en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Coconut diaries

Coconut diaries

Open in Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
263
Subscribers
-124 hours
+17 days
+930 days
Posts Archive
شنیدن تشویق از سمت استادم همون چیزی بود که امروز بهش نیاز داشتم.

این هفته بخش داخلی دام بزرگ بودم، کلا که بخش دوست داشتنی‌ای نیست برام، ولی امروز یه بره یک روزه آورده بودن با آترزی مقعد، صاحبش راضی نشد جراحی بشه و حتی راضی نشد با هزینه خودمون هم جراحی انجام بدیم. البته که درنهایت قرار بود دیر یا زود تلف بشه ولی خیلی براش ناراحت شدم.

من و گربه‌های کوچه دیدنت عادتمونه.

فکر می‌کنم دیشب رکورد تماس تلفنیم رو با چهار ساعت صحبت کردن، زدم. و جالب اینجاست بعد از چهار ساعت باز هم حرف برای گفتن داشتیم و چون سه صبح بود مجبور شدیم قطع کنیم!

پس صبح همگی بخیر.

از “صبح بخیر” گفتن خیلی بیشتر از سلام کردن خوشم میاد.

یک انسان، یک زن، توسط برادرش و با همکاری شوهرش به قتل رسیده، قبل از اینکه شاهرگش بریده بشه مثله شده، اندام‌های جنسی‌ش توسط همون برادر از بدنش جدا شده و درحالی از دنیا رفته که شاهد اتفاق افتادنِ همه‌ی این‌ها توسط برادرش بوده. قانون قاتل رو فقط برای چند سال حبس زندانی کرده که احتمالاً همون حکم هم فقط تجملاتی باشه چون‌که درنهایت «ولیِ دَم» مقتول (پدرش یا شوهرش) قراره که رضایت به آزادیِ «قاتل» (برادرش) بدن. جامعه داره از قاتل تشکر می‌کنه چون‌که مسئله‌ی حیا و ناموس‌پرستی مهم‌تر از حقِ حیات زن‌هاست. و همچنان تصور غالب بر جامعه اینه که حق و حقوق زن‌ها داره به‌درستی رعایت می‌شه و شما فقط تحت تاثیر سوشال میدیا فمنیست شدید.

یه موکب دقیقا جلوی بستنی فروشی‌ موردعلاقه‌امه که ساعتایی که به خونه برمی‌گردم شلوغ و رو مخه، چندروز پیش حدودا نیم ساعت چرخیدم توی شهر که یه بستنی فروشی مناسب دیگه پیدا کنم و نشد. حتی اینکه من نمی‌تونم بستنی موردعلاقه‌امو هم بخورم تقصیر آخونده!

از آویزی که گردنم می‌گیرم خیلی کامنت می‌گیرم همیشه، امروز یه دختره توی کلاس یوگا ازم پرسید «تو سگ داری؟» در حالی که داشتم فکر می‌کردم که من که هیچ مو و پشمی روی لباسم نچسبیده، چرا اینو پرسید؟ خودش ادامه داد: «چون پلاک پنجه داری پرسیدم.» بامزه بود. بامزه‌تر اینکه ظاهر آدما اطلاعات زیادی رو فریاد می‌زنه. مثلا منم از روی خراش‌های روی دست یکی دیگه از بچه‌ها متوجه شده‌ بودم که گربه داره!

photo content
+1

درحالی که دیشب دوستام کنارم بودن و بینهایت خوش گذشت، اومدم خونه و با تنهایی و آثار جا مونده از مهمونی دیشب مواجه شدم و با کله رفتم توی دیوار.

از کانسپت زرنگ‌بازی توی هرکاری متنفرم.

اگه خدا بخواد پایان‌نامه‌ام داره درست می‌شه!

ارتباط با حیوونا یکی از قشنگ‌ترین حس‌های جهانه. عجیب‌ نیست که یه موجود کوچیک از یه گونه دیگه، که حرف همو هم نمی‌فهمین می‌تونه
ارتباط با حیوونا یکی از قشنگ‌ترین حس‌های جهانه. عجیب‌ نیست که یه موجود کوچیک از یه گونه دیگه، که حرف همو هم نمی‌فهمین می‌تونه انقدر بامزه باهات ارتباط برقرار کنه که دوستش داشته باشی؟

کاش این صبح‌ها ادامه‌دار باشه 🥨
+2
کاش این صبح‌ها ادامه‌دار باشه 🥨

استرس پایان‌نامه با من زاده شده، منو رها نمی‌کنه!

Morning 🥱
Morning 🥱

گاهی یادم میاد که رسیدن به چه چیزهایِ ساده‌ای دیگه امکان‌پذیر نیست و اشک تویِ چشمام جمع می‌شه.

به اندازه کل هفته امروز بازدهی داشتم. کل کارای عقب‌افتاده‌ام رو انجام دادم. غذا پختم و فریز کردم، لباس‌ها شسته شد. گزارش‌های رادیولوژی رو نوشتم و سبکم.

شاید بنموده‌ای کوچ ترسم دگر نیایی.
شاید بنموده‌ای کوچ ترسم دگر نیایی.