~ 𝐃𝐫𝐞𝐚𝐚𝐦𝐞𝐝𝐢𝐭 ~
Open in Telegram
ما و دراماهای زندگیمون … همه همینجا 😁✨ Chat Elina : t.me/HidenChat_Bot?start=1095122155 Chat Niloo: t.me/HidenChat_Bot?start=1237051716
Show moreIran137 719The category is not specified
328
Subscribers
+1124 hours
+217 days
+6530 days
Posts Archive
دوعوکان دست لیلا رو کشید
دنیز دیدش دوید سمتش ازش محافظت کنه
دوعوکان گفت برو کنار دیگ با تو سر و کله نزنم
تئومان دوید اومد گفت بیا من سر و کله بزن😭❤️🔥❤️🔥❤️🔥
دوعوکان اومد مشت بزنه به تئومان
آراس رسید دستش رو گرفت
گفت اگر دستت بهش بخوره
دستت رو میشکنم😭❤️🔥
پرستار داشت از سرهات میپرسید
که تئومان داداش آراس هست
شبنم شنید🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️
وای شبنمممم خستهههه شووووو همه جا هستی تو چرا😭😭😭
قالَ نورای :
اگر اونا آک کایا ها شدن ماهم سویسالان ها میشیم🤣❤️🔥🫵🏻
تو ترجمه بد در میاد منظورش این بود ماهم مثل اونا میتونیم بزرگ شیم🤣❤️🔥
زن و شوهری کصخلن واقعا🤣🤣
ایلهان اومد دنبال پول هاش تو کمد
نورای اومد گفت اینا رو از کجا اوردی اینا
فهمید از پول های هاکان ایناست
بعد ایلهان میخواست بره پس بده
نورای میگه نمیتونی بری پس بدی من ب این پولا وابستگی احساسی پیدا کردم🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣
دنیز نقاشی تئومان رو کشیده😭✨
نقاشی آراس و تئومان رو گذاشته کنار هم داره از علی میپرسه بنظرت این دوتا شبیهن؟😂🥹
