en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe 👈

پلان ۲۷

پلان ۲۷

Open in Telegram

[نور، صدا، تصویر، زندگی] رونوشت یا بازفرست پیام‌ها، بلامانع است. انتخاب آن بسته به شعور شماست. https://t.me/HarfChatBot?start=8ac8592a57f8

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
277
Subscribers
+124 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
هر کلمه از این آهنگ روایت عینی و دقیق زندگی منه. کسی که با کلی آرزو شروع کرد و الان «هیچی باقی نیست ازش».

امروز، در برابرِ درد، شکست خوردم؛ بیت شعری از سعدی خواندم، گریه کردم... یک خرید انجام دادم، گریه کردم... مویه‌ای لُری شنیدم، گریه کردم... مادری گریان و پدری غم‌زده را دیدم، گریه کردم... امروز ظرف غذا را از مادرم گرفتم و گریه کردم... امروز گریه‌ی برادرِ جویای کارم را دیدم و گریه کردم... امروز به کفش پاره‌ام فکر کردم، گریه کردم... امروز چشم‌های غمگین آن زن جوان را در آینه دیدم و گریه کردم... موهای سپید پدر را دیدم، گریه کردم... زندگی نزیسته را دیدم، گریه کردم... دیدم گنجشکی در قلبم امروز معشوقه‌اش را به خاک سپرد، گریه کردم... درصد تورم را در مملکتم دیدم و گریه کردم... کودکی در حسرت اسباب‌بازی انگشت به دهان گزیده را دیدم، گریه کردم... دلم می‌خواست دوباره بگویم دوام بیار، از نو آغاز کن، دیگر نتوانستم؛ در این حوالی دیگر آفتابی نمی‌تابد، اگر بود، می‌گذاشتم اشک‌هایم را بخشکاند! نمی‌دانم فردا خورشید زندگی‌ام طلوع خواهد کرد که باز هم از امید بنویسم یا نه.

الان بهتر می‌فهمم چرا یه زمانی گفتن «چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرامه». التبه باید جای کسی که توی خونه هست و به اون چراغ دل‌خوش کرده باشیم تا عمق قضیه رو درک کنیم!

حافظ وقتی می‌خواسته به یکی مثل من دلداری بده و همدردی کنه، می‌گفته: دورِ گردون گر دو روزی بر مرادِ ما نرفت دائماً یکسان نباشد حالِ دوران غم مخور هان مَشو نومید چون واقِف نِه‌ای از سِرِّ غیب باشد اندر پرده بازی‌هایِ پنهان غم مخور

از کانال چنل‌بی، می‌تونید این دو قسمتِ مرتبط رو گوش بدید: • قسمت ۱: https://castbox.fm/vb/183758040 • قسمت ۲: https://castbox.fm/vb/183758037 ممنون از دوست آبی و خوبم بابت این پیشنهاد خفن.💙

سوال جالب سوم: چه کسانی اولین بار این ایده‌ها رو در ذهن آدم‌ها جا دادند؟ (از نظر من بدترین‌شون مورد آخر بود). ویلیام واکر آتکینسون (۱۹۰۶): او اولین کسی بود که دقیقاً عبارت «قانون جذب در دنیای افکار» رو در کتاب خود به کار برد. ناپلئون هیل (۱۹۳۷): با نوشتن کتاب معروف «بیندیشید و ثروتمند شوید»، این ایده رو از فاز درمانی وارد فاز کسب ثروت و موفقیت مالی کرد. راندا برن و کتاب «راز» (۲۰۰۶): این نویسنده استرالیایی با انتشار فیلم و کتاب The Secret، این تفکر قدیمی رو با بسته‌بندی جدید (و با سوءاستفاده از کلمات فیزیک کوانتوم) به یه پدیده پول‌ساز جهانی تبدیل کرد.

سوال دوم: پس یعنی «تلقین و باور» هیچ تاثیری ندارند؟ در واقع وقتی به چیزی فکر می‌کنیم، کائنات هیچ تکونی به خودش نمی‌ده، بلکه به تبع ذهنیت‌مون، رفتار خودمون عوض میشه. این موضوع سه تا دلیل علمی داره: الف) پیشگویی خودکام‌بخش (Self-Fulfilling Prophecy): وقتی از ته دل باور داری قراره اتفاق خوبی بیفته، ناخودآگاه اعتمادبه‌نفست میره بالا، تو ارتباطاتت بهتر عمل می‌کنی، ریسک‌های منطقی‌تری می‌کنی و بعد از شکست زودتر روی پای خودت می‌ایستی. در نتیجه، احتمال موفقیتت واقعاً بیشتر میشه. اینجا کائنات کاری نکرده، بلکه عملکرد بهترِ خودت نتیجه رو ساخته. ب) سیستم فعال‌کننده مشبک مغز (RAS): تو مغز ما یه شبکه‌ای به اسم RAS هست که کارش فیلتر کردن اطلاعاته. مغز در هر ثانیه کلی داده می‌گیره ولی فقط چیزایی رو بهت نشون میده که برات «مهم» هستن. مثلاً تا تصمیم می‌گیری یه ۲۰۶ سفید بخری، یهو تو خیابون پر از ۲۰۶ سفید میشه! ماشین‌ها زیاد نشدن، فقط فیلتر مغزت عوض شده. پس وقتی روی هدفت تمرکز می‌کنی، مغزت تازه فرصت‌هایی رو می‌بینه که قبلاً راحت از کنارشون رد می‌شدی. پ) سوگیری تأییدی (Confirmation Bias): ما آدما ذاتا دوست داریم فقط چیزایی رو ببینیم که باورمون رو تأیید می‌کنن. کسی که به قانون جذب باور داره، اگه به پول فکر کنه و فرداش یه پیشنهاد کاری بهش بشه، سریع میگه «دیدین قانون جذب جواب داد!». اما اون هزار باری که به چیزی فکر کرده و اتفاق نیفتاده رو کلاً از یاد می‌بره.

