Gُoth Islamophobe ِFemcels Sُociety.
Open in Telegram
313
Subscribers
No data24 hours
+67 days
+930 days
Posts Archive
https://t.me/GothFemcelsSociety/13077
راستش بنظر من همینکه نداشتن پارتنر رو "تنهایی" محسوب کنیم اشتباهه. آره انسان ذاتا موجود اجتماعیایه اما تو میتونی مزدوج و تو رابطه نباشی و بهجاش دوستهای خوب، کامیونیتیای که باهاشون وقت میگذرونی و یا حتی وان نایت استند و امثالهم داشته باشی. نبود پارتنر لزوما به معنای تنهایی نیست، اینطور فکر کردن یهجورایی انگار وجود aromantic و asexualها رو زیر سوال میبره. (هرچند اونا هم اگه بخوان میتونن تو روابطی که با گراییشون همخونی داره باشن ولی خب)
من خودم از فکر ازدواج تن و بدنم میلرزه و فکر نمیکنم دلم بخواد کسی رو داشته باشم که مدام پیشم باشه. این ممکنه که تا چند سال آینده برای من تغییر کنه، اما در حال حاضر احساس نمیکنم نبود پارتنر برای من به معنای تنهایی باشه.
خب ببین اولاً که پارتنر نداشتن و سینگل بودن برای هر کس معنیِ تنهایی و بیکَسی رو نمیده. شاید من کلماتم رو مبالغهآمیز کردم. منظورم لیترلی تا ابد نبود چون هر آدمی "تا ابد" چیزی که الآن فکر میکنه هست نمیمونه و هزاران تغییرِ کرکتری رو تو بازهی زمانی حتّی کوتاه تجربه میکنه. چیزی که میگم اجبارِ اجتماع به چیزیه که در حال حاضر لزوماً درمورد تو صدق نمیکنه و برات کار نمیکنه. لایک نمیشه انکار کرد که خیلی از والدینمون هستن که الآن باور دارن سی سال پیش فقط ازدواج کردن چون "دختر میتُرشه و پسر بدونِ زن علاف میشه". با سکسِ شب اول ازدواج بچّهدار شدن چون "اگه مردم بگن اجاقشون کوره چی؟" و خودشونو تو شرایطی قرار دادن که حقِ انتخاب واقعیای براش نداشتن. میگیری چی میگم؟ تحت شستوشوی مغزی بودن و فرصتِ این بهشون نداده شد که فکر کنن چی براشون خوبه و واقعاً خودشون چی از زندگی میخوان. و این موضوع برای شخصِ من خیلی بولد و قابلِ پرداختنه چون عقیده و اصلاً جهانبینیِ من اینه که هیچیِ هیچیِ هیچی ارزشِ اینو نداره تو ۹۰ سالگی به زندگیای که گذشت فکر کنی و ببینی هیچوقت واقعاً خوشحال نبودی. "خودت" نبودی. نتونستی اونی که میخواستی باشی، باشی.
https://t.me/GothFemcelsSociety/13052
من با خیلی قسمتهای حرفت موافقم اما اینطور نیست که انسان ذاتا موجودِ اجتماعیای بهدنیا میاد؟ با صرفنظر از شرایطی که آدمها توشون بزرگ میشن و صرفنظر از نوع برونگرایی یا درونگرایی شخصیتشون آدمها توی هر برههای از زندگیشون دنبال یک دوست خوبن. یکسری آدمهای امن و قابل اعتماد که بتونن اونهارو شریکِ مسیر زندگیشون قرار بدن. در واقع احساس میکنم پارتنر داشتن کاملا با درنظر گرفتن اینکه الآن تبدیل به اهرم فشار جامعهشده اما تا حد خوبی هم از خواست ذات خودمون نشات میگیره و خیلی تعداد انگشتشماری هستن که واقعا تا ابد تنهایی رو ترجیح بدن.
زیبایی رو ببینین فقط. کاش من همه بودم، و با همهی پولها، لباس میخریدم.
اگه اونقدر کُسخل و ردّی نشده بود میتونست father figure همهشون بشه.
+1
ورژنِ انسانیِ کینگرِ تو دنیای واقعی رو اینشکلی تصوّر میکردم. =))))
#TheAmazingDigitalCircus
اره و اینکه ما یجا هم میبینیم ترس جکس اینکه ماسکش کنار زده شه و بعدش بهش بخندن و مسخره بشه
من خودم جکس و رگثا رو خیلی خیلی دوست داشتم
وقتی نشون دادن که رگثا و جکس هردشون تو دنیای واقعی خوشحالن واقعا بغضم گرفت😭
رفتارای جکس خیلی آشنا بود. بهعنوانِ یه avoidant میگم که کرکتری مثل ریبیت (و پامنی) کابوس یه کرکترِ اجتنابیه و رسماً باعث میشن فریکاوت کنه. کرکترپردازی سازندهش حدأقل درمورد جکس خیلی قوی و دقیق بود.
