en
Feedback
Nana's girl.

Nana's girl.

Open in Telegram

Stalking me? That's funny. شاید ناشناس: @Violeteverbot Strong and broken just like Violet Evergarden✨️.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
203
Subscribers
No data24 hours
-47 days
-530 days
Posts Archive
photo content

احتمالا من پر تعارض‌ترین و متناقض ترین انسانی هستم که میتونی توی زندگیت ببینی و ازش متنفرم‌. درحالی که مغزم رو به انفجار از افکار پر سر و صدا و در هم ورهمه بی نهایت احساس پوچی میکنم انگار که اصلا وجود ندارم انگار که هیچ حسی نیست. نسبت به آدم‌ها پر از عشق و نفرتم، پر از حرف و سکوت، پر از دوری و نزدیکی پر از پر و خالی تر از خالی‌. چه ترکیب افتضاحی برای زندگی کردن.

دیشب ده و خورده‌ای خوابیدم و با این حال صبح به زور و درحال شرحه شرحه شدن بیدار شدم، کم کم دارم حس میکنم این حجم از خستگی بی پایانی که درونمه دیگه فقط متعلق به این زندگیم نیست و احتمالا از زندگی های قبلی توم مونده وگرنه هیچ توصیفی برای این حجم از خستگی ندارم.

“I have a deep fear of being too much. That one day I will find my someone, and they will realize that I am a strong storm. That they will step back and be scared of how much I am.” 

یکبار دیگه اجازه دادم که فردی روحم رو لمس کنه و اون رو تیکه پاره کنه فقط چون "دوستش داشتم". تنها چیزی که اون دختر بچه میخواست مراقبت و دوست داشته شدن بود و من امروز یکبار دیگه ناامیدش کردم.

برای مدت‌ها از دست خودم خیلی عصبانی بودم که چرا به عنوان یک کودک نتونستم کاری بکنم و بی نهایت آسیب دیدم، اما خب کاری هم از دستم برنمی‌اومد پس بزرگ‌تر که شدم به خودم قول دادم تا از اون کودکی که هرگز مراقبی نداشت اینبار محافظت کنم و امروز من یکبار دیگه در مراقبت ازش شکست خوردم، چطور میتونستم ازش مراقبت کنم وقتی هرگز مراقبت کردن رو یاد نگرفته بودم؟

I couldn't protect her again.

This is fun but i think red is my color😭

😭😭

حس میکنم اگر موهامو دوباره قرمز نکنم میمیرم😭.

I mean if you know you know.

وقتی پریودم و کسی باهام صحبت میکنه دو حالت داره: یا میخوام خودمو بزنم و بشینم رو زمین گریه کنم یا میخوام اونو بزنم و بکشم.

کاش وقت‌هایی که پریودم هیچکس باهام حرف نزنه.

فکر میکردم میخوام دوست داشته بشم اما بیش از اون عمیقا و عاجزانه فقط میخواستم که درک بشم.

My baby boy😭.
My baby boy😭.

photo content

بی نهایت همه چیز رو سرکوب میکنم و یهو خودش رو به بدترین شکل ممکن نشون میده پس امروز تقریبا همه جا گریه کردم. توی مسیر رفت و برگشت از دانشگاه، توی مسیر رفت و برگشت به بهشت آباد، سر مزار،سرناهار، توی خواب، سرکار، موقع درس خواندن، پشت تلفن و در آخر زیر دوش‌.

Here we go again.

شب زود خوابیدم ولی بازم اذیتم، ای درد.