For evermore
Open in Telegram
A journal!
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
210
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+330 days
Posts Archive
210
امشب ادم غمگینی نبودم فقط ذهنم درگیر یسری خاطرات بود ولی نوشته هامو که دوباره میخونم غمگین به نظر میرسن. غمگین نیستم صرفا کنجکاوم
با لحن سوالی بخونین
210
داشتم فکر میکردم اگه حتی توی پروسه ای که میخواستن خودشونو اولویت قرار بدن ضربه میخوردم باز قابل تحمل تر بود برام، اینشکلی خودم رو قانع میکردم که حداقل تونستن خودشونو اولویت قرار بدن
ولی اینکه بعضی زخم هایی که برداشتک واقعا بی هدف بودن جالب نیست
210
البته یه مایندستی که دارم اینه که چون من یکاری رو میکنم/نمیکنم دلیل نمیشه بقیه هم همینکارو بکنن/نکنن… ولی واقعا انقد سخته نرنجوندن بقیه؟
210
ولی به عقب که بر میگردم و یسری کارایی که بقیه در حقم کردن رو میبینم اینشکلیم که من هیچوقت نمیتونستم اینکارو بکنم با کسی تو چطور کردی؟
210
من ناخواسته یا خواسته خیلیا رو رنجوندم احتمالا تو زندگیم، معمولا وقتی متوجهشون بودم به فکر روش هایی بودم جبران کنم برا آدما
210
این شعره بود میگفت که همیشه بر آن بودم که دلی را نرنجانم اما به خود که مینگرم تکه پاره ام
210
دوستان دعانویس خوب میخوان این کیسا اینجوری نمیشه که. دقت کرده باشین تو زندگی من هر ماه یکی هست شکرخدا