سوال اول: آیا فیزیک قانون جذب رو تأیید می‌کنه؟ کاملاً نه! در علم فیزیک هیچ چیزی برای اثبات ادعای کتاب‌های موفقیت نداریم. کلاً مشکل از اونجا شروع می‌شه که از کلمه‌های «انرژی» و «فرکانس» اشتباه استفاده می‌کنن: در فیزیک، انرژی یه کمیت قابل‌اندازه‌گیریه، مثل انرژی جنبشی، پتانسیل، گرمایی یا الکترومغناطیسی. انرژی مغز ما فقط یه سری پالس الکتریکی خیلی ضعیف تو نورون‌هاست که با دستگاه نوار مغز (EEG) ثبت میشه. میدان مغناطیسیِ این پالس‌ها انقدر ضعیفه که به زور از جمجمه رد میشه، چه برسه به اینکه بخواد بره تو کائنات و برامون ماشین و خونه جذب کنه! طرفدارای قانون جذب میان از اصطلاحاتی مثل «درهم‌تنیدگی کوانتومی» یا «اثر ناظر» استفاده می‌کنن تا حرفاشون علمی به نظر برسه. فیزیک‌دان‌ها به این کار میگن «عرفان کوانتومی» (Quantum Mysticism) و اون رو کلاً شبه‌علم (Pseudoscience) می‌دونن؛ چون قوانین کوانتوم فقط تو مقیاس ذرات زیراتمی جواب میدن، نه برای افکار ما و اشیای بزرگ!

Repost from N/a
در هر صورت دوست دارم بدونم کی برای اولین بار چنین چیزهایی رو توی ذهن آدم‌ها جا داد

Repost from N/a
به نظر من بیشتر تلقینه یعنی تو باور داری که هر روز از خواب بیدار میشی و قراره فلان‌چیز اتفاق بیوفته و چون انرژیش رو میفرستی امکان اتفاق افتادنش هم بیشتر میشه

بریم به بررسی این موضوع بپردازیم: 😇🪄

sticker.webp0.09 KB

‌ به مناسبت روز جهانی گربه ها،روز دختر مبارک.

در روز جهانی گربه‌ها، مثل یک سگ گریه کردم.

اتفاقا یک نفر همیشه برای کمک میاد! تا حالا ندیدیش؟ اون خودتی. تو قهرمان خودتی. برای قهرمان بودن گاهی باید مهربون باشی در حق خودت، گاهی سخت‌گیر. اما این قهرمان تنها محافظیه که تو طول زندگیت داری. بهش اعتماد کن.

یکی از چیزهایی که کمک می‌کنه درمورد آدم‌ها تصمیمات درستی بگیرید، اینه که یه برگه دم دست‌تون باشه و چیزهای منفی که ازشون می‌بینید و مطمئنید این‌ها درون‌شون تبدیل به یک ویژگی دائمی شده رو یاد داشت کنید. مخصوصا اگه مثل من فردایِ روزی که اذیت شدید، همه چی یادتون می‌ره. چون ما فراموش می‌کنیم، اما اون شخص همچنان به کار خودش ادامه می‌ده و یادش نمی‌ره چه کسی بوده.

کسی که دوستت داره، هزینه‌هات رو کم می‌کنه. مخصوصا اگه اون هزینه، مربوط به یک تصمیم درستِ دو نفره باشه که اتخاذش باب میل هیچ‌کدوم‌تون نیست. آدم درست هزینه‌هاتو کم می‌کنه، تو رو توی موقعیتی نمی‌ذاره که قلبت رو سیاه کنه. آدم درست هزینه‌هاتو کم می‌کنه و درک کردنِ همه‌ی آدم‌ها رو وظیفه تو نمی‌دونه. آدم درست اولویتش تویی! نه خانواده‌ش! نه کارش! نه دوستاش! آدم درست بهت تلقین نمی‌کنه که همه حس‌هات و افکارت اشتباهه. آدم درست قبل از این‌که بخواد خودش رو تبرئه کنه، به فکر درک کردن توئه. اگه چنین آدم درستی زندگیت نیست و یه روزی تصمیم گرفتی خودت رو نجات بدی، با اطمینان انجامش بده.

+2
1|12 - Dance Me to the End of Love - Leonard Cohen (320).mp310.88 MB

فرستاده شده‌ام تا بجنگم برای هرچیزی که ارزش‌اش را داشته باشد؛ حقیقت، زیبایی، محبت، آرامش، عشق، سعادت. برای رژه رفتن میان عشق و رنج، با قلبی گشوده و چشم‌هایی بینا. برای ایستادن درون خرابی‌ها و باور این‌که قدرت من، نور من، حقیقت من و عشق من، قوی‌تر از تاریکی‌ست.

نجات‌دهنده، همون باوریه که سال‌هاست به اسمِ دروغ واهی، ازش قطع امید کردی.