پلان ۲۷
Open in Telegram
[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیامها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
278
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-430 days
Posts Archive
278
چقدر قشنگه یکی برای دردودل کردن، انتخابش تو باشی. تو این روزها که کسی به کسِ دیگه راحت اعتماد نمیکنه، هم قدرِ سنگصبورت رو بدون و هم کسی که حرفهای دلش رو آورده پیشِ تو. مخصوصا اگه این اتفاق بین اعضای خانواده، پارتنر یا دو دوست صمیمی باشه، به نظرم نشونهی سلامت اون ارتباطه.
278
بلاتکلیفی و ابهام، مثل خیلی از موقعیتهای ناخوشایند دیگه در زندگی گاها ناگزیرند. چیزی که باعث رشد میشه، مستقیماً خود این موارد نیستن، بلکه نحوهی مواجهه و گذر از این شرایطهاست که باعث رشدِ ماست.🤍
278
الان که رسما تکلیف هیچچیز تو زندگیم معلوم نیست، دارم وارد یکی از عمیقترین تمرینهای روانشناختی میشم: «تحمل ابهام». ذهن عاشق قطعیته و وقتی نقشه کامل نیست، سیستم تهدید فعال میشه. اما همینجا آستانهام داره آرومآروم گسترش پیدا میکنه. میدونم که نیازی نیست سریع جواب رو پیدا کنم یا پرونده همهچیز رو ببندم، فقط کافیه بتونم تو این فضای ناتمام دَووم بیارم بدون اینکه از هم بپاشم! هر بار که بیقراری میاد سراغم و همین که از زمین بازی فرار نمیکنم، دارم مدارهای تحملم رو قویتر میکنم. این فاز سخته، ولی دقیقاً همونجاییه که ظرفیت واقعی رشد شکل میگیره. پس به خودم افتخار میکنم.
278
Repost from N/a
از اینکه هنوز مردهایی هستن که در برابر استقلال زنها مقاومت و مخالفت میکنن عصبی میشم و از اون بدتر از اینکه هنوز زنهایی هستن که خودشون دوست دارن توی چنگ چنین مردهایی باشن. مثلاً خانمه میگه خداکنه هرچی زودتر یک شوهر پولدار گیرم بیاد که کار نکنم. به قول یکی از دوستان «کسی بهت غذا بده، میتونه بهت گشنگی هم بده».
- جملهی داخل گیومه از چنل پلان ۲۷.
278
این دو روز تعطیلی برای من این شکلیه که دیگه منتظر نتیجهی خاصی نیستم، فقط دارم کار خودم رو میکنم، یه جور آرامش عجیب میاد سراغم. نه بیتفاوتم، نه تسلیم. فقط اینکه دیگه فشارِ «باید بشه» از روی شونهم برداشته شده. و جالب اینه که دقیقا تو همین حالت، خیلی وقتها چیزها آرومآروم جاشون رو پیدا میکنن.
278
«تولید مثلِ انسان در این جهانِ خشن و فناپذیر، خیانت به نسلهای آینده است! — در شعر زیبایی که پلوتارک برای ما نگه داشته، چنین میآید که: «بیچاره او که زاده میشود، زیرا سختیهایی بسیار در پیش دارد؛ اما، مردگان را باید با شادی بدرقه کرد زیرا از بسی رنجها رهایی یافتهاند. — مکزیکیها نیز با این جمله به کودکِانِ نوزاد خوشآمد میگفتند که: «فرزندم، به دنیا آمدهای که بردباری کنی، پس شکیبا باش، رنج ببر، و دم نزن».
• آرتور شوپنهاور
278
وقتی به چیزهای زیادی که هنوز یاد نگرفتم فکر میکنم، هم هیجان زده میشم که اینهمه چیز هست که میتونم تجربه کنم و هم غمگین از اينکه نکنه نتونم به همشون برسم.
278
و اما راهکارها:
تلویزیون رو روشن کن، یه موسیقی ملایم ترجیحاً بدون کلام یا با ریتم یکنواخت پخش کن، یا حتی پنکه و هود آشپزخونه رو روشن بذار. این صداها تمرکز مغزت رو از اون صدای آزاردهنده برمیداره.
سعی کن همراه غذات چیزهایی مثل سالاد، تهدیگ، خیار یا هویج بخوری. صدای جویدن خودت توی جمجمهات میپیچه و مثل یک عایق در برابر صدای دیگران عمل میکنه و به مرور زمان کمک میکنه از صدای دیگران هم کمتر اذیت بشی. معمولا صدای شکستن غذاها زیر دندون برای خودت میتونه لذتبخش باشه.
ارتباط چشمی با دهن کسی که داره صدا تولید میکنه، حساسیتت رو چند برابر میکنه. سعی کن زاویه دیدت رو تغییر بدی و روی بشقاب خودت تمرکز کنی.
در نهایت اگه این موارد کمک نکرد، هندزفری زدن رو پیشنهاد میکنم.
278
این حس میتونه آدم رو تا مرز جنون ببره و به احتمال خیلی زیاد ریشهاش به میسوفونیا (Misophonia) یا «صدابیزاری» برمیگرده. تو این حالت، مغز به صداهای خاصی مثل ملچملچ کردن، هورت کشیدن، جویدن یا حتی نفس کشیدن عمیق واکنش «جنگ یا گریز» نشون میده. یعنی مغزت اون صدا رو به عنوان یک تهدید یا عامل به شدت آزاردهنده شناسایی میکنه و باعث میشه فوراً احساس خشم، اضطراب یا کلافگی شدید بهت دست بده.
278
سلام
یه سوال سخت
به آدمایی که حین غذا خوردن صداهای عجیب غریب درمیارن چه واکنشی نشون میدی؟
اون لحظه چیکار میکنی
حتی اگر نزدیکترین افراد زندگیت باشن
من روانی میشم و نمیدونم باید چیکار کنم 😭
278
جزوهی کنترل خشم که دونستن و رعایتشون خیلی به من کمک کرد:
🧠 مهمترین قانون:
بدونم که هیجانات قرار نیست کنترلم کنن، این منم که قراره مدیریت اونها رو در دست بگیرم.
فرمول ساده:
تسلط هیجانی = سرکوب نیست = فهمیدن ریشهی احساساته + واکنش آگاهانه
⏳ قانون ۹۰ ثانیه:
واکنش شیمیایی خشم فقط ۹۰ ثانیه طول میکشه؛ بعدش این افکار تکراریان که عصبانیت رو نگه میدارن، نه خود اتفاق.
🔍 هیچکس دکمهی خشک ما رو فشار نمیده.
رفتار دیگران فقط زخمهای قدیمیت رو فعال میکنه. بپرس: «واقعاً از چی رنجیدم؟». سعی کن دردی که بهت وارد شده رو مجسم کنی و از پشت مغزت بیاری جلوی سرت و ببینیش.
🎭 زیر خشم، یه احساس دیگه قایمه:
میتونه ناراحتی، ترس، شرم یا طرد شدن باشه. خشم رو انتخاب میکنیم چون راحتتره! خشم دمدستیترین احساس درون ماست.
⏸ همیشه بین اتفاق و واکنش یه لحظهای هست که خیلی مهمه برای انتخاب. همون چند ثانیه مکث، پشیمونی بعدی رو حذف میکنه. اگه اون لحظه رو پیدا کردی، دودستی بچسب بهش و نذار گمش کنی.
👀 بهجای غرق شدن، مشاهده کن:
بگو «الان خشم رو تجربه میکنم» و سعی کن با چند نفس عمیق توجهت رو بیاری به تنفست، اگرچه قطعا بازم برمیگردی به خشم، اما همین فاصله کوچیک، از شدت خشم کم میکنه.
🛠 آدمهای سخت = فرصت تمرین
نمیتونی تغییرشون بدی، اما میتونی صبر، مرزبندی و کنترل خودت رو قویتر کنی. البته معنیش این نیست که همیشه خودت رو در معرض مجادله با این افراد قرار بدی. :)))
🚧 مرز بذار، محترمانه:
بگو چی رو میپذیری و چی رو نه. قرار نیست با کنترل خشم، احساسات و حق و حقوقت نادیده گرفته بشه.
🚶🏻♀ اگه بهم ریختی، فاصله بگیر:
چند دقیقه مکث، از حرفای پشیمونکننده جلوگیری میکنه. میتونی زمان بخری و مکالمه رو به یک ساعت بعدش موکول کنی.
🎬 مراقب داستانسازی ذهنت باش
اولین برداشت، واقعیت نیست؛ شاید داری بدترین سناریو رو میسازی! مراقب باش از ذهنت گول نخوری و برای اینکه بهت ثابت کنه قربانی هستی یا هر چیز دیگه، از اتفاقات و دیگران هیولا نسازه.
💎 نتیجه:
تسلط هیجانی یعنی نذاری آرامشت دست دیگران باشه. هر بار آگاهانه واکنش بدی، داری ذهنت رو برای آرامش، تابآوری و قدرت انتخاب تمرین میدی.🌱
278
آدمها بهم میگن: «به خودت سخت نگیر»، اما نمیدونن که من مجبورم به خودم سخت بگیرم! وگرنه مدیون خودم میشم.
278
بعضی زخمهامون رو نه زمان درمان میکنه و نه فراموشی. فقط یاد میگیریم با دردشون زندگی کنیم، بدون اینکه هر روز از نو بشکنیم.
278
بعضی آدمها رو که میبینم، میفهمم این همون آدمیه که من باید بهش کمک کنم و داستان زندگیش این شکلی جلو میره. و بعضی دیگه هم اومدن تو زندگی که به من کمکی کرده باشن تا بتونم برم چپتر بعدی. خیلی جالبه.
278
تواناییِ یکِ رابطه:
«توانایی ترمیم»
رابطهها گاهی آسیب میبینن، اما افراد بالغ به جای رها کردن، به فکر ترمیم اون هستن. بعد از یک دلخوری، ساعتها سکوت نمیکنن؛ دوباره گفتوگو رو شروع میکنن، تلفن رو برمیدارن و یه بارِ دیگه تلاش میکنن. چون عشق رو بیش از اینکه یه احساس بدونن، یه مسئولیت و مهارت میدونن. گاهی برای بهتر کردن وضعیت آینده، باید گذشته رو کالبدشکافی کرد و با معذرتخواهی، برای جبران و جلوگیری از اشتباهِ مجدد، برنامهریزی کرد.
