en
Feedback
روزنوشت‌های یک بازگشته از مادیماک!

روزنوشت‌های یک بازگشته از مادیماک!

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
220
Subscribers
-124 hours
-27 days
+830 days
Posts Archive
دو فیلم اشاره شده در متن Plein Soleil aka Purple Noon 1960 8 Kvinnor aka 8 Women 2002 در کانال آرشیو ارسال گردید در ادامه کاور یاد شده از گونول یازار Çapkın kız نیز ارسال می گردد... @ErebusNyx

آلبوم امروز! آهنگ Mon amour, mon ami از شناخته‌شده‌ترین ترانه‌های ماری لافوره Marie Laforêt، خواننده و بازیگر فرانسوی، است؛ ترانه‌ای که در سال ۱۹۶۷ منتشر شد و یکی از نمونه‌های شاخص پاپ فرانسوی دهه ۶۰ به شمار می‌آید. موسیقی آن را آندره پوپ André Popp و شعرش را ادی مارنه Eddy Marnay نوشتند. این قطعه نخستین بار در قالب یک EP هفت‌اینچی ۴۵ دور [اصطلاحا پخش گسترده که بعدها محبوب سبک های پانک و ایندی راک شد و به آن مینی آلبوم نیز گفته می‌شود به دلیل طول زمان ضبط شده بیشتر از یک قطعه و کمتر از یک آلبوم کامل که در اصل برای گرامافون های ۴۵ دور ساخته شد] با عنوان Marie Laforêt vol. XIII، که بعدها به نام Mon amour, mon ami نیز شناخته شد، منتشر شد. این EP در آوریل ۱۹۶۷ توسط شرکت Festival با شماره کاتالوگ FX 1531 M عرضه شد و چهار قطعه داشت: «Mon amour, mon ami»، «Sébastien»، «Je suis folle de vous» و «Mon village au fond de l'eau». آندره پوپ علاوه بر آهنگسازی، تنظیم و رهبری ارکستر را نیز بر عهده داشت. ترانه از نظر موسیقایی ترکیبی از ملودی بسیار ساده و به‌یادماندنی، ارکستراسیون پاپِ ظریف و اجرای آرام و کمی اندوهناک لافوره است. مضمون شعر، دلبستگی شدید زنی به معشوقی است که هم‌زمان «عشق» و «دوست» اوست؛ بنابراین قطعه برخلاف بسیاری از ترانه‌های عاشقانه دهه ۶۰، بیش از آنکه بر شور نمایشی تکیه کند، حال‌وهوایی صمیمی و نوستالژیک دارد. همین لحن با صدای نرم، کمی گرفته و متمایز لافوره هماهنگ شد. موفقیت قطعه نیز محدود به فرانسه نماند و نسخه‌های مختلف آن در کشورهای دیگر منتشر شد؛ از جمله نسخه اسپانیایی Mi amor, mi amigo در سال ۱۹۶۸. همچنین گونول یازار خواننده ترک در ۱۹۶۸ نسخه ترکی آن را با عنوان Çapkın Kız ضبط کرد. بعدها قطعه در فیلم 8 Women (۲۰۰۲) ساخته فرانسوا اوزون نیز توسط ویرژینی لودواین اجرا شد. ماری لافوره با نام اصلی Maïtena Marie Brigitte Douménach در ۵ اکتبر ۱۹۳۹ در سولاک-سور-مر فرانسه متولد شد. او ابتدا از طریق تئاتر وارد عرصه هنر شد و پس از موفقیت در مسابقه استعدادیابی رادیو Europe 1 در سال ۱۹۵۹، مسیر حرفه‌ای‌اش شکل گرفت. نخستین شهرت سینمایی او با Plein soleil ساخته رنه کلمان در ۱۹۶۰ و در کنار آلن دلون به دست آمد. لافوره در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ هم‌زمان در سینما و موسیقی فعالیت داشت و با ترانه‌هایی مانند «Les Vendanges de l’amour»، «Viens sur la montagne»، «Ivan, Boris et moi» و «Viens, viens» به یکی از چهره‌های مهم پاپ فرانسوی تبدیل شد. همکاری او با آندره پوپ نیز در شکل‌گیری صدای موسیقایی این دوره اهمیت زیادی داشت؛ پوپ برای او ترانه‌های متعددی ساخت و تنظیم کرد. لافوره سرانجام در ۲ نوامبر ۲۰۱۹ در ژنولیه سوئیس درگذشت. Le Monde شمار فیلم‌های او را حدود چهل اثر و فروش آثار موسیقایی‌اش را بیش از ۳۵ میلیون آلبوم گزارش کرده است. «Mon amour, mon ami» امروز یکی از ماندگارترین نمونه‌های پاپ عاشقانه فرانسوی دهه ۱۹۶۰ است؛ ترانه‌ای که بیش از نیم قرن پس از انتشار، همچنان معرف صدای خاص و فضای رمانتیک و اندوهناک ماری لافوره محسوب می‌شود. #۱۰۰۱_آهنگ_برای‌_شنیدن #آهنگ_عشق_من_دوست_من #ماری‌_لافوره #Marie_Laforêt #Mon_amour_mon_ami #Sébastien #موسیقی‌_فرانسه #ادی‌_مارنه #Eddy_Marnay #آندره_پوپ #André_Popp #دانلود_اهنگ #موسیقی @ErebusNyx

