en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

𝑨𝒕𝒂𝒓𝒂𝒙𝒊𝒂

𝑨𝒕𝒂𝒓𝒂𝒙𝒊𝒂

Open in Telegram

http://t.me/BChatPlusBot?start=sc-EahLGRLfrHMk

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
216
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+230 days
Posts Archive
Whatever world i say, I will always love you

sticker.webp0.00 KB

Living in affairs and cheap dopamine, I completely forgot how much I get from just one contact with the person I'm madly in l
Living in affairs and cheap dopamine, I completely forgot how much I get from just one contact with the person I'm madly in love with.

هانیبال میتونه ویل رو بغل و بعد ناپدید کنه انقدر کوچولو عه.
هانیبال میتونه ویل رو بغل و بعد ناپدید کنه انقدر کوچولو عه.

sticker.webp0.00 KB

If he's a serial killer, then what's the worst That could happen to a girl who's already hurt?

sticker.webp0.00 KB

sticker.webp0.00 KB

Poor baby 💔

sticker.webp0.00 KB

So you can't wait, huh?
So you can't wait, huh?

sticker.webp0.00 KB

می‌بینید مغز ما چطور تکامل پیدا کرده تا از یکپارچگیِ هویت و خودِ اصلی در برابر خاطرات و تجربه‌های آسیب‌زا محافظت کنه؟ این اختلال، با وجود تمام درد و رنجی که به همراه داره، از نظر بیولوژیکی برای من واقعاً شگفت‌انگیز و حتی زیباست؛ انگار ذهن، در مواجهه با تجربه‌ای فراتر از ظرفیت پردازشش، به نوعی مکانیسم دفاعی متوسل می‌شه تا فرد بتواند همچنان به زندگی ادامه بده. به نوعی میشه اون رو آخرین پناهگاه ذهن برای محافظت از خود در برابر چیزی دونست که تحمل و پردازشش بیش از توان فرد بوده..

اختلال هویت تجزیه‌ای یک اختلال تجزیه‌ای پیچیده است که در آن احساس یکپارچگی فرد نسبت به هویت، حافظه، هیجانات و ادراک از خود دچار گسست می‌شود. در این حالت، فرد ممکن است تجربه کند که بخش‌های متفاوتی از هویت او در زمان‌های مختلف برجسته می‌شوند اگر بخواهیم دقیق‌تر نگاه کنیم، در اختلال هویت تجزیه‌ای مشکل اصلی این است که فرایندهایی که معمولاً در یک تجربه‌ی پیوسته از «من» کنار هم قرار می‌گیرند، از یکدیگر جدا می‌شوند. این فرایندها شامل حافظه، هیجان، ادراک، احساس مالکیت نسبت به بدن، رفتار و تصویر فرد از خودش هستند. به همین دلیل، تجربه‌ی فرد لزوماً شبیه این نیست که «دو آدم متفاوت در یک بدن زندگی می‌کنند»؛ بلکه ممکن است حالت‌های هویتی مختلفی وجود داشته باشند که دسترسی متفاوتی به خاطرات و احساسات دارند.هر حالت می‌تواند شیوه متفاوتی برای فکر کردن، احساس کردن یا تعامل با محیط داشته باشد. پس برخلاف تصور رایج، DID صرفاً به معنای «چند شخصیت داشتن» نیست؛ مسئله اصلی، اختلال در یکپارچگی و پیوستگی تجربه هویت است. فرد ممکن است در برخی مواقع احساس کند رفتار یا واکنش خاصی با احساس معمول او از «خودش» هماهنگ نیست، یا حتی نسبت به بخشی از اتفاقات گذشته آگاهی کاملی نداشته باشد.یکی از علائم مهم، اختلالات حافظه تجزیه‌ای است؛ برای مثال ممکن است فرد متوجه شود زمانی را به خاطر نمی‌آورد، وسایلی دارد که به یاد نمی‌آورد خریده باشد، یا دیگران درباره اتفاقی صحبت کنند که خودش خاطره روشنی از آن ندارد. برخی افراد همچنین دچار مسخ شخصیت می‌شوند؛ یعنی احساس می‌کنند از بدن یا افکار خود فاصله گرفته‌اند و گویی خودشان را از بیرون مشاهده می‌کنند. در مسخ واقعیت نیز محیط اطراف ممکن است غیرواقعی، دور، مصنوعی یا شبیه خواب به نظر برسد. شدت و شکل این تجربه‌ها در افراد مختلف متفاوت است و ممکن است فرد مدت‌ها آنها را صرفاً به شکل «عجیب شدن خودم» یا «حس غریبه بودن با خودم» توصیف کند.از نظر بالینی، DID معمولاً با تجربه‌های شدید و مکرر تجزیه‌ای و مشکلات قابل‌توجه در عملکرد فرد همراه است. در بسیاری از موارد، شروع این الگو با تجربه‌های آسیب‌زای شدید و تکرارشونده در دوران کودکی ارتباط دارد، در مورد شکل‌گیری DID نیز دیدگاه علمی آن را معمولاً با تجزیه‌ی شدید و مزمن تجربه‌ها در زمینه‌ی آسیب‌های دوران کودکی مرتبط می‌داند. ایده‌ی اصلی این است که کودک در شرایطی که تجربه‌های بسیار طاقت‌فرسا را نمی‌تواند به‌صورت یکپارچه پردازش کند، ممکن است بخش‌هایی از تجربه، هیجان، خاطره و احساس خود را از یکدیگر جدا کند. اگر این الگو در طول زمان تثبیت شود، در بزرگسالی می‌تواند به شکل پیچیده‌تری ظاهر شود.نکته جالب درباره DID این است که فرد الزاماً همیشه متوجه تغییر حالت خود نمی‌شود. در بعضی افراد، تغییر حالت‌ها بسیار واضح است، اما در برخی دیگر ممکن است ظریف باشد و بیشتر به صورت تغییر ناگهانی در احساسات، ترجیحات، نحوه صحبت کردن، نگرش نسبت به خود یا حتی احساس مالکیت نسبت به بدن تجربه شود. بنابراین تجربه فرد می‌تواند بیشتر شبیه یک پیوستار گسسته از حالت‌های مختلف خود باشد تا تصویری که در فیلم‌ها از «دو شخصیت کاملاً جدا» نشان داده می‌شو

Dissociative Identity Disorder
+1
Dissociative Identity Disorder

I want you to breathe me in

Im not so sure i know who you are anymore

sticker.webp0.00 KB

Not found of eye contact, are you? - Eyes are distracting. You see too much, you don’t see enough. and it’s hard to focus when you’re thinking “Those whites are really white” or “He must have hepatitis“ or “Is that a burst vein?” So I try to avoid eyes whenever possible.