دوقلو بچسبن به هم؟
Repost from N/a
«ما تماشاییترین تقابلِ اندوه و لبخندیم؛ خانههایی متروک و طوفانزده که بر سردرِ آنها، چراغانیِ عید آویختهاند. درد، مدتیست که از مرزهای صبوری گذشته، به خلوتِ مویرگهایمان دویده و در بندبندِ وجودمان ریشه دوانده است. با این حال، جهان ما را سرپا و پرفروغ میبیند.
> چه رازیست در این کالبدهای خاکی که زخمِ جان را در ژرفای خود پنهان میسازند و چشمان را به ضیافتِ تبسم میخوانند؟ گویا لبخند، آخرین سنگرِ روحهای خستهایست که نمیخواهند شکوهِ غمانهشان، به ترحمِ آینهها آلوده شود. ما در سکوتِ خویش میشکنیم، در شریاناتمان خونِ رنج جاریست، اما لب بر لب میفشاریم و به روزگار میخندیم؛ چرا که رسمِ پروانههای سوختهبال، همین مدارای بیصدا با آتش است.»
Repost from N/a
میان عاقلانِ شهر، عشقِ من به تو نامی جز بیراهه و آشفتگی ندارد؛ چرا که آنان روح را با ترازوی منطق میسنجند و از تپشهای بیمحابای قلبی که بندبندش به نام تو بسته است، وحشت میکنند. اگر طبیبی بر بالینِ این اشتیاقِ بیحد بنشیند، شاید برای این حجم از دلدادگی و بیخویشتنی، مرثیهی تیمارستان بسراید. او در هیاهوی این سینه، چیزی جز یک بیقراریِ بیمارگونه نخواهد یافت. اما در چشمِ یک شاعر، این همان شکوهِ نابی است که جهان سالهاست در انتظارش میسوزد. من تو را چنان دوست میدارم که واژهها در وصفش به لکنت میافتند؛ عشقی مفرط و بیپروا که عقل را به زانو درمیآورد و قلمِ اهلِ دل را به رقص وا میدارد. این شیدایی، اگرچه مایهی هراسِ مصلحتاندیشان است، اما غزلِ نابی است که جاودانگیاش را تنها در دیوانِ عاشقانِ بیدل میتوان یافت. بگذار جهان ما را مجنون بخواند؛ چرا که من بلندترین شعرِ روزگار را در چشمانِ تو خواندهام..
Repost from N/a
+4
# I love you in a way that would worry a therapist and thrill a poet.
Repost from N/a
𐙚
Couple: Heehoon
نیکی نالید: «هیونگ!! میشه محض رضای فاک اون نامه ی کوفتی رو بندازی تو لاکرش؟» سونگهون با نا امیدی گفت: « اگه هیسونگ ردم کنه چی؟...»✧ 𝘛𝘩𝘦 𝘭𝘦𝘵𝘵𝘦𝘳 —☆ ഒ 𝘢𝘯𝘰𝘯 ───ʚ˚ɞ ─── T.me/auhypen 𓂃 ٠࣪ ִֶָ☾.
