en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Coconut diaries

Coconut diaries

Open in Telegram

جایی برای گفتن حرفایی که شنونده خاصی ندارن! دامپزشک پاره وقت، اورثینکر تمام وقت! https://t.me/HarfChatBot?start=9ad896d132fa

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
263
Subscribers
-124 hours
+17 days
+930 days
Posts Archive
چرا کسی به من نگفته بود تزریق ایمونوگلوبین هاری انقدر دردناکه؟ با وجود تحمل درد بالام، یک دور مردم و زنده شدم.

Chris-de-Burgh-Time-In-A-Bottle-128.mp32.57 MB

Ballerina -Michael Ortega -@music_lights.mp38.35 MB

Repost from دومآن.
باید مفهومی مقابل خودکشی وجود داشته باشد. جایی که انسان ناگهان به طور اساسی تصمیم می‌گیرد که زندگی کند.

نمی‌دونم این بیخیالی‌ای که دچارش شدم خوبه یا بد، ولی حداقل برای مسائلی که دست من نیست، حرص نمی‌خورم.

خیلی روز شلوغی داشتیم. یک گربه و یک بچه گربه در حد توانشون چنگم انداختن و فردا باید برم دوباره واکسن هاری بزنم، اول صبح یک مامان گربه تصادفی با پارگی دیافراگم داشتیم که قبل جراحیش تلف شد، یک قناری نارنجی بامزه داشتیم که گربه بهش حمله کرده بود و با سینه پاره اومد و سالم برگشت، و من امروز حس کردم به جراحی هم دارم علاقمند می‌شم.

هرگز فکر نمی‌کردم بتونم با یک بره یک روزه همچین ایموشنال باند عمیقی رو احساس کنم، ولی این بچه واقعا قلبم رو تصرف کرد. مخصوصا
+1
هرگز فکر نمی‌کردم بتونم با یک بره یک روزه همچین ایموشنال باند عمیقی رو احساس کنم، ولی این بچه واقعا قلبم رو تصرف کرد. مخصوصا اون لحظه که وسط جراحی آترزی دستمو جلو بردم و سرشو رو دستم گذاشت و خوابید:(

شاید واقعا لایق اون همه خودسرزنشی نبودم، فقط داشتم بارهای زیادی رو به دوش می‌کشیدم و توان تحمل سختی بیشتری رو نداشتم.

زندگی چقدر اون زمانی که یکی بود آخرشب بیاد بریم دور دور، دوست داشتنی بود.

در ادامه مریضیم، بویاییم رو از دست دادم و همه‌چیز بوی سوختگی میده. برای مثال امروز یه کیس سگ که مراحل جمود نعشیش هم طی شده بود برای کالبدگشایی آورده بودن و هرکسی یه وری فرار می‌کرد از بوی ناخوشش و من اینجوری بودم که: یه بویی نمیاد؟

یا پایان‌نامه به پایان می‌رسه، یا من.

کاش می‌تونستم این خشم درونم رو شایسته و بایسته به کسی که باعثش شده نشون بدم. ولی درنهایت همون دایناسوره‌ام که می‌خواست داد بزنه ولی صداش در نمیومد.

گفتم ریزقول‌ترین پنجه‌های جهان رو به شما هم نشون بدم.
+1
گفتم ریزقول‌ترین پنجه‌های جهان رو به شما هم نشون بدم.

امروز به این پی بردم که ممکن نیست اتفاقی کل یک جماعت زیادی از یک نفر متنفر باشن، واقعا یک مشکلی توی اون شخص هست.

اون علاقه‌مون به موزیک گوش دادن با هندزفری توی هرحالتی، کجا رفت؟ توی کدوم سن جاش گذاشتیم؟

تنها چیزی که آدم باید توی ویش‌لیستش بذاره، اینه که آدم‌های مناسب و درست و حسابی سر راهش قرار بگیرن.

مسئول بیمارستانمون یه آقای میانسال سیبیلوی نازه که هرروز میاد سروقت خوراکیامون، امروز اومد تو اتاقمون گفت شما که دیگه منو مریض کردین، حداقل بذارین همه میوه‌هاتونو بخورم:)))) هرروز هم تا می‌بینتمون می‌گه به‌به خوشتیپا اومدن:)))))

امروز حدود چهارصد و شصت و پنج دفعه اعلام کردم که گلوم درد می‌کنه.

خسته‌ام از آدمایی که هرکاری می‌خوان باهات می‌کنن و وقتی یه بار بهشون بگی بالای چشمت ابرو، زود فاز قهر و دعوا برمیدارن.

صبحِ سرماخوردگی، حس از گور برخاستن میده.