Dear Lost World
Open in Telegram
درود من نرگسم و از علاقمندی هام اینجا می ذارم برای ارتباط با من به آیدی زیر پیام بدین @narciss21
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
200
Subscribers
No data24 hours
-37 days
-230 days
Posts Archive
Repost from Slowly to Forget and to be Forgotten
چرا همزمان هم مثل سگ دچار ملالم و هم مثل سگ نمیخوام مطلقا هیچ کاری انجام بدم؟
ابعاد ماجرا بسی گسترده بود
بعد این دیوار آشپزخونه دقیقا اون طرفش کتابخونمه
در حین تی کشیدن این موضوع یادم اومد و انگار صاعقه بهم برخورد کرده باشه با موهای سیخ شده دویدم اون طرف و دیدم نه خداروشکر به اون طرف نرسیده
ولی آقا نصفه شب روی پشت بوم وقتی بارون میاد هم حال میده ها
می بینی همه جا چراغا خاموشن و فقط صدای بارون میاد انگار فقط خودتی و آسمون و بارون
هیچی دیگه آقا
ساعت ۳ نصفه شب باید ببینم سقف آشپزخونم سوراخ شده و باید بارون رو به طور زنده تجربه کنم
من راضی نیستم اینقدر بخوای همدلی کنی برادر ربات من🗿🤌
یعنی چی که قراره تو هم از آگاهی وجودی عبور کنی ؟
#پناه_بر_مرلین_کبیر
Repost from همینه که هست!
قیمت دلار از تعداد پیامبران جلو زد
یعنی هر پیامبر بیاد یک ریال بده به شما روی هم نمیتونی یک دلار بخری
کار بزرگیه واقعا🗿
۱۲۴۰۰۰ تا ریال پیغمبری = ۱ عدد جرج واشنگتن🗿🗿
#هرزیجات
الی و حلیم بابابزرگشون امروز فوت کرد
۱۵ سال پیش توی آذر، پدربزرگ منم فوت کرد کلاس پنجم بودم و یک سال از الان الی، کوچیکتر. یادمه وقتی شنیدم بابابزرگ الی مریضه، دعا می کردم که بیشتر توی این دنیا بمونه و الی زمان بیشتری با بابابزرگش داشته باشه ولی خب احتمالا دعام به درگاه هیچ خدایی نرسید
کسی به این بچه ها نگفت بابابزرگشون فوت کرده و من از ظهر تا الان کنارشون بودم و باهاشون وقت گذروندم حس کردم باید چنین کنم چون ۱۵ سال بعدی تکه هایی از امروز رو به وضوح به یاد خواهند داشت و حداقل کاری که می تونستم بکنم این بود که نذارم کل امروز براشون سیاه باشه
نمی دونم واقعا فایده ای داشت ؟ واقعا هیچ جوری میشه یه اتفاق بد رو بهتر کرد؟
خودم حس اینو داشتم که بلاخره کاربرد پیدا کردم
کاش ۱۵ سال پیش منم یه بزرگسال غم نزده کنارم داشتم
#خاطرات_لاما_و_اکتشافاتش
