en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

Soofcast

Soofcast

Open in Telegram

با صدام یه سری کارا میکنم. جا نظر و انتقاد و پیشنهاد: @Soofcast_bot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
203
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+330 days
Posts Archive
دلم تنگه برای سوفیا 💔

بنده کوتاه نمیام.
+1
بنده کوتاه نمیام.

وا؟ لیترالی یکی از تاپ تن خوشگذرونی‌های من بردگیم بازی کردن با شماست ویلو خانم یعنی چی که خوش نمی‌گذره💔

خب ستایش اشاره زد که این تی‌ام بوده😭😂

تیجی همونیه که میگه دافم شبیه تونل توحید خودم شبیه مار کبری؟ اگه اره که نه ممنون.

الان ستایش و ساریا و حدیث تراماتایز می‌شن*

تیجی گوش میدی؟ می‌خوام تیجی بازت کنم

I’m just saying that.

"Thanks, I trained him."

بالاخره یه ویدیو درست درباره این موضوع. هیچوقت درک نکردم که بعضی ادما چجوری پارتنری رو دوست دارن که به جز خودشون با بقیه بداخلاق باشه😭

اینترمیامی دیگه فقط منو به عنوان بازیکن جذب نکرده.

بدون شک بهترین بخش تینیجری منم آشنایی با ایدا بوده. بیشترین بخش شخصیتم که اون موقع شکل گرفته، تحت تاثیر آیداست و مطمئنم هرکی غیر اون روم تاثیر می‌ذاشت، نمی‌تونستم انقد خودمو دوست داشته باشم. امیدوارم اگه تئوری‌ جهان‌های موازی یا هرچی واقعیت داشته باشه، توی همه‌شون منو ایدا توی دوران تینیجری باهم آشنا شیم و سولمیت هم باشیم.

Repost from N/a
بهترین بخش تینیجریم = آشنایی با سوفی💘

صدتا ج‌ج فدای چمپ ولی خوبی ج‌ج اینه همه میبینن

جوری این شعر رو دوست دارم که نمی‌‌تونم بگم. فکر کن توی آغوش کسی که عاشقته داری از خواب بیهوش میشی و اینو برات بخونه.

معشوقِ جان، به بهار آغشتۀ منی که موهای خیس‌ات را خدایان بر سینه‌ام می‌ریزند و مرا خواب می‌کنند یک روزَمی که بوی شانۀ تو خواب می‌بَردم معشوقِ جان، به بهار آغشتۀ منی تو شانه بزن هنگامۀ منی من دست‌های تو را با بوسه‌هایم تُک می‌زدم من دست‌های تو را در چینه‌دانم مخفی نگاه داشته‌ام تو در گلوی من مخفی شدی صبحانۀ پنهانی منی وقتی که نیستی من چشم‌های تو را هم در چینه‌دانم مخفی نگاه داشته‌ام نَحرم کنند اگر همه می‌بینند که تو نگاه گلوگاه پنهانی منی آواز من از سینه‌ام که بر می‌خیزد از چینه دانم قوت می‌گیرد می‌خوانم می‌خوانم می‌خوانم تو خواندنِ منی باران که می‌وزد سوی چشمانم باران که می‌وزد باران که می‌وزد، تو شانه بزن! باران که می… یک لحظه من خودم را گم می‌کنم نمی‌بینمَم اگر تو مرا نبینی من کیستم که ببینم؟ من نیستم که ببینم ، نمی‌بیننمَم معشوق جان به بهار آغشتۀ منی اگر تو مرا نبینی من هم نمی‌بینمم آهو که عور روی سینه من می‌افتد آهو که عور آهو که عور آهو که او، او او که آ اواو تو شانه بزن! و بعد شیر آب را می‌افشاند بر ریش من و عور روی سینۀ من او او می‌افتد و شیر می‌خورد می‌گوید تو شیر بیشه بارانیِ منی منی و می‌افتد افتادنی که مرا می‌افتد هنگامه منی هنگامه منی که مرا می‌افتد آغشتۀ منی معشوق جان به بهار آغشتۀ منی تو شانه بزن اگر تو مرا نخوابانی من هم نمی‌خوابانمم می‌خوانم می‌خوانم می‌خوانم اگر تو مرا نخوابانی من هم نمی‌خوابانمم می‌خوانم خونم را بلند می‌کنم به گلوگاهم می‌خوانم خونم را مثل آوازی می‌خوانم نحرم کنند اگر همه می‌بینند که تو نگاه گلوگاه پنهانی منی اگر تو مرا نبینی اگر تو مرا نخوابانی، من هم نمی‌بینمم من هم نمی‌خوابانمم زانو بزن بر سینه‌ام تو شانه بزن پاهای تو چون فرق باز کرده از سرِ زیبایی به درون برگشته بر سینه‌ام تو شانه بزن زانو! من پشت پاشنه‌هایت را چون میوه دوقلو می‌بوسم می‌بوسم هر پایت را در رختخواب عشق جداگانه می‌خوابانم بیدار می‌شوی می‌خوابانم ببین! آری ببین تو مرا تا ته ببین زیرا اگر تو مرا نبینی من هم نمی‌بینمم با وسعت نگاه بر گشتۀ به دورن، به درون برگشته، تا ته ببین تو شانه بزن اگر تو مرا نخوابانی من هم نمی‌خوابانمم نمی‌بینمم اگر تو مرا حالا بیا تو شانه بزن زانو من هیچگاه نمی‌خوابم از هوش می‌روم دیروز رفته بودم امروز هم از هوش می‌روم افتادنی که مرا می‌افتد هنگامۀ منی که می‌افتد معشوق جان به بهار آغشتۀ منی، منی، منی که مرا می‌افتد و می‌روم از هوش منی اگر تو مرا تو شانه بزن زانو منی از هوش می…

معشوقِ جان، به بهار آغشتۀ منی

متاسفانه اینا روی انسان‌های ۱۵-۱۶ ساله جوابه من یه ۶-۷ سالی پیرم برای این صحبتا.

اگه دوست دخترم بشی هروز روز دوست دختره برات یه روز چیه<: