en
Feedback
🎒 اتاق ضروریات

🎒 اتاق ضروریات

Open in Telegram

"یه موقع‌هایی برای پریدن رو به جلو باید یه چیزهایی رو پشت سر جا بذاری" طبقه هفتم برج شمالی هاگوارتز پشت تابلوی بارناباس و غول‌های غارنشین برای ورود سه بار باید بگید: من به جایی برای نوشتن از ماجراهای فراموش‌شدهٔ انسان‌ها نیاز دارم

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
366
Subscribers
No data24 hours
-17 days
-130 days
Posts Archive
به نظرم مسئله رو انقدر راحت به رفتن نرفتن تقلیل ندیم مسئله اینه که زیارت به ما هو زیارت وسط جنگ کارکردش چیه؟ پس نقش منِ نوعی در جنگ حق و باطلی که میگم نمودش امروز غزه ست چیه؟ فقط یک پرچم پشت کیفم زدن و رفتن بخدا توهم حالا من دو تومن انداختم توی صندوق صدقاته اره خوبه ارزشمند مهمه ولی امامت رو دارن شهید میکنن تو نمیگی حالا من براش اسب جنگیدن جور کردم وقتی میشد جون بدم باید بگی من جونمو دادم براش تا بگی کار درسته بوو یه جایی هم نه تو توی این پازل اونی میشی که اتفاقا شهید نمیشه، میمونه روایت میکنه یا اونی که میمونه باقی رو هدایت کنه یا هرچی کل داستان کربلا نگه هدف و نقش‌ها رو به کمال به ما یاد نمیده؟ حالا این مثال ها گنده تر از دهن امثال منه ولی وقتی منِ غلام سیاه توانم اینه که شهید شم جون بدم، اگر زنده بمونم بگم روایت کنم اشتباهه اگرم نقشم اینه که زنده بمونم روایت کنم اینکه بگم نه منم باید بجنگم کشته بشم اشتباهه بحث فقط رفتن نرفتن نیست بحث اینه که میری یا نمیری رو نه بر اساس عادت یا تصور اینکه اربعین رفتن یک نماد یا یک حرکت مقدس شده یا چهارتا گزاره‌ی راه نباید خالی بمونه انجام بده دو دو تات چهارتا میشه که نقشت کدومه؟ اگر میدونی کدومه همون رو انجام بده یه موقع دستت میرسه توی اون مسیر بری و واقعا صدا بشی و آدم‌ها رو بیدار کنی برو اگر نمیرسه فکر کن راهش چیه‌؟ نری پولش رو بدی؟ بری کار دیگه بکنی؟ هرکدوم باشه خودمون رو گول نزنیم با شکل های خوشگل و تهش دم دستی ترین حالت رو انتخاب کنیم فقط چون رنج پذیرفتن اینکه توان ما ۱۰۰ عه و خدا بابت ۱۰۰ بازخواستمون میکنه، زیاده و ما ترجیح میدیم ۱۰ رو انجام بدیم و بگیم حالا کاری کردیم. رفتیم یه پرچم فلسطین هم دست گرفتیم. خب؟ برای فلسطینی که دست گرفتی امروز چه کاری نیازه توی نوعی(دقیقا خود تو با همین توانایی هات) بکنی؟ فقط پرچم؟ نمونیم بگیم پولش رو دادیم به فلسطین و بعد بیخیال بشینیم خونه و بگیم خب ما پول دادیم. نقش تو برای امروز فلسطین همین بود؟ انقدر راحت هیچ کدوم از دو طرف توجیه نمیشه. نگاه کن کدوم کار رو میتونی بکنی. نمیدونم. من شخصا هنوز دو هفته مونده به سفر جمع بندی ندارم که من نقشم کدوم باشه درسته! و این بده!