بنظرم پایانش منطقی بود
جکس از اول تا اخر یه شخصیت avoidant نشون داده شد و حتی وقتی با ریبیت صحبت کرد و یکم ازگذشته و تروماشو انپک کرد دیدیم که چقدر ناسالم بعدش با ریبیت رفتار کرد و عملا کاری کرد یارو ابسترکت کنه
جکس اواسط تا مرز ابسترکت رفت و برگشت
بعد اینکه فهمید حقیقت دیجیتال سرکس چیه عملا قاطی کرد و خودشو تمام این مدت از همه جدا کرده بود و خودش نمیتونست بپذیره که بره و بهشون نزدیک شه (فکرنکنم هم اصلا به ذهن خطور کرده باشه که پامنی اینا هرچی باشه قبولش میکنن، اساسا خودش از خودش بیزار بود و براش هضم اینکه پذیرفته شه سخت بود)
یکی از دلایلی که به #TheAmazingDigitalCircus جذب شدم، این بود که موضوعش برای من رسماً با یکی از فوبیاهام یکی بود و از نصف فیلمای ترسناک بیشتر میترسوندتم. بهمعنای واقعی: گیر افتادن تو دنیای بازیِ کامپیوتری. درحدی که یادمه وقتی کوچیک بودم دلم نمیخواست تنهایی بازیای رو کامپیوتر رو پلی بدم چون از اینکه یهوقت دکمهی Exit رو پیدا نکنم و نتونم ازش بیام بیرون خیلی خیلی میترسیدم. =))))
آره اینو امروز از ریلایی که تو اکسپلورم دیدم فهمیدم کموبیش، مثل اینکه فنا انتقاد داشتن به سرنوشتِ تنها کرکتر ترنسِ داستان.
https://t.me/GothFemcelsSociety/13059
اون هدفونه درواقع همون بیلبیکی بوده که موقع اسکن مغز میزارن رو کلشون
دلیلی که بعد اون هیچی یادشون نمیاد هم بخاطر اینکه خب بعد اسکن مغزه و اطلاعاتش نیست
یکی از کارکتر ها که با گینکر همکار بوده و سرطان داشته فکرکنم میخواسته یه چیزی با استفاده از این اسکن مغزها درست کنه که تو خود سریال نمیگنش ولی تئوری فندوم اینکه میخواسته عمر خودشو زیاد کنه ولی موفق نمیشه و عوض کینی نصفه موفق میشه
کینی یه ai بوده که از کنترل خارج میشه، سعی میکنن خاموشش کننkinda ولی نمیشه و شکست میخورن(توضیح داده نمیشه فقط اول اپیزود اون دایره قرمزه که کینیه رو نشون میده اکثرا نمادینه همچی) . کینی این فایل اسکن مغزا رو پیدا میکنه و ازشون استفاده میکنه و کلون میسازه که میشن کارکترایی مثل ریبیت پامبی جکس و... ( شخصیت ، هویت ، سلیقه کرکترا همه و همه با اون اسکن مغزا ایجاد میشه. انگار که یه پرامپت بدی به چی پی تی، کینی یه چیزی تو این مایه ها انجام داد)
وقتی کینگر اینو به دوستان سیرک میگه اینا میفهن که کلون هستن/نسخه اصلی خودشون نیستن و هیچ راه خروجی از سیرک نیست و سعی میکنن با این قضیه کنار بیان
جکس میاد پیش پامنی که مثلا open up کنه و دوباره برگرده پیششون و اینا ولی بنا به هردلیلی پا پس میکشه و سکانس بعدی جکس ابسترکت میکنه:) به نوعی میمیره (اونجا هستا ولی نیست)
پامنی میره پیشش که شاید بتونه کمک کنه بغل و داد و از این داستانا. ما خاطرات و گذشته جکس رو میبینیم که از این سکانس+ پست یکی از سازنده های سریال، فندوم به این تئوری میرسن که جکس احتمالا ترنس بوده( بگردی راحت پیدا میکنی تئوریشو)
بعدش نشون میده که کینی میفهمه کارش اشتباه بوده و اونجایی که سمت یه در میدوه داده خود الانش و خود گذشته(دایره قرمزه) رو نشون میده
دایره قرمزه اسکن مغزهارو پیدا میکنه و دیجیتال سرکس ساخته میشه
خود الانش پیچ های انلاین نسخه اصلی کرکترا توی دنیای واقعی رو پیدا میکنه که بعد از اشتی کردن بهشون نشون میده
