«ادبیاتِ عُصیان»
Open in Telegram
کــیمیاکــریمزاده دانشجوی زبان و ادبیات پارسی|نوازندهٔ سنتور @Isyanhearsyoubot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
332
Subscribers
+824 hours
-47 days
+630 days
Posts Archive
گروهی برفتند ازان ظلم و عار
ببردند نام بدش در دیار
گروهی بماندند مسکین و ریش
پسِ چرخه نفرین گرفتند پیش
سعدی𓏲 ๋࣭ 𓈒֢.
عجب از کشته نباشد به در خیمهی دوست
عجب از زنده که چون جان به دَرْآوردْ سلیم!
سعدی𓏲 ๋࣭ 𓈒֢.
سالها بعد که مُشتی خاک از سرزمینت شدهای، باران که میزند بویی به مشام خواهد رسید. کاش بوی عشق و اُمید بلند شود، نه ترس و حسرت.
عصیان࿐.
آبیِ اسمان چه غمگین است
قلبِ من، سنگِ سختِ زمین است
آنچه مانده از عشق
فقط این است
که تو دیگر، هرگز نمی آیی.
فریدون فرخزاد𓏲 ๋࣭ 𓈒֢.
ایران،
ای نامِ تو آمیخته با گریههای شب
ای خونِ تازهچکیده بر آینههای تب
امروز،
کوچهات وضو گرفته با خونِ جوانِ خویش
فریاد اگر برآید، میبُرند زبانِ خویش
در شهرِ تو
صدا گناهِ کبیرهست، نفس هم خطاست
حق، پیشِ دار میلرزد و عدل، واژهای رهاست
ایران،
ای سرزمینِ حکم و طناب و سکوتِ سنگ
ای مرگِ ایستاده بر اندامِ آرزو و ننگ
مادر،
با مویِ سپید و چشمِ پر از سالهای درد
نامِ پسر صدا زد، پاسخ نیامد، درد!
در خاکِ تو
هر دانهای که کاشته شد، خونِ کسیست
هر شاخهای که قد کشید، از آهِ بیکسیست
شب،
بر دارها نشسته و میخندد آشکار
وقتی عدالتت شده بازیچهی تبار
اما هنوز
در ژرفنای این همه زخم و ملال و قهر
چیزی شبیه آتش است، مانده میانِ قهر
ایران،
اگرچه خستهای و خم، اگرچه پارهپارهای
در استخوانِ تو هنوز ریشهی ستارهای
روزی،
شاید که این خرابه گلستان شود دوباره
شاید که آزادی، نقشِ جهان شود دوباره
اما بدان
حتی اگر این ویرانه، خانه شود، وطن شود
حتی اگر ایرانِ ما از نو سراسر چمن شود
ما تا ابد
در سوگِ جانها، در غمِ آن جوانها ماندهایم
با خاطراتِ دار و خون، تنها و داغدار ماندهایم
آری،
گل هم اگر بروید از این خاکِ پر مزار
اندوه، شریکِ همیشگیِ ماست
ایران، ای بهار!
کیمیاکریمزاده(عصیان)
خاک این سرزمین در همه ی روزگارها با خون ما مردم آبیاری شده.
ما ایلیاتی هستیم. نمیبینی چجور زندگی میکنیم؟
چجوری زندگی کردهایم؟
عزیز دردانه نیستیم ما! مردِ جنگ و جدالیم.
|محمود دولتآبادی، کلیدر|
گاه احساس میکنم به کم و کیفِ هزاران نفر، در تنهاییِ خودم زیستهام.
|محمود دولت آبادی، نون نوشتن|
بعد از این، دنیا گلستان هم بشود، ما خوب نخواهیم شد، جای خالی عزیزانمان، درین خاک پرمهر و درد، سخت دیده میشود.
امروز بدون شک یکی از بهترین روزهای زندگیم بود؛ چیزی که خیلی خیلی خیلی وقت بود در انتظارش بودم، برام اتفاق افتاد☃️.
