en
Feedback
For evermore

For evermore

Open in Telegram

A journal!

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
210
Subscribers
No data24 hours
+27 days
+330 days
Posts Archive
ساعت هشت صبح بود و آقای کتابفروش منتظر میوشتری ها🤍
+1
ساعت هشت صبح بود و آقای کتابفروش منتظر میوشتری ها🤍

امشب ادم غمگینی نبودم فقط ذهنم درگیر یسری خاطرات بود ولی نوشته هامو که دوباره میخونم غمگین به نظر میرسن. غمگین نیستم صرفا کنجکاوم با لحن سوالی بخونین

داشتم فکر میکردم اگه حتی توی پروسه ای که میخواستن خودشونو اولویت قرار بدن ضربه میخوردم باز قابل تحمل تر بود برام، اینشکلی خودم رو قانع میکردم که حداقل تونستن خودشونو اولویت قرار بدن ولی اینکه بعضی زخم هایی که برداشتک واقعا بی هدف بودن جالب نیست

البته یه مایندستی که دارم اینه که چون من یکاری رو میکنم/نمیکنم دلیل نمیشه بقیه هم همینکارو بکنن/نکنن… ولی واقعا انقد سخته نرنجوندن بقیه؟

ولی به عقب که بر میگردم و یسری کارایی که بقیه در حقم کردن رو میبینم اینشکلیم که من هیچوقت نمیتونستم اینکارو بکنم با کسی تو چطور کردی؟

من ناخواسته یا خواسته خیلیا رو رنجوندم احتمالا تو زندگیم، معمولا وقتی متوجهشون بودم به فکر روش هایی بودم جبران کنم برا آدما

این شعره بود میگفت که همیشه بر آن بودم که دلی را نرنجانم اما به خود که مینگرم تکه پاره ام

دلم برا یه موقعیتایی تنگ میشه دچار شرم میشم.

SIENNA SPIRO - Great Expectation.mp36.72 MB

الان داره با فکرت all too well گوش میده

بنده خدا هنوز فالوم داره :؛

ولی خب هیچکس جعفر نمیشه

دوستان دعانویس خوب میخوان این کیسا اینجوری نمیشه که. دقت کرده باشین تو زندگی من هر ماه یکی هست شکرخدا

Voice message00:03

من دچار تروما شدم دیگه فک نکنم به این راحتی ها اعتماد کنم

دوستان اسمش نه علی بود نه اکبر نه هومن :) اسمش حبیب بود
دوستان اسمش نه علی بود نه اکبر نه هومن :) اسمش حبیب بود

چقد بامزه‌م، خدا حفظم کنه🥸

هومن بعد جدا شدن از کامران و جوین شدن به بند جدید

یه بند سه نفره هستن احتمالا