Radio Shajarian | رادیو شجریان
Open in Telegram
«به هوای آواز، جایی برای شنیدن، گفتن و ماندن، به یاد شجریان.» 🤍🌱 «آهنگهای خوب شناخته نمیشوند چون گوشهای صبور کماند.» @RadioShajariannBot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
516
Subscribers
+124 hours
+87 days
+730 days
Posts Archive
خفته خبر ندارد سر بر کنار جانان
این شب دراز باشد بر چشم پاسبانان
ساز و آواز
دستگاه شور
شعر : سعدی
سومین قطعه
آلبــوم زیبای:
پیــوند مـهر
انتشار ۱۳۷۹
نوای شنیدنی
اسطوره تار :
فرهنگ شریف
استاد شجریان
بیا، که جانِ مرا بیتو نیست برگ حیات
بیا، که چشم مرا بیتو نیست بینایی...
عراقی
جان جهانم
#شجریان
"یک شاخه گل برنامه شماره ۴۲۵"
با همکاری اساتید:
"محمدرضا شجریان"
"پرویز یاحقی"
"لطف اله مجد"
"جهانگیر ملک"
آهنگ در بیات اصفهان
غزل آواز: سعدی
گوینده: "روشنک"
مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست
یا شب و روز به جز فکر توام کاری هست
به کمند سر زلفت نه من افتادم و بس
که به هر حلقه موییت گرفتاری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست
در و دیوار گواهی بدهد کاری هست
هر که عیبم کند از عشق و ملامت گوید
تا ندیدست تو را بر منش انکاری هست
صبر بر جور رقیبت چه کنم گر نکنم
همه دانند که در صحبت گل خاری هست
نه من خام طمع عشق تو میورزم و بس
که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
باد خاکی ز مقام تو بیاورد و ببرد
آب هر طیب که در کلبه عطاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود
جان و سر را نتوان گفت که مقداری هست
من از این دلق مرقع به درآیم روزی
تا همه خلق بدانند که زناری هست
همه را هست همین داغ محبت که مراست
که نه مستم من و در دور تو هشیاری هست
عشق سعدی نه حدیثیست که پنهان ماند
داستانیست که بر هر سر بازاری هست
"سعدی"
دلم بی وصل ته شادی مبیناد
ز درد و محنت آزادی مبیناد
مرید خرابات
بزم خصوصی
شعر :باباطاهر
نشر سال۱۳۶۲
فرهنگ شریف
اسـدالله ملک
دستگاه: شور
فوق زیباااااا
نوای دلنشین
اسطوره تار :
فرهنگ شریف
استاد شجریان
شاهکار ماندگار
سلاطين ساز و آواز
آه که میزند برون از سر و سینه موج خون
من چه کنم که از درون دست تو میکشد کمان
🎙️ تصنیف «نامدگان و رفتگان»
آهنگساز: محمدرضا #لطفی
آواز: محمدرضا شجریان
شاعر: هوشنگ ابتهاج
اجرای خصوصی : بیابان عشق
خواننده : استاد شجریان
همنواز : استاد درخشانی
شعر : حضرت حافظ
دستگاه/مایه : سه گاه
گاه : 25 مرداد 1368
الهی آتش عشقم به جان زن
شرر زان شعلهام بر استخوان زن
چو شمعم برفروز از آتش عشق
بر آن آتش دلم پروانه سان زن
هزاران غم به دل اندوته دیرم
به سینه آتشی افروته دیرم
به یک آه سحرگاه از دل تنگ
هزاران مدعی را سوته دیرم
#باباطاهر
مرکبخوانی-فرود به سهگاه
آواز: استاد #محمدرضا_شجریان
نی: استاد #محمد_موسوی
اجرای خصوصی "شمع مزار" سهگاه
استادان:
آواز: #محمدرضا_شجريان
ویلون: #پرویز_ياحقی
سنتور: #حمید_ارجمندی
دیده دریا کُنَم و صبر به صحرا فِکَنَم
وَاندر این کار دلِ خویش به دریا فِکَنَم
از دلِ تنگِ گنهکار برآرم آهی
کآتش اندر گُنَهِ آدم و حوا فکنم
مایهٔ خوشدلی آنجاست که دلدار آنجاست
میکنم جهد که خود را مگر آنجا فکنم
بِگُشا بندِ قَبا ای مَهِ خورشید کُلاه
تا چو زلفت سَرِ سودا زده در پا فکنم...
حضرت #حافظ
"ساز و آواز" (درآمد شور ابوعطا، گوشه دشتی حجاز، کرد بیات، بیات راجه، اوج دشتی فرود سارنگ، شور) تار: استاد #فرهنگ_شریف آواز: استاد #محمدرضا_شجریان آلبوم: پیوند مهر غزل: حضرت #سعدیهر کس به تماشایی رفتند به صحرایی ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی یا چشم نمیبیند یا راه نمیداند هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی دیوانه عشقت را جایی نظر افتادهست کآنجا نتواند رفت اندیشه دانایی امید تو بیرون برد از دل همه امیدی سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلش آن کش نظری باشد با قامت زیبایی گویند رفیقانم در عشق چه سر داری گویم که سری دارم درباخته در پایی زنهار نمیخواهم کز کشتن امانم ده تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی در پارس که تا بودهست از ولوله آسودهست بیم است که برخیزد از حسن تو غوغایی من دست نخواهم برد الا به سر زلفت گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی گویند تمنایی از دوست بکن سعدی جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی
