One Quiet Corner | کُنج
Open in Telegram
از گوشهوکنار تاریخ، هنر و معماری @lfatemehpl
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
228
Subscribers
+224 hours
No data7 days
-130 days
Posts Archive
▪️یادگارنویسی(۵)
یادگاری سلطان ابراهیم در تختجمشید از زبان فرصت شیرازی
فقیر وقتی در کتاب جغرافی انگلیسی دیدهام مذکور داشته بود که آن عمارتی که سلطان ابراهیم، پسر شاهرخ، پسر تیمور چیزی به یادداشت در آن نوشته، آن عمارت را دارا بنا کرده و این عمارت چهارگوشه است؛ جدرهای آن هم از سنگ سیاه و از هر طرفی دری بزرگ دارد که داخل عمارت میشوند و این عمارت نقداً بیسقف است، ولی سقف داشته و در هر چهار طرف عمارت ایوانی در جلو بوده و اطاقهای تو در تو نیز در اطراف آن هست و آن چهار دری که گفتیم، در چهار سمت عمارت است. هر دری ۵ ذرع و نیم ارتفاع و [آن] دو از سه پارچهسنگ است، یعنی دو استوانه برپا داشتهاند و بالای آنها، یک پارچه سنگ دیگر که مقرنسکاری است نهادهاند و در ایوانی که سمت جنوب عمارت واقع شده، یک پارچه سنگ بسیار بزرگ بلندی که مکعب است برپاست و خطوطی بر آن سنگ، در چند سطر، به خط میخی نقش نمودهاند و در زیر آن خطوط، سلطان ابراهیم، پسر شاهرخ در سنۀ ۸۲۶ هجری که آنجا آمده فرموده چند سطری نقش کردهاند و آن این است:
به تاریخ شوال سنۀ ست و عشرین و ثمانمائه، رایات نصرت آیات بندگان حضرت خلافتپناه، پادشاه جهان، اعدل خوانین ایران و توران، معینالحق و السلطنه و الدنیاه و الدین، ابوالفتح ابراهیم سلطان، خلدالله ملکه و سلطنته، این محل رفیع و مکان منیع را مضارب خیام دولت و مراکز اعلام سلطنت گردانید؛ کمترین بندگان علیالاطلاق کمالالدین ایتاق -عفیالله عنه- که از بندگان درگاه است، به کتابت این حروف شرف استفادت یافت. غرض نقشی است کز ما بازماند که هستی را نمیبینم بقایی مگر صاحبدلی روزی به رحمت کند در حق درویشان دعایی أين الأكاسرة الجبابرة الأولى كنزوا الكنوز فما بقين وما بقوامنبع: فرصت شیرازی، محمدنصیر میرزا آقا. (۱۳۷۷)، آثار عجم (ج۱)، به تصحیح منصور رستگار فسائی، تهران: امیرکبیر.
▪️حسین لرزاده
شعری از حسین لرزاده: هنر و معماری و نامردمیها
خوشنویسی و شعر و معماری
طرحهای بدیع و حجاری
طاقهای مقرنس و آویز
نیست کمتر ز شغل بازاری
از چه رو آن همیشه در زحمت
وین یکی را بود سبکباری
بشنو از بنده این نصیحت را
تا نگردی دچار این خواری
هنر و عشق را فروبگذار
لوح دل پاک کن ز گچکاری
بعد هفتاد سال گردش و کار
زده درجا چو اسب عصاری
پند لرزاده را به گوش بگیر
که به پیری نمایدت یاری
زینهار آنچه سخت پیش آید
تو مرو از پی دغلکاری
بلکه مجنونصفت پی لیلی
در وجودت بجوی دلداری
دل تو همت عرش رحمانی
نبود مرکز دلآزاری
آنچه دیدی خلاف قاعده بود
بنما غمض عین و ستاری
هرچه باشد کساد رسم هنر
باز بهتر بود ز بیکاری
منبع: ماجرای معماری سنتی ایران در خاطرات استاد حسین لرزاده از انقلاب تا انقلاب (۱۳۸۵)، بهکوشش حسین مفید و مهناز رئیسزاده، تهران: مولی.
◽️در دو نگارۀ بالا، شیوه و ترتیب حضور افراد در مجلس بسیار جالبتوجه است، بهویژه آنکه حضور زنان به دو شیوۀ مختلف در این مجالس به تصویر درآمدهاست.
+1
▪️مجلس وعظ در خوارزم
نگارهای از مجالسالعشاق گازرگاهی
حکایت شیخ مجدالدین بغدادی و مادر سلطان محمد خوارزمشاه
کتابخانۀ بادلین، MS. Ouseley Add. 24
+1
▪️مجلس وعظ در مسجد جامع شیراز
نگارهای از مجالسالعشاق گازرگاهی
حکایت شیخ روزبهان و سعد زنگی
کتابخانۀ بادلین، MS. Ouseley Add. 24
▪️فهرست موضوعی: استاد حسین معارفی
▫️استاد معماری که منارجنبان اصفهان را دوباره به جنبش درآورد
این مرد از اسرار بناهای تاریخی و رموز کاشیسازی عهد صفوی اطلاعاتی عمیق دارد.
در مجلهٔ اطلاعات هفتگی، ۱۶ خرداد ۱۳۳۷ شمسی، شمارهٔ ۸۷۲، صفحهٔ ۶.
▫️معارفی، عاشق معماری ملی بود
مردی که خانهاش را برای تعمیر مسجد شاه اصفهان فروخت.
و
[کدام آدم عاقلی است که دربارۀ معمار معارفی مطلبی بنویسد؟]
در روزنامۀ اطلاعات، ۱۵ بهمن ۱۳۵۴، شمارۀ ۱۴۹۲۷، صفحۀ ۲۱.
▫️چگونه مسجد شاه از انهدام نجات یافت
یادی از معماری بزرگ
شادروان استاد حسین معارفی
در ماهنامۀ هنر و مردم، خرداد ۱۳۵۵، سال چهاردهم، شمارۀ ۱۶۴، ص۲ تا ۹.
▪️چگونه مسجد شاه از انهدام نجات یافت
یادی از معماری بزرگ
شادروان استاد حسین معارفی
امروز که من این مطلب را مینویسم، بیش از سه ماه از درگذشت استادی توانا و مردی سختکوش که بیش از نیم قرن عمر خود را در راه تعمیر و حفظ میراثهای فرهنگی این ملت صرف کرد میگذرد و تا آنجا که میدانم جز مطلبی که در همین زمینه در شمارۀ ۱۴۹۲۷ روزنامۀ اطلاعات نوشتم، کسان دیگری و در جای دیگری مطلبی دربارۀ این مرد ننوشتهاند. در آن تاریخ که آن مقاله را نوشتم، از اینکه درگذشت شادروان معمار معارفی با چنین سکوت و بیتفاوتی تأسفآوری مواجه گردیده سخت ناراحت بودم...
دکتر پرویز ورجاوند
استاد دانشگاه تهران و مشاور سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران
ماهنامۀ هنر و مردم، خرداد ۱۳۵۵، سال چهاردهم، شمارۀ ۱۶۴، ص۲ تا ۹.
متن کامل را در فایل زیر بخوانید 👇
▫️[کدام آدم عاقلی است که دربارۀ معمار معارفی مطلبی بنویسد؟]
نزدیک به دو ماه از درگذشت شادروان استاد حسین معارفی، معمار ارزنده و بزرگ اصفهانی، میگذرد. در نهایت صداقت بگویم که خبر درگذشت آن مرد سازنده و پرتلاش برای من تلخ و ناگوار بود. با اینکه چند ماه پیش او را دیده بودم و آثار کهولت را در وجودش شاهد بودم، مرگ را به او نزدیک نمیدیدم. به همین دلیل از او قول گرفتم که در سفر بعدی به اصفهان مفصل برایم در زمینۀ کارهایی که کرده و بناهایی که تعمیر کرده صحبت کند و در زمینۀ جمعآوری واژههای معماری چون گذشته مرا یاری دهد، ولی واقعیت جز این بود و چند ماه بعد از آن دیدار، داس مرگ این درخت تنومند و پربار را بر زمین افکند و خاک، عنصری که بیش از هر چیز سالهای سال او را با آن سروکار بود، پیکرش را دربرگرفت.
روزها و هفتهها در انتظار ماندم، شاید که دستگاههای مسئول مملکتی از راه بندهنوازی!! هم که شده بهگونهای از این استاد ارزنده یاد کنند و برایش مجلس تذکری ترتیب دهند و یا چند کلامی در وسایل ارتباطجمعی دربارهاش بگویند و بنویسند، ولی دریغ که امروز دیگر معارفیها در این جامعه، بهقول معروف محلی از عراب ندارند تا در سوگ آنها جمعی گردآیند و به گفتگو نشینند و روزنامهها و مجلهها دربارهشان مطلب بنویسند و رادیو تلویزیون بهخاطر آنها برنامه تهیه کنند. انجام این کارها خاص گروهی معین است و تا آنجا که میتوان صفحههای نشریهها را با مطالبی دربارۀ رفیق گرفتن فلان هنرپیشه و طلاق گرفتن دیگری و یا عکس سکسی آنها پر کرد، کدام آدم عاقلی است که دربارۀ معمار معارفی مطلبی بنویسد و از خدمات ۷۰ سالۀ او یاد کند.
رادیو و تلویزیون که خبر درگذشت برخی از هنرمندان و هنرآفرینان جهان را که جز معدودی از مردم این سرزمین یکبار هم نامشان را نشنیدهاند و اثرشان را ندیدهاند، با چند ساعت فاصله و با آبوتاب زندگینامهشان را همراه با تفسیر دربارۀ آثار آنها انتشار میدهند، طبیعی است که به استاد معارفیها نباید گوشهچشمی داشته باشند. باری چون چنین دیدم بهناچار برآن شدم تا این چند سطر را بنویسم، شاید که به یاری دوستان به چاپ برسد و همراه با عکس معمار معارفی در اختیار مردم گذارده شود، باشد که شبهنگام در قهوهخانهها، معماران و استادکاران و بنایان باسواد آن را برای انبوه همکاران خود بخوانند و بدانند در این ملک هم گهگاه آدمهای عوضی! پیدا میشوند که به جای تجلیل از صاحبان زر و زور و یا آن شاعران و نویسندگانی که چیز نوشتن دربارهشان مد روز است، بهخاطر مردی سازنده و پرتلاش و استادی صمیمی و مبتکر که از میان مردم کوچه و بازار برخاسته، در میان آنها زندگی کرده و بدون هیچگونه تشریفاتی در میان اندوه استادکاران و شاگردان دستپروردۀ خود بهآرامی تا گورستان مشایعت شده چیز بنویسد.
نوشتۀ دکتر پرویز ورجاوند
منبع: روزنامۀ اطلاعات، ۱۵ بهمن ۱۳۵۴، شمارۀ ۱۴۹۲۷، صفحۀ ۲۱.
+1
▪️تصاویری از ایران (۱۳۳۷-۱۳۳۸)
در دفترچهای از انجمن زنان کلیسا در تهران
محل نگهداری: دانشگاه اوربرو سوئد
لینک مستقیم
▪️یادگارنویسی (۴)
یادگاری سیاحان در تختجمشید از زبان لرد کرزن
کتیبهها-کاخ داریوش به وجهی نامعمول کتیبههای فراوان دارد، ابتدا باید کتیبههایی را در نظر داشت که راجع به نام آنجاست و در خطوطی باریک اطراف قاب پنجرهها و طاقچهها و یا در سه لوحه بر بالای درگاهها منقور شده است و ظاهراً جرز بزرگ در گوشۀ غربی کاخ محل جالب توجهی برای صنعتگری حجار به شمار میرفتهاست.
