🎒 اتاق ضروریات
Open in Telegram
"یه موقعهایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غولهای غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموششدهٔ انسانها نیاز دارم
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
366
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
ببخش پسرک
ببخش
ببخش که کیسهی سنگین خونی آرد را اینطور روی سرت حمل میکنی
ببخش که دنیا مردن شما برایش عادی شده
ببخش که توی صف توزیع آرد میکشندتان و ما تماشا میکنیم
ببخش که تو با ۱۰ سال سن و شاید کمی کمتر یا بیشتر نان آور خانه شدهای و چنین بار سنگینی را به تنهایی به سر گرفته میروی
ببخش که کسی دیگر با شما کاری ندارد
ببخش که توی صف غذا جنازه میبینی
ببخش که برمیگردی جایی که جنازه میبینی
ببخش از مسیری میگذری که خون و جنازه میبینی
و ببخش که ما میبینیم و فقط میبینیم
دنیا حتی از این همه گفتن ما هم خسته شده
انتهای تلاش ما چهار قطره اشک است و بس
ببخش که برایتان کاری نمیکنیم
کاش آنقدری زنده بمانی که این زندگی یک روز جبران غمهایت را نشانت دهد و ما از تک به تک شما بخواهیم ما را ببخشید برایتان هیچ کاری نکردیم...
واقعا هیچ چیز جز "حسبنا الله و نعم الوکیل" و "و کفی بالله ولیا و کفی بالله نصیرا" و "و کفی بالله وکیلا" نمیتونه توضیح بده بشر خاورمیانه چجوری قرنها تو جنگ زندگی کرده و هنوزم سرپاست
خدایا کاش حداقل نشونمون بدی سربازها و فرماندهای IDF چجوری قراره عذاب شن تو جهنم
این داغ دلها خنک نمیشه
قایق دوم قراره به زودی(۵روز دیگه) دوباره از ایتالیا راه بیفته🧚♀
اسم قایق حنظله است(به یاد شخصیت کارتونی معروف فلسطینی)
هر سال شب عاشورا وقت زمزمه کردن این نواست که "امشب شهادتنامهی عشاق امضا میشود"
که چون امشبی شهادتنامهها امضا میشود.
نمیدانم آدمها شب قدر چه طور دعا میکنند که تا محرم و فاطمیه براتشان میدهند.
امسال ولی به این فکر میکنم که خدا نشسته و تک به تک آدمهایی که گلچین میشوند را چیده.
این اینجا. این یکی آنجا. آن یکی همسر شهید است اینجا به او میرسد. این یکی سالها آرزو داشته اینطور میرود. و آن یکی و آن یکی و آن یکی...
این چند روز خیلی به این فکر میکنم که خدا دقیقا چیده تا چه بشود و چجوری بشود و چقدر ترسناک است که وسط این نظم خدایی تو آنقدر از مرحله پرتی که حتی نمیتوانی تصور کنی جزو آدمهایی باشی که روزی خدا اینطور در نقشهی آخرالزمانیاش بهشان جایگاهی میدهد.
علی ایحال جنگ شد و عیار ها مشخص شد و حالا ما روزگاری را تماشا میکنیم که میترسیم در قالب کلمات توصیفشان کنیم. گویا همه میدانند و هیچکس نمیداند.
امشب ولی فقط التماس دعا دارم. نه برای شهید شدن یا راه افتادن کارم یا درست شدن موضوعی یا هیچ چیزی شبیه اینها.
نه امشب فقط التماس دعا دارم برای پاهایی که میدویدند و حالا نشسته پس دعا کنید بلند شوند و راه بیفتند
خدایا من واقعا کربلا میخوام
جدا عمیقا شدیدا قویا واقعا حقیقتا محتاج کربلام و حرم ابوفاضل
"روز نهم محرم"
برای مردی که امان نامه از دشمن نمیگرفت وقتی بچههای غزه زیر دست و پای لشکر یزید کشته میشدند
و برای مردی که صدای فریادش که میگفت: ما ترکناک یاابن الحسین، هنوز در گوش جهان بلند است