با داستان اربعین هنوز کنار نیامده ام. تقریبا هیچ هزینه جدیدی امسال نمیکنم. دینارهایی که از سال قبل مانده + ماشین بابا. سوغات و اینها هم که خبری نیست. البته بابا می‌گوید احتمالا نفری ۲ تومان خرج شود. بالاخره بنزین و احتمالات. هنوز زیاد است. در دو دوتا چهارتای عقلم برای "این روزها و در این عمق فاجعه‌ی فعلی دقیقا چطور به درد غزه میخوری" من به چهار نمیرسم. نمیدانم. عقلم می‌گوید همه خرج‌های غیرواجب سه ماه پیش رو را بگذار کنار برای غزه و در کنارش برو سفر. دلم می‌گوید هم خرج‌های غیرواجب را بگذار برای غزه هم پول سفر را و در ازای آن به خودت قول بده کاری کنی به درد غزه بخورد. بعد عقلم می‌پرسد دقیقا چه؟ تو نه تخصصت اینجاست نه تجربه‌ات. باز همان دلم می‌گوید ولی ما به هوای صحن و سرای او خیلی محتاجیم عزیزم... ۴ بار است فقط زور مشهد میزنیم و نمی‌شود. این یک فرصت یک بار در سال حرم امام حسین آن هم این موقعیت!؟ بنشین فکر کن چطور می‌توانی مفید باشی. خودم خوب میدانم "اسراف نکردن در مسیر" دردی از غزه دوا نمی‌کند. دل‌خوش‌کنک ساده برای خود ماست. حسین که سلام خدا بر او باد، اگر بود از ما امروز میخواست چه کنیم؟ این همه سال پای پیاده خودم را به حرمش رساندم که چه بشود؟ آن هم با چه وضعی! نمیدانم! کاش میشد بروم با دانه به دانه موکب‌های بزرگ حرف بزنم راضیشان کنم از خیّرهای بزرگشان رضایت بگیرند بخش عمده پول را بدهند غزه‌ و اصلا در موکب بنویسند فلان قدر دادیم به غزه‌. زائر پیتزا و آیس لته و کباب ترکی نخورد نمی‌میرد ولی آن غزاوی و کودکش چرا. یک موقع‌هایی به سرم می‌زند یک عالمه پیام و متن آماده کنم ببرم دست موکب دارهای میان مسیر بدهم ولی می‌دانم بی‌فایده است. فکر میکنم خودم به جایش همان پول را بدهم غزه بهتر است. نمیدانم. هیچ کس هیچ جواب قانع کننده‌ای ندارد. مقایسه با "محرم‌ها هم می‌گویند هیئت برای چیست، پولش را بدهید نیازمند" حرف غلطی است. سر آن سفره آدم‌ها دارا و ندار را یکجا اطعام می‌کنند و آبروی آدم‌ها لابلا حفظ می‌شود. هرچند من می‌گویم اگر هيئتت تو را برای این روزهای غزه حساس نکرده همان بهتر برگزار نمی‌شد. البته من که نمی‌گویم، امام موسی صدر می‌گفت ما چنین هیئتی نمی‌خواهیم. نمیدانم. بحث هم این نیست با این ۸ تومان غزه نجات پیدا می‌کند یا "این حرف را باید پس هرسال بگوییم" یا "بیاید اسراف نکنیم بخاطر غزه" و " شما که نمیتوانی جلوی همه را بگیری، به هرحال برگزار می‌شود سالها در هرشرایطی برپا مانده الان هم رسانه است" ... نه این‌ها هیچکدام موضوع این حرف نیست. اصل سوال اینجاست که منم و فرصتی به نام اربعین و همراهی با کاروان اسرای کربلا و پیوستن به مسیر عاشقان و ادامه دهندگان راه حسین و پیش چشمان دنیا کربلای امروز غزه است و علی‌های کوچکی که ذبح می‌شوند از گرسنگی و بی‌عملی. و امروز وحشتناک است. امروز به هر یک قطره آب دیوانه‌وار محتاجند. هزاربار بیشتر از قبل و امسال دشمن سرسوزنی نمی‌ترسد چون می‌بیند این ۲۰ میلیون آدمی که هرسال پیاده می‌روند هارت و پورت خالی‌اند در نجات غزه. که اگر نبودند دست‌کم از گرسنگی، غزه نمی‌مرد. انقدر نگویید مرز بسته است. باشد بسته است. ما ۲۰ میلیون بلد نبودیم بازش کنیم یا حداقل پول برسانیم همان چهارقلمِ قاچاقی و احتکاری موجود به دست گرسنه‌ها برسد. دروغ نگوییم به خودمان دیگر. ما سالها در این مسیر رفتیم فریاد بزنیم حسین نمی‌گذاریم دوباره خانواده‌ات به اسیری برود، فرزندت تشنه شهید شود، پاره‌های تنت پاره پاره شوند. خب مایی که فریاد زدیم، روز عمل‌مان چه کردیم؟ نمی‌دانم! نقش من کجای این پازل است؟ کسی جوابی ندارد! حرف هم بزنی سریع یا تکفیر میشوی یا در پازل دشمنی. جمعی از نمیدانم‌های بزرگم که نمیدانم بروم یقه موکب‌دارها در مسیر را بگیرم یا بیخیال شوم همه پول سفرم را بدهم غزه. نمیدانم.