Inaudible 2015 by Gints Zilbalodis 720p @ErebusNyx

Followers 2014 Gints Zilbalodis 720p @ErebusNyx

2D Animated Short Film "PRIORITIES" 2014 Heartwarming Animation by Gints Zilbalodis Mad Artist Publishing CGI & Films 720p @ErebusNyx

AQUA 2012- короткометражный мультфильм для взрослых - 2D Short Film HD 720p آکوآ - یک انیمیشن کوتاه برای بزرگسالان - فیلم کوتاه دوبعدی Gints Zilbalodis @ErebusNyx

داشتم درباره انیمیشن Away محصول ۲۰۱۹ ساخته گینتس زیلبالودیس انیماتور خلاق اهل لتونی (لاتویا) با یکی از دوستان صحبت می‌کردم (اگر احیانا Away را ندیده اید شاید Flow که برنده جایزه اسکار ۲۰۲۴ شد برایتان آشنا باشد) و خواستم لینک مطلبی که قبلا اینجا در باره این انیمیشن محشر قرار داده بودم را برایش بفرستم که چشمم به پست با محتوای طنز قبلی آن درباره کولونوسکوپی خورد. بازهم خواندن رشته توئیت نویسنده ناشناس [پست مزبور!] مرا به قهقهه انداخت و امیدوارم خواندنش برای شما هم همچنین باشد. در ادامه انیمیشن‌های کوتاه گینتس زیلبالودیس برای دانلود تقدیم حضورتان می‌گردد... #گینتس_زیلبالودیس #Gints_Zilbalodis #Away_2019 #Flow_2024 #سینمای‌_لتونی #انیمیشن @ErebusNyx

ایدئولوژی از یه جایی به بعد دیگه فقط یه عقیده نیست؛ می‌شه یه عینک که باهاش همه‌چی رو نگاه می‌کنی. مارکسیسم یه دوگانه ساخت: صاحبِ قدرت و قربانیِ قدرت. یکی بالا ایستاده، یکی پایین؛ یکی بهره می‌بره، یکی هزینه می‌ده. بعد همین دوگانه شد کلید تفسیر همه‌چیز. چپ‌ها هم با همین عینک، آدم‌ها رو کم‌کم توی اردوگاه‌ها چیدن. خودی خطا می‌کنه؟ توجیه. غریبه حق داره؟ تردید. آمریکا کاری می‌کنه؟ منفعت. چین کاری می‌کنه؟ مصلحت. آمریکا حمله می‌کنه؟ امپریالیسم. آمریکا دفاع می‌کنه؟ دخالته. دخالت نمی‌کنه؟ بی‌تفاوته. از اسرائیل حمایت می‌کنه؟ همدسته. اسرائیل می‌زنه؟ جنایت. فلسطینی می‌زنه؟ مقاومت. اسرائیلی کشته می‌شه؟ خودش مقصره. فلسطینی کشته می‌شه؟ بی‌گناهه. حقوق بشر برای دشمن؟ واجبه. برای خودی؟ بازی سیاسیه. آزادی برای یکی؟ حقه. برای اون یکی؟ پروژهٔ غربه. یه اتفاق، دو معنا. یه جنایت، دو اسم. یه قربانی، دو ارزش. یعنی اول نتیجه رو داری، بعد واقعیت رو می‌بری داخل اون نتیجه. ذهن ایدئولوژیک با پیچیدگی کنار نمیاد. می‌گه: قربانیِ ما، انسانه؛ قربانیِ اون‌ها، بخشی از روایته. آزمون واقعی هم همین‌جاست: وقتی قربانی از اردوگاه مخالفته، باز هم همون‌قدر برات مهمه؟ اگه نه، چیزی که داری ازش دفاع می‌کنی حقوق بشر نیست؛ داری از اردوگاهت با اسم حقوق بشر دفاع می‌کنی.

