en
Feedback
For evermore

For evermore

Open in Telegram

A journal!

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
207
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
1|3 - 13 Beaches - Lana Del Rey (320).mp311.47 MB

ولی خوبیش اینه که اینبار استیکر هام بابونه داشتن :)💛
ولی خوبیش اینه که اینبار استیکر هام بابونه داشتن :)💛

اینجا لینک شعر رو براتون گذاشتم

و شعر سیب حمید مصدق

برای خودت اتاقی داشته باش -ویرجینیا وولف من در حباب شیشه خودم بودم -سیلویا پلث و این منم، زنی تنها در آستانه فصل سرد -فروغ فرخزاد درخت انجیر سیلویا -حباب شیشه ای پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی‌است -فروغ فرخزاد

اولین تجربه تایپ کردن با ماشین تایپ بی نظیر بود. یه ساعتی که باهاش کار کردم یکی از لذت بخش ترین ساعات چند هفته اخیرم بود. یه
+1
اولین تجربه تایپ کردن با ماشین تایپ بی نظیر بود. یه ساعتی که باهاش کار کردم یکی از لذت بخش ترین ساعات چند هفته اخیرم بود. یه روز برای خودم یکیشو میگیرم

امروز بین بدو بدو های اداری، دو ساعتی خالی داشتم. میخواستم برم بشینم جایی ایمیلامو بزنم و یه قهوه ای بخورم… رفتم تایپ

پنج شنبه گذشته یه تئاتر رفتم راجع به زندگی سیلویا، راجع به یسری دیالوگ هاش یسری حرف دارم حس میکنم اگه الان شروع کنم به نوشتن نصفه و نیمه میمونه، بمونه یه روز دیگه راجع بهش صحبت میکنیم. بیاین از روزم براتون بگم.

Despite being her most poetic song of this era, she decided not to put it in the album. Lyrics are so beautifully well written that makes me wait a few seconds each time I hear this chorus
I stretch myself a million miles across the desert to the moon
If you'd do anything for me
How come you never do?

اینروزها خیلی گمم واقعیتش و دفن شدم زیر تلنباری از کارها، کم پیش میاد با خودم رو به رو بشم ولی وقتی اینجوری خودم رو تو آدمها و زندگیاشون پیدا میکنم انگار یکی دستمو گرفته و نمیذاره بیشتر غرق بشم دوستون دارم🤍

قلبم آب شد 🥲

Repost from N/a
بمناسبت روز شاعر از امیر عزیزم شعر بخونیم ...🌱
بمناسبت روز شاعر از امیر عزیزم شعر بخونیم ...🌱

امروز روز شاعر بوده🤍

دعا کنید🤍

حین نوشتن این ها یه خبری بهم رسید، اگه حقیقت داشته باشه خیلی خیلی خیلی خوشحال میشم، فکرشو بکن بیام براتون بنویسم وقتی تایید بشه صحتش :)

ادبیات و موسیقی و حتی تاریخ و اساطیر یونان تو ۱۵-۱۶ سالگی بخشای بزرگی از زندگی منن ولی وقتی یه مرزایی هستن که اینارو به هم وصل میکنن رو پیدا میکنم یه جوری به وجد میارنم که نگو :)

27 Cassandra.m4a8.00 MB

They knew, they knew, they knew the whole time That I was onto something The family, the pure greed, the Christian chorus line They all said nothing Blood's thick but nothing like a payroll Bet they never spared a prayer for my soul You can mark my words that I said it first In a morning warning, no one heard آن‌ها از همان اول می‌دانستند؛ می‌دانستند که من متوجه چیزی شده‌ام. خانواده، طمع و منفعت‌طلبیِ محض، حتی آدم‌های مذهبی، همه می‌دانستند اما سکوت کردند. می‌گویند پیوند خونی از همه‌چیز محکم‌تر است، اما در اینجا حتی پول و منفعت از آن هم مهم‌تر بود. مطمئنم حتی یک بار هم برای نجات روح من دعا نکردند. حرفم را به خاطر بسپار: من اولین کسی بودم که هشدار دادم؛ من صبح، پیش از آنکه اتفاق بیفتد، خبرش را داده بودم، اما هیچ‌کس گوش نکرد

So, they killed Cassandra first 'cause she feared the worst And tried to tell the town So, they filled my cell with snakes, I regret to say Do you believe me now? پس اونها کاسندرا رو در آغاز کشتن چون اون میترسید از فجایعی که قرار بود اتفاق بیوفته شما سلول من رو پر از مار کردین الان پشیمونم از اینکه بهتون گفتم… حالا حرفم رو باور میکنین؟

این بخش رو واقعا دوست دارم ترجمه دقیق ترش اینشکلی میشه که وقتی بحث از اینه که «اون فاحشه رو آتیش بزنین» همتون فریاد میزنین الان که حقیقت آشکار شده چرا ساکتین؟