⋆ 𝐍𝐨𝐯𝐚
Open in Telegram
297
Subscribers
-324 hours
+17 days
-6530 days
Posts Archive
297
Why are you crying? because you deleted yourself from everyone's memory?
but... isn't that what you wanted all along?
297
سختترین بخشِ رفتن،
مرگ نیست؛
این است که
بعضی آدمها را
درست وقتی پیدا میکنی
که وقت،
برای موندن وجود ندارد.
و اگر آخرِ قصه
همهچیز خاموش شد،
امیدوارم
آخرین چیزی که از این جهان با خود میبرم
گرمای دستی باشد
که برای نگه داشتنش
دیر نشده بود.
چون بعضی آدمها
نمیآیند تا ابد بمانند؛
میآیند
تا ثابت کنند
حتی کوتاهترین دیدارها
میتوانند
بلندترین خاطرهی عمرت شوند.
nova
297
Moon, tell me if I could
Send up my heart to you?
So when I die, which I must do
Could it shine down here with you?🌙✨
297
دو پرنده بودند؛ یکی در غربتِ غروب زندگی میکرد و دیگری در سکوتِ سردِ سحر.
روزی در میانهی آسمان به هم رسیدند، میان ابرهایی که بوی باران میدادند و بادهایی که قصهی جدایی را از بر بودند.
مدتی کوتاه، آسمان برایشان کوچک شد از بس کنار هم پرواز کردند. شاخهها به تماشایشان میایستادند و خورشید دیرتر غروب میکرد.
اما تقدیر، همیشه راهی برای شکستن زیباترین پروازها پیدا میکند.
روزی باد شدیدی وزید؛ آنقدر شدید که یکی را به سوی افق برد و دیگری را در تنهاییِ آسمان جا گذاشت.
از آن روز، پرندهی تنها هر غروب به همان نقطه خیره میشد؛ به جایی که آخرین بار سایهی بالهای یارش را دیده بود.
سالها گذشت، اما او هنوز پرواز میکرد، نه برای رسیدن، بلکه برای فراموش نکردن.
و آسمان هر شب، با ستارههایی که شبیه اشک بودند، داستان دو پرندهای را روایت میکرد که همدیگر را دوست داشتند، اما سهمشان از عشق، فقط خاطرهی یک پرواز کوتاه بود.
nova
297
★I can't move on, baby doll
Waitin' on calls, flippin' through stations
I'm outclassed and it's outrageous
And I'll take it all, baby doll
Whatever's been weighin' you down🥀
297
I found a love for me
Oh, darling, just dive right in and follow my lead
Well, I found a boy, beautiful and sweet
Oh, I never knew you were the someone waitin' for me
'Cause we were just kids when we fell in love
Not knowin' what it was
I will not give you up this time
Oh, darling, just kiss me slow
Your heart is all I own
And in your eyes, you're holding mine💘✨
297
Repost from Judge with (you)
سرنوشت آدمی را جغرافیا میسازد؛
یکی در جایی متولد میشود که رویا، حق طبیعی اوست و دیگری جایی که حتی امید داشتن هم شجاعت میخواهد.