"پول‌های روز مبادا" فکر کنم با امروز می‌شود چهار روز که هر بار می‌خواهم بروم بستنی بخرم و به خودم یادآوری میکنم که نه! همین خرده پول‌ها را یک هفته جمع کنی می‌شود ۱۴۰ تومان یک ماه می‌شود ۵۶۰ تومان حالا کمی کم یا بیش، ۵۰۰ تومان. به قولی، سهمی از مال مان هم که بی این قید و بندها باید برای "سائل و محروم" کنار گذاشته شود. روی هم این‌ها چیز کمی نمی‌شود. همین خرده خرده خرده‌ها یک ماهش خیلی می‌شود‌. من این روزها بستنی نخورم هیچ جای دنیا هیچ اتفاق بدی نمی‌افتدها. می‌دانم. بستنی هم مثال است. هر روز که بستنی نمی‌خرم. یک روز کیک است یک روز آب‌میوه. یک روز یک کافه بی‌بهانه. بله زندگی تنوع، حال خوب، و گاهی از این خرده خوراکی‌ها و خرده خریدها نیاز دارد. من منکر نیستم‌. ولی میدانی چند وقتی است قضیه جدی‌تر است. باشد؛ اول ماه به اول ماه سهم غزه و سهم ایتام و اصلا سهم هرکار خیری به کنار. این جای خود. این روزها شاید یک مقداری از خودم و دل‌بستگی‌هایِ ساده‌یِ این طوریِ کوچک بزنم بد نباشد. روز مبادا اگر امروز نیست چه زمانی‌ است دقیقا؟ پول‌های "اگر دکتر لازم شدیم، اگر خرید فوری بود، اگر خانواده نیازی داشت" برای این روزها اگر نیست برای چه زمانی است؟ نمی‌گویم از همه ذخیره بانکی‌ام (که فی الحال ۱ تومن هم‌ نمی‌شود، حالا فکر نکنید مثلا بانک مرکزی‌ای هستم برای خودم) بزنم. نه فقط خرج‌های معمولی خردخردی بوده که در یک روز جمعش کنی می‌شود شاید مثلا ۱۰۰ تومان. ده دقیقه ی آخر مسیر را پیاده می‌روم اسنپ نمیگیرم پولش برای غزه. دلم را خوش نمیکنم خب من اول ماه انقدر تومان گذاشتم کنار دِینم ادا شد؛ حالا بروم به باقی زندگی برسم. نه. من اگر بیماری داشته باشم که روزی ۵۰۰ تومان هزینه‌ی یک آمپولش می‌شود، برای آن ۵۰۰ تومان در روز پول کنار میگذارم. حالا فرض کن برادری دارم که نجاتش روزی ۱۵۰ تومن است، نه اصلا ۱۰۰ تومان تو بگو. زیادیم یا کمیم و جمعی راحت جمع می‌شود و این حرف‌ها را کار ندارم. من دستم می‌رسد روزی ۵۰ تومان از خوراکی‌هایی که اگر نخورم هیچ اتفاق بدی نمی‌افتد کنار بگذارم، دو بار با مترو بروم نه اسنپ، حالا آن لباسی که میخواستم اما واجب نبود را ماه بعدی بخرم، این گلدان را به مجموعه گلدان‌های خانه‌ام اضافه نکنم این ماه، این یک بار روضه را خیلی ساده‌تر بگیرم، این بار هدیه تولدم بگویم نقدی بدهید همه را میخواهم بدهم غزه، این یک ماه کمتر میوه میخرم، نصف پولش برای غزه. نمیدانم هرکسی از یک جایی از یک چیز در زندگی‌اش می‌توانست کم کند که حداقل ادا در بیاورد دردت را میفهمم برادر! قرار نیست همه چیز زندگی بزنیم. همین خرده‌های ساده. میشود سرجمع روزی ۲۰ تومان مثلا؟ بشود خب. قبلا ماهی ۵۰۰ تومان کمک میکردی حالا میشود ۲۰×۳۰+۵۰۰ تومان! هرچه شد نهایتا پولش را صرف "زنده ماندن با یک وعده غذای کوچک" در روزها بی‌آبی، بی‌برقی، بی‌سرپناهی و داغداری یک نفر دیگر بکنم سخت که نیست که! که تازه این صرف "زنده" ماندن بشود. نه صرف "سالم" ماندن. نه صرف "جان برای کار و نجات عزیزان" داشتن. بماند که حکایت خیلی از بچه‌های این روزهای غزه حکایت ماهی کوچک تشنه لب کربلاست که آب بدهی یا ندهی می‌میرد... چون بچه در سن رشد است، یک چیزهایی را به موقع دریافت نکند دیگر هرگز خوب نمی‌شود... دیروز مدیر خیریه ام الیتامی خدیجه الکبری میگفت تازه اگر روزی ۸ میلیارد تومان جمع بشود میتونیم روزی فقط یک وعده که اندازه یک لیوان معمولی ست، برنج و نخود به ۵۰ هزارنفر از جمعیت ۲ و اندی میلیون نفری بدهیم. و تازه الان روزی فقط ۶ میلیارد است که آن هم این ۳ روز زیاد شده. تا پیش از این به سختی روزی ۱۰۰ میلیون میشد :) می‌فهمید این عددها یعنی چند نفر از چند نفر؟ باشد من و تو نمی‌توانیم همه را نجات دهیم. ولی دست من همینقدر که بلند میشود، تا هرجا که میرسد کاری کنم. میتوانم تا ابد این مدل زندگی کنم؟ نه حداقل من انقدر خودساخته نیستم‌. اما برای این روزها که روز مباداست می‌توانم. نه مبادای غزه. نه. روز مبادای انسانیت من و امثال من است. برای این چند روز مبادای خودم که می‌توانم کاری کنم!

تحلیل‌های اینکه اسرائیل چرا داره گرسنگی میده به غزه رو رها کنید تنها توضیح اینه که خیالش جمعه مسلمونا هیچ کاری، مطلقا هیچ کاری برای فلسطین نمیکنن بیانیه‌های خشک و خالی مواضع مسخره نه سر سوزنی فشار میارن نه هیچی. اعراب از اول جنگ هم یه مشت وا داده بودن. ما هم سالهاست هی میگیم وای بیاید ارتباط بگیریم با مردمشون، دولت بی بخاره ما حداقل کاری کنیم! عزیزم دولت بی بخار از ملت بی بخار میاد. اون آدم ها با درآمدهای هنگفت نفتی و رفاهی که دستش تو خون و زندگی فلسطینی هاست چرا باید ککش بگزه؟ اونها رو بیخیال عزیزم. خودمون هم همینیم. توجیهات نههههه ایران داره پشت پرده کمک میکنه به غزه، نهههه الان نباید طوری حرف بزنیم که ایران کوبیده بشه اونم بعد این جنگ. نهههه شما نمیدونید ایران داره برای گرسنگی غزه کاری میکنه. نههه اگه ایران نبود همین تکیه‌ی خدیجه الکبری و ایران همدل و فلان هم نبود. همه اینا رو بشور بریز دور عزیزم یه جایی خدا تو سوره انعام میاد به پیامبرش میگه "بعد اینا رو با شرک امتحان کردیم، اومدن به تو گفتن بخدا ما به خدای تو ایمان داریم. نمی‌فهمیدن این شرکه تو دل‌هاشون" و بعد میگه "انظر کیف کذبوا علی انفسهم" ببین چجوری به خودشون دروغ میگفتن! شده حکایت ما. نه عزیزم اون دنیا به من و تو نمیگن حالا کمکی کردی به غزه یا نه. میگن همه توانت رو گذاشتی؟ میگن "ما لکم لا تقاتلون فی سبیل الله و المستضعفین ...". میگن شما مصداق اون آیه‌ی سوره نسایید که خدا گفت "نماز میخونن روزه میگیرن وقتی میگید پاشید در راه خدا بجنگید میگن وای! خدایا چته میخوای ما رو به کشتن بدی؟" ما مصداق هموناییم عزیزم. ما از هیچ چیز زندگی مون برای نجات ادم‌ها نزدیم مگه چیزهایی که بود و نبودش زندگی مون رو تغییری نمیداد. به خودمون دروغ گفتیم که کاری کردیم و میدونستیم نکردیم اونقدری که میتونستیم. بیخیال رفیق ما خودمون میدونیم اون دنیا ما هم جزو اونایی هستیم که ابوعبیده چند روز پیش تو صحبتاش گفت روز قیامت تو محضر خدا از همه تون شکایت میکنیم.

-نگهداشت نور برای روزهای سخت-
-نگهداشت نور برای روزهای سخت-

بچه‌ها لینک ناشناس می‌بینید شما تو بیو یا پین یا پست های کانال؟ اگر نه یعنی تمایلی به این مدل ارتباط نیست! اگر هم برای تک کاری زمانی لینکی بوده و بعد پاک شده یعنی همون موقع از این راه ارتباطی استفاده کنیم و تمام. اینکه بعد مدتها از اون طریق پیام میدید نه شکل قشنگی داره نه من جواب میدم. تشکر

مستندهایی که شبکه نمایش در مورد سینما و تاریخش و ارتباطش با موضوعات دیگه پخش میکنه دوست دارم🍃

خدایا کاش برق اسرائیل هم قطع کنی

حالا از دیروز هرچی میخونم توش همین مفهومه
+2
حالا از دیروز هرچی میخونم توش همین مفهومه

جای تو خالی جات خالی... هرجا که هستی با بالی که میسازی با رویاهات پرواز کن با رویاهات [که بماند از امروز...]
+1
جای تو خالی جات خالی... هرجا که هستی با بالی که میسازی با رویاهات پرواز کن با رویاهات [که بماند از امروز...]

+1
این پسر مصری توی هلند، رفته به درهای سفارت مصر قفل زده تا نتونن بیرون بیان و اعتراض بکنه به دولتش که مرز رفح رو باز کنن یعنی خلاقیت صد از صد

دیگه دارم فکر میکنم عمر پیوندهای هیدروژنی مولکول‌های آب در نقطه جوش! از مدت زمان متمرکز موندن ذهن من روی یک قضیه طولانی‌تره if you know you know

سوره ماعونه:))) انگار داره برا این روزهای مسلمونا میگه فَوَيْلٌ لِّلْمُصَلِّينَ ﭘﺲ ﻭﺍﻱ ﺑﺮ ﻧﻤﺎﺯﮔﺰﺍﺭﺍﻥ(٤) الَّذِينَ هُمْ عَن صَلَاتِهِمْ سَاهُونَ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﻤﺎﺯﺷﺎﻥ ﻏﺎﻓﻞ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺳﻬﻞ ﺍﻧﮕﺎﺭﻧﺪ(٥) الَّذِينَ هُمْ يُرَاءُونَ ﻫﻤﺎﻧﺎﻥ ﻛﻪ ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﺭﻳﺎ ﻣﻰﻛﻨﻨﺪ(٦) وَيَمْنَعُونَ الْمَاعُونَ ﻭ ﺍﺯ [ ﺩﺍﺩﻥ ] ﻭﺳﺎﻳﻞ ﻭ ﺍﺑﺰﺍﺭ ﺿﺮﻭﺭﻱ ﺯﻧﺪﮔﻲ [ ﻭ ﺯﻛﺎﺕ ، ﻫﺪﻳﻪ ﻭ ﺻﺪﻗﻪ ﺑﻪ ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪﺍﻥ ] ﺩﺭﻳﻎ ﻣﻰ ﻭﺭﺯﻧﺪ.(٧)

- از ۳ روز دیگه که حقوق میدن، اول سهم غزه رو بذاریم کنار:) -

لطفا تمرکز فروشی افتتاح شود

ما داریم با مرد رودخونه رد میشیم از روزامون شاد گاهی غمگین اما...
+1
ما داریم با مرد رودخونه رد میشیم از روزامون شاد گاهی غمگین اما...

🫴👨🏾‍🏫
🫴👨🏾‍🏫

از فردا در یوتیوب: Hello everyone, today we're gonna talk about how to reverse engineer an F-35 (با لهجه‌ی درست بخوانید)

چه مضحکی تاریخ. چه تکرار شونده. و چه سرشار از انسان‌های بی غیرتی که راحت میگن انصارالله دنبال قدرت نماییه و جون آدم‌هایی که تو یمن می‌میرن براش مهم نیست.

احتمالا ۲۰۰ یا ۳۰۰ سال دیگه -اگر بشر با این حجم خونریزی که میکنه، هنوز بتونه روی زمین زندگی بکنه- تو کتاب‌های تاریخ عرب‌ها و انگلیسی.ها و آمریکایی ها - و نه اسراییلی‌ها، اونا باید تا اون موقع از بین رفته باشن- در مورد حوثی‌ها و جنبش انصار الله همون‌هایی رو مینویسن که امروز هلندی‌ها و بریتانیایی‌ها و عرب ها در مورد میرمهنا و جنبش ریگ نوشتن.