Haven
Open in Telegram
من خیال پردازم،به آسمان نزدیک ترم تا آدم ها..
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
261
Subscribers
-124 hours
-17 days
+430 days
Loading data
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
November '26Nov '26
November '260
in 0 channels
October '26
+44
in 2 channels
Get PRO
September '26
+25
in 5 channels
Get PRO
August '26
+42
in 2 channels
Get PRO
July '260
in 4 channels
Get PRO
June '26
+177
in 8 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 02 November | 0 | |||
| 01 November | 0 |
Channel Posts
| 2 | «تموم عشقی که به آدم های اشتباه زندگیت دادی
یه روز توسط یه آدم دیگه بهت برمی گرده» | 39 |
| 3 | telegram-cloud-document-4-5956462402181538278.mp3.mp3 | 35 |
| 4 | سایه ای هم زآنچه بودم نیستم. | 51 |
| 5 | «او عذرخواهی دنیا به من بود؛
بابت تمام رنج هایی که تحمل کرده بودم…» | 57 |
| 6 | غمی که نکشتت دسته دسته از بین موهات میریزه. | 60 |
| 7 | کاش خلقت آدم ها از اول اینجوری بود که بر اساس برنامه ی از قبل تعیین شده عمل میکردن،در واقع کاش ما هیچ اراده و اختیاری نداشتیم
فکر کردن به اینکه میتونستی اما نخواستی دردناکه. | 61 |
| 8 | و خب من برای پشت سر گذاشتن باید عبور میکردم نه فرار. | 59 |
| 9 | کاش پی نمیبردم. | 58 |
| 10 | به قول هومن شریفی فهمیدن با پی بردن فرق داره،وقتی پی میبری دیگه نمیتونی فراموش کنی.دیگه نمیتونی انکار کنی،یه جوری حقیقت میره تو رگ و پی ات که هیچی دیگه نمیتونه تو رو به قبل اون پی بردن برگردونه. | 58 |
| 11 | No text... | 73 |
| 12 | ۲۰۲۶۱۰۰۵_۱۱۰۷۰۳.mp4 | 1 |
| 13 | Majid Rokni - Akharin Mashoogh (320).mp3 | 1 |
| 14 | ما همه اینجا بی پناهیم اما این مسئله باعث نمیشه بهم رحم کنیم. | 83 |
| 15 | No text... | 85 |
| 16 | شاید چیزی که بیشتر از همه خستهات کرده، اینه که هیچوقت فرصت نکردی فقط زندگی کنی؛ همیشه باید یک چیزی رو تحمل میکردی، جبران میکردی، نجات میدادی یا نگرانش میبودی...
@baycot | 80 |
| 17 | اضطراب، انتخاب آدمها نیست.
هیچکس انتخاب نمیکنه قبل از فرستادن یه پیام، بارها متنش رو عوض کنه تا مبادا حرفش بد برداشت بشه، هیچکس انتخاب نمیکنه بعد از یه تماس تلفنی، مکالمه رو توی ذهنش مرور کنه و دنبال اشتباهات احتمالی خودش بگرده، هیچکس انتخاب نمیکنه مدام از خودش بپرسه «نکنه ازم ناراحت شده؟» یا «نکنه دیگه مثل قبل دوستم نداره؟»، هیچکس انتخاب نمیکنه برای مطمئن شدن از اینکه در خونه رو قفل کرده، چند بار برگرده و چکش کنه، هیچکس انتخاب نمیکنه با شنیدن یه صدای غیرعادی از بدنش، ساعتها توی اینترنت دنبال نشونههای یه بیماری جدی بگرده، هیچکس انتخاب نمیکنه وقتی قراره اتفاق مهمی بیفته، از چند روز قبل نتونه آروم بگیره، هیچکس انتخاب نمیکنه وقتی باید استراحت کنه، عذاب وجدان بگیره چون احساس میکنه هنوز بهاندازهی کافی کار نکرده، هیچکس انتخاب نمیکنه از ترس اشتباه کردن، یه تصمیم ساده رو بارها به تعویق بندازه، هیچکس انتخاب نمیکنه وقتی کسی باهاش سرد برخورد میکنه، تمام روز درگیر این باشه که چه اتفاقی افتاده و هیچکس انتخاب نمیکنه وقتی حتی همهچیز آرومه، باز هم نتونه از آرامش لذت ببره و منتظر اتفاق بد بعدی بمونه.
اما بر خلاف مواردی که گفتم، قضاوت کردن آدمها بهخاطر چیزی که تجربه میکنن، یک انتخابه.
لازم نیست به کسی که مضطربه بگی «چرا انقد استرس داری»، حملهی پنیکش رو بیاهمیت جلوه بدی یا بهش بگی «چقدر حساسی!»
اضطراب انتخاب نیست، اما اینکه چطور با رنج دیگران برخورد میکنیم، انتخاب خودمونه.
✎ روانشناس ایرانی
پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
پروکسی | پروکسی | پروکسی
🔥@iRoProxy | 1 |
| 18 | غم بعضی لحظه ها آنقدر عمیقه که حتی تو خلوت خودت هم نمیتونی مرورشون | 82 |
| 19 | چون فکر میکردم خدا تو رو برای قلب غمگین من فرستاده نتونستم غمی که به قلبم دادی رو باور کنم. | 82 |
| 20 | رویاهایم در شأن حضور من نبودند. من توان نور نداشتم. توان آفتاب نداشتم. بهار سبزم نمیکرد. خورشید اضافی بود و خوابها مرا رها میکردند. من توان بیدار ماندن هم نداشتم. و کسی نمیگفت من خودم را زندگی نمیکنم. خودم را نمیبینم. و در کوچه پسکوچههای شهری در خودم، پرسه میزنم که دنبال چیزی بگردم؛ اما چیزی نبود. خاک میخوردم در خودم. بیآنکه گنجیدهای درونم باشد. و ردّ پایم را دنبال میکردم و راههای تکراری را میپیمودم که یاد بگیرم خانهی دوست کجاست. اما نه آسمان مکث میکرد، نه رهگذری وجود داشت. من بودم و رویای بیمن، که منتظرم بود. | 21 |
