en
Feedback
"اسکارلت‌دهه‌هَشتاد

"اسکارلت‌دهه‌هَشتاد

Open in Telegram

روزمرگی،هنر،کتاب،موسیقی و چند کلمه حرف🫳🏼 خوش اومدی به جمع خودمونی ما✨️ "متن ها نوشته ی خودمه جز اونایی که فوروارد میشه یا نقل قوله" با اسم "اسکارلت" به اشتراک بذارید لطفا. میشنومت: @Madamscarletbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
609
Subscribers
-124 hours
-57 days
-3130 days
Posts Archive
به من گفتی بچه؟ همین بچه بیچاره ت میکنه.

پیشنهاد میشه چون ریتم اصلا به متن نمیخوره

Fardin-Naji-Davat-128.mp33.29 MB

میدونی چی بده؟ بعدِ یه تایم طولانی که از زندگی کنده بودی و گوشه گیر شده بودی، حالا که خوب شدی و به زندگی برگشتی، آدما همه ی تلاششونو میکنن که حالتو بگیرن و بزنن تو ذوقت.

من دلم تنگ میشه حتی واسه اونایی که منو دوست خودشون ندونستن هیچوقت واسه اونایی که باهم بحثمون میشد واسه اونایی که دورادور هوامو داشتن برای روزی که تولدم سورپرایزم کردن، واقعا اون روزو یادم نمیره خیلی حس خوبی داشتم :) آهنگ آی ستاره حامیمم پلی کرده بودن برای تمام کسایی که باهاشون آشنا شدم حتی از دور هم کلی ازشون چیز یاد گرفتم و در بدترین حالم که منفی فکر میکردم میگفتن درست نیست،اینطوری فکر نکن ... خیلی چیزا هست، که اصلا قد نمیده واسه گفتن اینجا، انقدر زیاده من واقعا دلم براتون تنگ میشه :) امیدوارم از دور هم کنار هم بمونیم و حالی از هم بپرسیم و نشیم غریبه‌ی آشنا ...

Repost from N/a
متنفرم از این حس که دلم برا تک تکتون تنگ شده و حس میکنم دیگه هیچوقت نمیشه همتونو باهم داشته باشم مثل وقتایی ک میرفتیم کافه هومن یا کافه پالت یا تو کوچه های اطراف دانشگاه یا تو طبقه های مختلف تو راه پله ها پیداتون میکردم It’s end of an era And we can’t celebrate it for the last time ever

آخرین جلسه کلاس های ترم ۸ :)
آخرین جلسه کلاس های ترم ۸ :)

تو گرما، منو سگ درونم سلام میرسونیم.

زن بودن هم مقوله ی عجیبیه. موقع خندیدن گریه ت میگیره موقع عصبانیت خنده ت میگیره موقع گریه کردن میشینی به بقیه مشکلاتت فکر میکنی و دو برابر گریه میکنی. نشستی یهو یه چیزی میبینی گریه ات میگیره. آخرشم نمیفهمی حال خودت اینجوریه، پی ام اسی یا کلا تنظیماتت بهم ریخته.

پیشنهاد میشه برای وقتایی که از دست آدمها خسته‌این.

05.Mahyar & Deon & Raeen - Chamedoon (320).mp312.61 MB

نفرین نوبهاران داستان زنی به اسم گیلاس نوبهارانه که بعد از به دنیا آوردن دو قلوهاش، بیمار میشه، همسرش، ارباب کامیل، که علاقه زیادی به عکاسی از زنان داشته، از همسر بیمارش عکسی برهنه میگیره و این عکس آغاز یک ماجرای بزرگه. من چه حسی داشتم نسبت بهش؟ هر قسمتش، منو یاد زن بودن تو خاورمیانه مینداخت، با اینکه این ادبیات مال کُرد های کردستانِ عراقه ولی از اونجایی که به ما نزدیکن، خیلی شباهت ها از نظر عقاید و طرز تفکر دارن نسبت به ایران و اسلام. اینکه زن بودن چقدر سخته، اینکه آدمها خودشونو مالک تو میدونن، و برای حفظ آبروشون حاضرن جونتو بگیرن. پیشنهاد میشه بهتون کتاب های دیگه ای هم داره بختیار علی که وقتی خوندم میام بهتون معرفی میکنم🖤

میخواستم این کتاب رو زودتر معرفی کنم بهتون، اما گفتم جلسه نقد و بررسیش رو برم، بعد بیام بهتون بگم

امروز✨
+2
امروز✨

بعد از یه شب طولانی و پر از گریه اونی که صبح از جاش پا میشه دیگه آدم شب قبل نیست.

اون شبایی که بالشتت از اشک خیس میشه رو یادت نره.

شب بخیر به شما مخصوصا اونایی که کسی نیست بهشون شب بخیر بگه✨️🖤