در اینجا کتیبهای به خط میخی حاکی است که داریوش به اتمام این بنا توفیق نیافته و فرزند او خشایارشاه کار آن را به پایان رسانیدهاست. در همینجا کتیبهای هم به خط نسخ و غزلی به فارسی دیده میشود از سلطان ابراهیم فرزند شاهرخ و نوادۀ تیمور. در همان نزدیکی چنانکه گویی خواسته باشند نهایت عدم تناسب را نشان بدهند، سی سال پیش، یکی از شیرازیهای غیور، خطی طولانی شرحی به افتخار ناصرالدین شاه یادگار کندهاست.
بر درگاه جنوبی همین بنا کتیبههای پهلوی شاپور دوم و سوم که قبلاً اشاره نمودم کنده شدهاست. متأخران هم در اثرگذاری به این بنا کوتاهی ننموده و آثار درخور توجهی از نام و نشان خویش باقی گذاشتهاند. بر درگاه عمدۀ شمالی لیست درازی از دستههای انگلیسی که از آنجا گذشتهاند، با نام سرهنگ مکدونالد (سر.جی.م.کینر) به سال ۱۸۲۰ در رأس آنها و در یکی از طاقچههای غربی هم متوجه اسم دوست خود پروفسور وامبری شدم که با دیدن آن خطوط و آثار ظاهراً ترغیب به این کار شده بود.
▫️منبع: کرزن، جورج ناتانیل(۱۳۷۴)، ایران و قضیۀ ایران (ج۲)، ترجمۀ غلامعلی وحید مازندرانی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.
▪️در
فیلم کوتاه «به یاد» به کارگردانی خسرو هریتاش و با بازی غلامحسین نقشینه در سال ۱۳۵۶ ساخته شدهاست و موضوع اصلی آن به ورودی خانههای ایرانی اختصاص دارد.
در این فیلم که شامل تصاویر متعددی از نمای خانههای قدیم است، مردی بر سکوی ورودی خانهای نشسته و از خاطرات خود میگوید، از آن زمان که کالبد خانهها و سازمان آن بهگونهای دیگر بود و در پس اشکال مختلف سردر خانهها، نقوش و تزئینات آن، سکوها، در و درکوبها و...داستانهایی شنیدنی وجود داشت. بدین شیوه او ماجرای ورودی خانههای قدیم را در نسبت با زندگی اجتماعی مردم و آداب و رسومی روایت میکند که کمکم دارد به دست فراموشی سپرده میشود.
(تنها کیفیت قابل تحمل از این فیلم را در کانال episodefilm یافته بودم که از دسترس خارج شدهاست و بنابراین فایل آن را دوباره بارگذاری کردم.)
▫️جغرافیای ایران (۱)
در بیان حفریات آثار شوشتر و وضع خرابههای آن کشور
پس از آنکه نخست ازجانب جنرال ویلیام و بار دیگر به دستیاری موسیو لوفتوس نامی، از سیاحان ملت انگلیس، در حفر و اخراج ابنیۀ قدیم شوشتر اقدامات به عمل آورده شد، اسرار گنجهای نهانی که در زیر خاک آن سرزمین پوشیده و متواری بود بهتمامی به در افتاد، ولی در انجام، نگین این سعادت به نام دولت فرانسه درآمد و شرف کشف آن گنج شایگان به دولت مشارالیها لاحق گشت.
مسیو دیولافوا که به اهمیت تألیفات خود نامبردار و به نتایج حسنۀ سیاحات خود در اقطار مصر و حبش شهرتشعار بود در سال هزار و هشتصد و هشتاد و یک میلادی از نظارت معارف دولت متبوعۀ خویش مأمور به حفر و استخراج آثار ملوک ساسانی گردید.
مادام (دیولافوا)، زن مومیالیه، نیز در این سفر به وی همراهی نموده، امر انشای سیاحتنامه و برداشتن عکس و تصاویر مواقع مهمه را در عهده گرفت.
موفقیات این سفر نخستین که دایرۀ تجسس آن تا به نواحی غرب ایران و صفحات (الجزیره) امتداد داشت این رهروان غیور را با سبقت وقوع زحمات شاق و متاعب سخت لایطاق در آرزوی اختیار سفری دیگر افکند که مقصود از آن کشف آثار بلاد قدیم شوشتر بود.
بقیه در نمرۀ آتیه انشاءالله
