ᶻ 𝗓 🪐🤎
Open in Telegram
꣸ ࣭ ゚ Thᥱ ᥣιttᥣᥱ ᥣost ᥲngᥱᥣ ֺ۪ ⭒ ݂
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
208
Subscribers
No data24 hours
+107 days
+1330 days
Posts Archive
207
دنیای ما اندازه ی هم نیستمن عاشق بارانو رگبارم من روزها تا ظهر میخوابم من شبها تا صبح بیدارم من اگر در خود میروم شاید پاییز سال بعد برگردم تو دائم از آینده میپرسی من حال فردای خود را نمیدانم تو دنبال یک آغوش محکم باش آغوش این دیوانه جای محکمی نیست صدبار گفتم و از یادت رفت
دنیای ما اندازه ی هم نیست.!
207
چشم هایت کشوری بود
که من همسایه و هم مرز آن بودم،
بینِ ما جنگ نابرابری رُخ داد،
سلاح بر زمین انداختم و تسلیم شدم
نه تنها مرزهایم را بلکه کشور دلم را هم باختم ...»
