en
Feedback
روزنوشت‌های یک بازگشته از مادیماک!

روزنوشت‌های یک بازگشته از مادیماک!

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
221
Subscribers
No data24 hours
-17 days
+830 days
Posts Archive
Upon Entry – آلخاندرو روخاس و خوان سباستین واسکس فیلم Upon Entry محصول ۲۰۲۲ نخستین اثر بلند مشترک آلخاندرو روخاس و خوان سباستین واسکس است؛ فیلمی اسپانیایی‌زبان که یک موقعیت ظاهرا اداری را به تریلری روان‌شناختی درباره مرز، مهاجرت، قدرت نهادی و شکنندگی هویت تبدیل می‌کند. داستان درباره زوجی است که با ویزای معتبر وارد ایالات متحده می‌شوند اما در فرودگاه نیوآرک برای بررسی بیشتر به اتاق بازجویی منتقل می‌شوند. ویژگی اصلی کارگردانی دو فیلمساز، محدود کردن آگاهانه جهان فیلم است. بخش مهمی از تنش در فضایی بسته و کنترل‌شده شکل می‌گیرد و کارگردانان به جای اتکا به حادثه‌های بزرگ، فشار روانی را از طریق گفت‌وگو، سکوت، تغییر لحن و موقعیت‌های تدریجی ایجاد می‌کنند. نتیجه فیلمی است که مرز میان درام مهاجرتی و تریلر را بسیار باریک می‌کند. این انتخاب فرمی با موضوع فیلم نیز تناسب دارد. شخصیت‌ها در محیطی قرار می‌گیرند که کنترل زمان، فضا و اطلاعات در اختیار آنها نیست و همین عدم توازن قدرت، موتور اصلی تعلیق را می‌سازد. روخاس و واسکس از همان محدودیت تولیدی به زبان بصری تبدیل کرده‌اند و به جای گسترش جغرافیای فیلم، فشار را در همان فضای محدود افزایش می‌دهند. فیلم از تجربه شخصی و شناخت فیلمسازان از مهاجرت و روندهای اداری الهام گرفته و در نهایت پرسشی ساده اما جدی را مطرح می‌کند: وقتی یک نهاد دولتی درباره گذشته و اعتبار یک فرد تصمیم می‌گیرد، چه مقدار از زندگی خصوصی او می‌تواند ناگهان به موضوع بازجویی تبدیل شود؟ همین تمرکز فشرده باعث شده Upon Entry بیشتر از یک فیلم درباره مهاجرت، به مطالعه‌ای درباره قدرت و بی‌اعتمادی تبدیل شود. @ErebusNyx

Upon Entry – آلخاندرو روخاس و خوان سباستین واسکس @ErebusNyx
Upon Entry – آلخاندرو روخاس و خوان سباستین واسکس @ErebusNyx

R.M.N. – کریستیان مونجیو فیلم R.M.N. محصول ۲۰۲۲ ادامه طبیعی سینمای کریستیان مونجیو در بررسی بحران‌های اخلاقی و اجتماعی رومانی معاصر است. مونجیو که با 4 Months, 3 Weeks and 2 Days به یکی از چهره‌های مهم موج نوی رومانی تبدیل شد، در اینجا به یک جامعه چندقومیتی در ترانسیلوانیا می‌رود و تنش‌های مربوط به مهاجرت، ملی‌گرایی، هویت و بیگانه‌هراسی را بررسی می‌کند. فیلم از حادثه واقعی دیترائو در سال ۲۰۲۰ الهام گرفته است. عنوان R.M.N. مخفف عبارت رومانیایی مربوط به تصویربرداری تشدید مغناطیسی است و استعاره‌ای برای شیوه نگاه فیلم به جامعه محسوب می‌شود: مانند دستگاهی که لایه‌های پنهان بدن را آشکار می‌کند، روایت مونجیو نیز می‌کوشد چیزهایی را که زیر سطح مناسبات ظاهرا عادی جامعه قرار دارند نمایان کند. کارگردانی مونجیو بر مشاهده، سکوت و حذف قضاوت مستقیم استوار است. او معمولا اجازه می‌دهد تضادها از رفتار شخصیت‌ها، گفت‌وگوها و موقعیت‌های جمعی بیرون بیایند، نه از توضیح‌های نویسنده یا موسیقی جهت‌دهنده. یکی از شاخص‌ترین تصمیم‌های فرمی فیلم، استفاده از یک سکانس طولانی و تقریبا بدون قطع است که بحث اجتماعی و سیاسی را به فضای فشرده‌ای برای برخورد دیدگاه‌ها تبدیل می‌کند. در نتیجه R.M.N. صرفا فیلمی درباره یک حادثه نژادپرستانه نیست. مونجیو از یک بحران محلی برای بررسی ساختارهای عمیق‌تر ترس، تعلق، تعصب و شکاف‌های اجتماعی استفاده می‌کند و مثل بسیاری از آثار مهمش، مخاطب را مجبور می‌کند بدون دریافت پاسخ اخلاقی ساده، در موقعیت قضاوت قرار گیرد. @ErebusNyx

R.M.N. – کریستیان مونجیو @ErebusNyx
R.M.N. – کریستیان مونجیو @ErebusNyx

Orlando, My Political Biography – پل بی پریسیادو فیلم Orlando, My Political Biography محصول ۲۰۲۳ نخستین اثر بلند پل بی پریسیادو، فیلسوف، نویسنده و نظریه‌پرداز اسپانیایی‌تبار حوزه جنسیت و بدن است. نقطه آغاز فیلم رمان Orlando نوشته ویرجینیا وولف است؛ اما پریسیادو به جای ساخت اقتباسی متعارف، شخصیت ادبی وولف را به ابزاری برای گفت‌وگو با تجربه‌های واقعی افراد ترنس و نان‌باینری معاصر تبدیل می‌کند. فیلم در جشنواره برلین ۲۰۲۳ در بخش Encounters نمایش داده شد و چهار جایزه از جمله Teddy Award را به دست آورد. پریسیادو ۲۶ فرد ترنس و نان‌باینری در سنین مختلف را مقابل دوربین قرار می‌دهد و آنها را به نوعی نسخه‌های معاصر اورلاندو تبدیل می‌کند. بنابراین فیلم همزمان مستند، اقتباس ادبی و تجربه‌ای اجرایی است. ساختار اثر بر مصاحبه‌های مستند کلاسیک متکی نیست؛ بلکه ادبیات وولف، تجربه شخصی، اجرا و تاریخ اجتماعی در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند. سابقه پریسیادو در فلسفه و نظریه جنسیت به شکل مستقیم در شیوه کارگردانی او دیده می‌شود. او بدن را صرفا موضوعی شخصی نمی‌بیند، بلکه آن را در ارتباط با زبان، قانون، پزشکی، هویت و قدرت بررسی می‌کند. در نتیجه فیلم بیشتر از آنکه زندگی‌نامه یک شخصیت باشد، نوعی «زندگی‌نامه جمعی و سیاسی» است. اهمیت کارگردانی پریسیادو در همین جابه‌جایی است: او رمان وولف را به موزه‌ای از گذشته تبدیل نمی‌کند، بلکه آن را به نقطه شروعی برای پرسش درباره بدن و هویت در زمان حال بدل می‌کند. @ErebusNyx

Orlando, My Political Biography – پل بی پریسادو @ErebusNyx
Orlando, My Political Biography – پل بی پریسادو @ErebusNyx

Green Border – آگنیشکا هولاند فیلم Green Border محصول ۲۰۲۳ یکی از سیاسی‌ترین آثار آگنیشکا هولاند است و به بحران پناهجویان در مرز لهستان و بلاروس در سال ۲۰۲۱ می‌پردازد. هولاند در طول بیش از چهار دهه فعالیت، بارها به سراغ موضوعاتی رفته که در آنها تاریخ سیاسی و تجربه فردی به یکدیگر گره می‌خورند؛ از Europa Europa درباره هولوکاست تا Spoor درباره خشونت علیه انسان و طبیعت. Green Border نیز در همین مسیر ساخته شده است. هولاند برای ساخت فیلم تحقیقات گسترده‌ای انجام داد و با پناهجویان، فعالان، ساکنان منطقه و حتی نیروهای مرزبانی که حاضر بودند مخفیانه صحبت کنند، گفت‌وگو کرد. او گفته است که برای بسیاری از جزئیات فیلم حداقل دو شاهد مستقل در اختیار داشته است. بنابراین اگرچه اثر یک درام داستانی است، طراحی موقعیت‌های آن بر پایه تحقیق میدانی گسترده شکل گرفته است. یکی از تصمیم‌های مهم کارگردانی، فیلمبرداری سیاه‌وسفید است. هولاند این انتخاب را به ماهیت تاریخی و در عین حال معاصر موضوع مرتبط می‌داند. جنگل نیز صرفا پس‌زمینه نیست؛ فضایی فیزیکی و روانی است که شخصیت‌ها را در وضعیتی شبیه کابوس قرار می‌دهد. فیلم در تنها ۲۴ روز و با دو واحد فیلمبرداری ساخته شد و بخش‌های پیچیده جنگل مستقیما زیر نظر هولاند فیلمبرداری شد. فیلم Green Border بیش از آنکه یک کار صرفا سیاسی باشد، تلاشی برای نمایش پیچیدگی انتخاب‌های انسانی در موقعیتی است که سیاست، مرز و ترس زندگی افراد را تعیین می‌کنند. همین رویکرد باعث شد فیلم در جشنواره ونیز جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کند و همزمان در لهستان با واکنش سیاسی شدید مواجه شود. @ErebusNyx

Green Border – آگنیشکا هولاند @ErebusNyx
Green Border – آگنیشکا هولاند @ErebusNyx

The Settlers – فلیپه گالوس فیلم The Settlers محصول ۲۰۲۳ نخستین اثر بلند فلیپه گالوس است؛ فیلمسازی که پیش از ورود به کارگردانی بلند، سال‌ها به عنوان تدوینگر در سینمای شیلی فعالیت کرده بود و تجربه تدوین، در ساختار دقیق و چندلایه فیلم نیز قابل تشخیص است. فیلم در آغاز قرن بیستم و در تیرا دل فوئگو می‌گذرد و به بخشی از تاریخ استعمار و خشونت علیه مردم بومی سلک‌نام می‌پردازد؛ بخشی که به گفته گالوس در روایت رسمی تاریخ شیلی حذف یا تحریف شده است. انتخاب ژانر وسترن یکی از مهم‌ترین تصمیم‌های کارگردانی گالوس است. او به جای ساخت یک درام تاریخی کلاسیک، از زبان وسترن‌های دهه ۱۹۶۰، به‌خصوص آثار سرجو لئونه و مونته هلمن، استفاده می‌کند و خود این ژانر را از درون مورد پرسش قرار می‌دهد. چشم‌انداز وسیع، اسب‌ها، سلاح‌ها، مرز و مفهوم «فتح سرزمین» عمدا یادآور اسطوره‌های وسترن است، اما اینجا همان عناصر برای نشان دادن خشونتی به کار می‌روند که معمولا در روایت‌های قهرمانانه استعمار حذف شده‌اند. گالوس فیلم را در تیرا دل فوئگو فیلمبرداری کرد و تاکید کرده که مکان واقعی برای شکل‌گیری صحنه‌ها اهمیت اساسی داشته است؛ حتی فیلمنامه در فرایند کار در لوکیشن تغییر می‌کرد. او همچنین ساختار رنگی مشخصی برای فیلم در نظر گرفته بود که از زرد به سبز، آبی و سرانجام قرمز حرکت می‌کند. فیلم The Settlers در نتیجه هم یک فیلم تاریخی است و هم بازخوانی انتقادی خود ژانر وسترن؛ نخستین فیلم بلندی که از همان ابتدا زبان سینمایی‌اش را بخشی از موضوع خود می‌کند. @ErebusNyx

The Settlers – فلیپه گالوس @ErebusNyx
The Settlers – فلیپه گالوس @ErebusNyx

Fremont – بابک جلالی فیلم Fremont محصول ۲۰۲۳ ادامه مسیری است که بابک جلالی از Frontier Blues و Radio Dreams تا اینجا دنبال کرده است: روایت انسان‌هایی که در موقعیت جغرافیایی یا فرهنگی میان دو جهان قرار گرفته‌اند و با نوعی بیگانگی آرام و روزمره زندگی می‌کنند. فیلم درباره زن جوان افغان مهاجری است که پس از ترک افغانستان در شهر فرمونت کالیفرنیا زندگی می‌کند؛ شهری که بزرگ‌ترین جمعیت افغان‌تبار آمریکا را در خود جای داده است. جلالی پیش از ساخت فیلم نیز به واسطه تجربه فیلمبرداری در منطقه با جامعه افغان فرمونت آشنا شده بود. یکی از ویژگی‌های مهم سینمای جلالی، فاصله گرفتن از ملودرام‌های معمول درباره مهاجرت است. او به جای تاکید مداوم بر رنج و تراژدی، از سکوت، مکث، طنز خشک و موقعیت‌های ظاهرا ساده استفاده می‌کند تا وضعیت روانی شخصیت‌ها را آشکار کند. Fremont نیز همین رویکرد را ادامه می‌دهد و تجربه مهاجرت را نه صرفا به عنوان یک مسئله سیاسی، بلکه به عنوان وضعیتی انسانی و عاطفی بررسی می‌کند. فیلمبرداری سیاه‌وسفید انتخابی آگاهانه برای ایجاد فضای مورد نظر کارگردان بوده است. جلالی گفته که انتخاب این فرم بیش از آنکه حاصل یک استدلال نظری باشد، از احساس او درباره لحن و فضای فیلم ناشی شده است. همچنین انتخاب آنائیتا ولی‌زاده، که پیش از این تجربه حرفه‌ای بازیگری نداشت و خود پس از تخلیه افغانستان به آمریکا رسیده بود، به فیلم کیفیتی متفاوت بخشید. در نتیجه Fremont را می‌توان نمونه‌ای روشن از سینمای مینیمالیستی، طنزآمیز و به‌شدت انسانی جلالی دانست. @ErebusNyx

The Old Oak – کن لوچ فیلم The Old Oak محصول ۲۰۲۳ در امتداد مستقیم سینمای اجتماعی کن لوچ قرار می‌گیرد؛ سینمایی که بیش از پنج دهه زندگی طبقات فرودست، پیامدهای سیاست‌های اقتصادی و تاثیر تصمیم‌های ساختاری بر زندگی افراد عادی را دنبال کرده است. فیلم در یک شهرک سابقا معدنی در شمال شرقی انگلستان می‌گذرد؛ منطقه‌ای که تعطیلی معادن، بیکاری و فرسایش اقتصادی، ساختار اجتماعی آن را تغییر داده است. ورود پناهجویان سوری به این محیط، زمینه‌ای برای برخورد دو جامعه آسیب‌دیده ایجاد می‌کند. لوچ این بار نیز با فیلمنامه پل لاورتی کار کرده است؛ همکاری‌ای که بیش از سه دهه ادامه داشته و فیلم‌هایی چون The Wind That Shakes the Barley و I, Daniel Blake را نیز دربرمی‌گیرد. خود لوچ تاکید کرده که موضوع فیلم صرفا مهاجرت نیست، بلکه ترکیبی از فقر، بیگانگی، محرومیت و بی‌اعتمادی به ساختارهای سیاسی است. شیوه کارگردانی لوچ همچنان بر مشاهده زندگی روزمره و اهمیت روابط انسانی استوار است. او معمولا بحران‌های سیاسی را از طریق رفتار و گفت‌وگوی شخصیت‌ها به سطح ملموس زندگی منتقل می‌کند و از تبدیل شخصیت‌های اجتماعی به نمادهای ساده‌انگارانه پرهیز دارد. The Old Oak از این جهت ادامه همان مسیر است، هرچند نسبت به برخی آثار خشن‌تر و بدبینانه‌تر او، علاقه بیشتری به امکان همبستگی اجتماعی نشان می‌دهد. لوچ در ۸۷سالگی این فیلم را به عنوان آخرین فیلم بلند خود معرفی کرد و در آن همچنان همان دغدغه دیرینه خود درباره کرامت انسان‌های عادی را دنبال می‌کند. @ErebusNyx

Blue Jean – جورجیا اوکلی فیلم Blue Jean محصول ۲۰۲۲ نخستین کار بلند جورجیا اوکلی است و از همان ابتدا نشان می‌دهد که کارگردان به جای بازسازی نمایشی و کلیشه‌ای از دهه ۱۹۸۰، قصد داشته تجربه زیسته جامعه همجنسگرای بریتانیا را در سطح روزمره و روانی دنبال کند. داستان در نیوکاسل سال ۱۹۸۸ و در فضای تصویب و اجرای Section 28 می‌گذرد؛ قانونی که تبلیغ یا ترویج همجنسگرایی را در مدارس و نهادهای محلی ممنوع می‌کرد. اوکلی برای ساخت فیلم از تحقیقات مستقیم درباره زنان همجنسگرا، فعالان اجتماعی و معلمانی استفاده کرد که شرایط مشابهی را تجربه کرده بودند. اهمیت کار اوکلی در این است که فشار سیاسی را فقط در قالب برخورد مستقیم دولت و فرد نشان نمی‌دهد. دوربین بیشتر بر تاثیر تدریجی ترس، پنهانکاری، خودسانسوری و بی‌اعتمادی بر زندگی شخصی تمرکز دارد. خود اوکلی گفته است که تحقیقاتش نشان داد مسئله فقط احتمال از دست دادن شغل نبود، بلکه پارانویا و فشار روانی می‌توانست روابط و سلامت روان افراد را نیز تحت تاثیر قرار دهد. از نظر بصری نیز رنگ‌آمیزی فیلم نقش مهمی دارد. اوکلی و گروهش برای مکان‌های مختلف از کیفیت‌های رنگی متفاوت استفاده کردند تا فضای دهه ۱۹۸۰ را بدون افتادن در دام کلیشه‌های تصویری آن دوره بازسازی کنند. نتیجه فیلمی است که گذشته را صرفا به عنوان یک دوره تاریخی نمی‌بیند، بلکه آن را به گفت‌وگویی درباره تداوم تبعیض و اهمیت اجتماع و همبستگی تبدیل می‌کند. Blue Jean در عین تعلق به سینمای اجتماعی، نخستین تجربه بلند اوکلی را به اثری بسیار شخصی و دقیق بدل کرده است. @ErebusNyx

Blue Jean – جورجیا اوکلی @ErebusNyx
Blue Jean – جورجیا اوکلی @ErebusNyx

El Conde – پابلو لارائین فیلم El Conde محصول ۲۰۲۳ یکی از صریح‌ترین بازگشت‌های پابلو لارائین به دغدغه‌ای است که بخش مهمی از سینمای او را شکل داده است: میراث آگوستو پینوشه و ناتوانی جامعه شیلی در پشت سر گذاشتن کامل گذشته دیکتاتوری. لارائین پیش‌تر در Tony Manero، Post Mortem و No هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به فضای سیاسی و روانی شیلی پرداخته بود و در El Conde این بار واقعیت تاریخی را به یک هجویه گوتیک و سیاه تبدیل می‌کند. فیلم پینوشه را در قالب موجودی خون‌آشام تصور می‌کند؛ تمهیدی فانتزی که به جای بازسازی تاریخی، بر ایده ماندگاری شر سیاسی تمرکز می‌کند. لارائین از این فرض غیرواقعی برای ساختن جهانی استفاده می‌کند که در آن سیاست، خانواده، قدرت، حرص اقتصادی و تاریخ در فضایی عمدا بیمار و کابوس‌وار به هم پیوند می‌خورند. انتخاب فیلمبرداری سیاه‌وسفید، قاب‌بندی‌های حساب‌شده و حرکت‌های دوربین، فضای اثر را از یک کمدی سیاسی معمولی جدا می‌کند و به آن کیفیتی شبیه داستان مصور و فیلم وحشت می‌دهد. خود لارائین نیز تاکید کرده که در این فیلم بیش از آثار قبلی‌اش مستقیما با مفهوم «شر» مواجه شده است. بنابراین El Conde را بهتر است ادامه منطقی پروژه سینمایی لارائین درباره حافظه سیاسی شیلی دانست؛ فیلمی که تاریخ را بازسازی نمی‌کند، بلکه آن را به ماده‌ای برای هجو، کابوس و بازاندیشی سیاسی تبدیل می‌کند. @ErebusNyx

