en
Feedback
سانا

سانا

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
389
Subscribers
+1624 hours
+327 days
+4630 days
Posts Archive
تو صبح زود بیدار شدن،کامروایی دقیقا از چه ساعتی شروع میشه؟

بریم بخوابیم که فردا روز بهتریه🥰

👀ادامه اردیبهشت
+3
👀ادامه اردیبهشت

اردیبهشتِ قشنگم❤️
+9
اردیبهشتِ قشنگم❤️

خلاصه فروردین💗
+4
خلاصه فروردین💗

photo content
+9

بیاید باهم عکس ببینیم

چیزی به ۱۰نمونده من موندم و اشپزی و درس و ساعت۵/۵بیداری:)))

یه عالمه کار داشتم که امروز انجام بدم ولی همه وقتم رفت واسه تمیز کاری

ذات چاه فاضلاب:

نه سیسی جابه‌جایی دراما نیست به مشکل خوردن چاه فاضلاب دراماست🙏🏼

میخوای جابجا بشی؟ بیا از دراماها تعریف کن ماام تراپی لازم شیم

sticker.webp0.12 KB

چند جلسه تراپی میخوام

از ظهر سر خونه یه درامایی پیش اومد و یه چیزایی پشت سر گذاشتم که نمیتونین تصور کنین فعلا مستقل نشین خونه باباتون بمونین تا نتیجه نهایی مو بعدا بگم.

از واحد بغلی صدا مرغ و خروس میاد از دیروز

عاشق اینم به محض بیدارشدن قهوه درست کنم و به به🫠

گر که روزی زقضا حاکم این شهر شوم خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد زکم و بیش و بسیار بگیرم از شیخ وجه اندوخته و دینار بگیرم از شیخ آنقدر جامه و دستار بگیرم از شیخ باج میخانه اَمرار بگیرم از شیخ وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد وقف سازم دو سه میخانه با نام و نشان وَندَر آنجا دو سه ساقی به مهروی عیان تا نمایند همه را واقف ز اسرار جهان گِرد هر چرخ به من مهلتی ای باده خواران کف این میکده ها را زعبا خواهم کرد هر که این نظم سرود خرٌم و دلشاد بُود خانه ذوقی و گوینده اش آباد بُود انتقادی نبود هر سخن آزاد بُود تا قلم در کف من تیشه فرهاد بُود تا ابد در دل این کوه صدا خواهم کرد

گر که روزی زقضا حاکم این شهر شوم خون صد شیخ به یک مست روا خواهم کرد زکم و بیش و بسیار بگیرم از شیخ وجه اندوخته و دینار بگیرم از شیخ آنقدر جامه و دستار بگیرم از شیخ باج میخانهَ اَمرار بگیرم از شیخ وسط کعبه دو میخانه بنا خواهم کرد وقف سازم دو سه میخانهَ با نام و نشان وَندَر آنجا دو سه ساقی به مهروی عیان تا نمایند همه را واقف ز اسرار جهان گِرد هر چرخ به من مهلتی ای باده خواران کف این میکده ها را زعبا خواهم کرد هر که این نظم سرود خرٌم و دلشاد بُود خانهَ ذوقی و گوینده اش آباد بُود انتقادی نبود هر سخن آزاد بُود تا قلم در کف من تیشهَ فرهاد بُود تا ابد در دل این کوه صدا خواهم کرد