For evermore
Open in Telegram
A journal!
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
207
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
207
کاش من رو از چنلم بن کنن به سرم نزنه اهنگای قبلیمو گوش کنم، اخرین چیزی که یادم میاد داشتم کف قابلمه رو میسابیدم و الان نیم ساعته دارم به سقف نگاه میکنم
207
پیشتر براتون راجع به معروفترین و یکی از اولین رقصنده های باله ایرانی «هایده چنگیزیان» نوشتم، اما بیاین یکم بریم عقب تر، چه کسی هایده رو آموزش داده. امروز تو مسیر برگشت به خونه سری زدم به خونه مادام کرنلی که یکی از بنیان گذاران آکادمی رقص باله تو ایران بودن. اصالتا روس بوده و خونه ۱۶۰ سال قدمت داشته، توی یه آتش سوزی درون بنا تقریبا تخریب میشه و توی بازسازی سعی بر این بوده که ساختار خونه همونطوری که بود حفظ و مرمت بشه.
207
یه خواهش خیلی ریز داشتم ازتون، لطفا اگه جایی اخبار جنگ رو دیدین برای من فوروارد نکنین🤍
207
It is in fact a form of Therapy.
It’s been a while since I last made a meal from another country. But as I always when my thoughts get messy, I try to kill time in the kitchen. I love spice-full and savory dishes. One of the things I admire Indian cuisine for is the variety and the amount of spices they use. Specially cardamom. In Persian culture, cardamom is frequently used in desserts and sweets but when it comes to food we don’t see it as much in our recipes.
On today’s menu we had butter chicken and I enjoyed every second of the making and eating process.
207
امروز هم کارهامون درست پیش نرفت. ولی خب آسمون صبح تهران ابری بود. و مامانم برام مربای انجیر فرستاده، پس هنوز زندگی قشنگه.
207
تمام شد
Let's go missing
تمام شد
Listen, listen
تمام شد
Let's go missing
تمام شد
Listen, listen
207
با هر کی صحبت کردم راجع به این موضوع که آیا شبارو بیشتر دوست داری یا روزارو غالبا با جواب شب مواجه میشدم. برای من قشنگی روز با تاریکیای شب قابل قیاس نبود. بخاطر همین هم هستش که بیشتر روزا پیش از غروب برمیگردم خونه. این چند روز تمامی تلاشم این بود شب ها بیرون باشم، تجربه متفاوتی بود، و توی این بازه از زندگیم به تفاوت های اینچنینی نیاز داشتم. راستش هنوز هم برام قابل لمس نیست این میزان از علاقه به شب و فلسفه هایی که آدما راجع به آرامش شب میبافن.
207
+1
دیروز عصر حوالی ساعت ۶ یه فرش کوچولو پهن کردم کف بالکن، نشستم کتاب خوندم و غروب رو تماشا کردم. هوا که تاریک شده بود نرفتم داخل همینجوری از نویز سفید صدای خیابون داشتم لذت میبردم. همین لحظات کوچولو که باعث میشن چنگ بزنم به زندگی و هنوز حس کنم که زندهم.
207
تلاش میکنم، صرفا بخاطر اینکه ته قلبم جایی بتونم ادعا کنم که من تلاشم رو کردم، حتی اگر نشد.