El Conde – پابلو لارائین @ErebusNyx
El Conde – پابلو لارائین @ErebusNyx

دهه شصت نکبت، خیلی قبل‌تر از اینکه برنامه خبری ساعت ۱۴ تلویزیون اختراع بشه! برنامه روز جمعه در صورت خانه نشینی و آویزان شدن به رادیو و تلویزیون پروپاگاندا این شکلی بود که صبح جمعه یه برنامه رادیویی از منوچهر نوذری پخش میشد و می‌رفتی تا ساعت ۱۳ یا اون حوالی که قصه ظهر جمعه با صدای محمدرضا سرشار رو می‌شنیدی و بعد ساعت دو بعداز ظهر خبر پیروزی ممتد و جنگ جنگ تا آخرالزمان رو گوش می‌دادی تا جنگ برفک های شبکه یک تموم بشه و علامت قطعی ظاهر بشه! بعد یهو غول صفحه جادو با چند من ریش و پشم و ظاهر افسرده و صدای گرفته دودخورده ظهور می‌کرد و اعلام برنامه می‌نمود! [همه زمان بندی ها براساس خاطرات هست اگر ایرادی باشد مقصر حافظه خائن می‌باشد!] دل تو دلمان نبود که شاید یکی دوتا کارتون برای تماشا و فیلمی غیرتکراری برای ملال‌آورترین روز در مابین باقی روزهای ملال و دلتنگی و افسردگی نصیبمان گردد! اولش که برنامه کودک با برنامه بچه ها مواظب باشید شروع میشد و هنوز هم بعد گذشت نزدیک به چهل سال موقع دست زدن به چرخ گوشت چارستون بدنم می‌لرزد! بعد هم که فرت و فرت غول وحشت پشمالو ظاهر میشد و عیش کوچکمان را منقض می‌کرد. القصه به روایت فولادزره امیرارسلان برنامه های امروز به شرح زیر اعلام می‌گردد قبل از آنکه ناصر نوسان و مسعود ضربان به نمایندگی از گنداب حاکم بر سرنوشت ما، شیر فلکه اینترنت و برق و اعصاب و زندگیمان را ببندند: معرفی و ارائه ۲۰ فیلم درخواستی از لیست IndieWire طبق فرموده دوستی عزیز از سال ۲۰۲۳ El Conde – Pablo Larraín Blue Jean – Georgia Oakley The Old Oak – Ken Loach Fremont – Babak Jalali The Settlers – Felipe Gálvez Green Border – Agnieszka Holland Orlando, My Political Biography – Paul B. Preciado R.M.N. – Cristian Mungiu Upon Entry – Alejandro Rojas The Feeling That the Time for Doing Something Has Passed – Joanna Arnow Mami Wata – C.J. Obasi Stonewalling – Huang Ji & Ryuji Otsuka To Kill a Tiger – Nisha Pahuja The Eternal Memory – Maite Alberdi Four Daughters – Kaouther Ben Hania All Dirt Roads Taste of Salt – Raven Jackson The Teachers' Lounge – lker Çatak Rotting in the Sun – Sebastián Silva The Taste of Apples Is Red – Ehab Tarabieh Humanist Vampire Seeking Consenting Suicidal Person – Ariane Louis-Seize بخشی از متن کتاب عالی روانشناسی تکاملی دیوید ام. باس دو کلیپ رقص عروسی از داغستان و آنکارا برای دورشدن به قدر لحظاتی از این روزگار نکبت نگاهی به فیلم درخشان کوهستان آبی، یا یک داستان باورنکردنی Tsisperi mtebi anu daujerebeli ambavi aka Blue Mountains, or Unbelievable Story 1983 شاهکاری از الدار شنگلایا ارائه آلبومی از گروه درخشان The Doors و تا درودی دیگر دوصد بدرود... @ErebusNyx

■دروغ من‌ام سُراینده‌ روزهای زیبا از خوش‌بختی الهام می‌گیرم برای دختران از جهیزیه‌ها و برای زندانیان از عفوِ عمومی سخن می‌گویم به کودکانی که پدرهای‌شان در جبهه مانده‌اند خبرهای خوش می‌دهم اما چنین کارها مشکل است و چه مشکل است دروغ گفتن... #ملیح_جودت_آندای #Melih_Cevdet_Anday | ترکیه، ۲۰۰۲-۱۹۱۵ | #شعر #ابوالفضل_پاشا #شعر_جهان #ادبیات_ترکیه @ErebusNyx