Heil myself! درود بر خودم! To be or not to be (1942) #تک‌نماها @ErebusNyx
Heil myself! درود بر خودم! To be or not to be (1942) #تک‌نماها @ErebusNyx

جوزف تورا [یه بازیگر درجه چندم تئاتر] اینجا داره نقش یه همدست قلابی رو واسه آلمانی‌ها بازی می‌کنه... اما کرمک و عقده‌ی نارسیس
+2
جوزف تورا [یه بازیگر درجه چندم تئاتر] اینجا داره نقش یه همدست قلابی رو واسه آلمانی‌ها بازی می‌کنه... اما کرمک و عقده‌ی نارسیستی‌اش وادارش می‌کنه پیش افسر اس‌اس از خودش تعریف کنه: - شوهرش همون جورف تورای کبیر لهستانیه. تا حالا اسمش به گوشتون خورده؟ + بله! کاری که اون با شکسپیر کرد، ما الان داریم با لهستان می‌کنیم! بودن یا نبودن (۱۹۴۲ - ارنست لوبیچ) To Be or not to Be (1942) Ernst Lubitsch از فیلم‌ها و کارگردان‌های مورد علاقه خانم کریستین تامپسون منتقد و تاریخ‌نگار سینما. #تک‌نماها @ErebusNyx

اسم طولانی یک فیلم همیشه انگیزه‌ای بوده برای تماشای فیلم، مخصوصاً این فیلم‌های ظاهراً مستقلِ امریکایی. این مثلاً نقد رو بخونید، باشد که از دیدن این فیلم پشیمانی و خسرانِ کوچکی نصیبتان شود. ----------- فیلم به نوعی نسخه‌ی زنانه و کُند وودی آلن با مقادیر زیادی برهنگی زنانه از زوایای مختلفه که فقط تم شانس (ویژگی اصلی آلن) رو ازش حذف کردن. چیزی سرگردان بین شخصیت‌های وودی آلن و فرانسیس ها و میس امریکای نوآ بامبک. فیلم حتا در نمایش برهنگی همون احتیاط هالیوودی رو رعایت کرده و از نمایش برهنگی جنسی مردانه پرهیز کرده و لختی‌ها فقط زنانه‌س (که چیز پیش‌فرضی انگاشته شده) تا برای اکران با محدودیت مواجه نشه. تنها جایی که کارگردان داشت از خودش ایده‌ای و فکری ارائه می‌داد، اون سکانسی بود که زن با دوست پسر یهودیش (آلن) برهنه توی تخته.
دختره با تعجب می‌پرسه تو صهیونیستی؟! آلن میگه هرچند همه‌ی کارهای اسرائیل رو تأیید نمی‌کنم ولی آره، صهیونیستم. دختره که جا خورده ازش فاصله می‌گیره.
قاعدتاً با اینجا سکانس تموم می‌شد ولی خب ترس از انگ‌ ضد اسرائیلی خوردن به نمای احمقانه بعدی کات می‌خوره که با تمام توان آلن رو بغل کرده. اگر اون کاتِ جدایی رو می‌ذاشت فیلم جنبه‌ی سیاسی به خودش می‌گرفت، در حالی که خانم کارگردان تمام تلاشش رو کرده بگه همه چی عادیه و فقط روزمرگی آزارش میده؛ از سیاهپوست گرفته تا اون پارتنر ایرانیش که احتمالاً خواسته به عنوان هندی قالبش کنه، همه‌شون زندگی مطلقاً بی‌دغدغه‌ای دارن. در کل یه فیلم شبه‌زندگی‌نامه‌ایِ خسته‌کننده و بدون ایده‌ی تازه یا دست کم اجرای خلاقانه‌ای؛ روزمرگیِ نفخ‌کرده‌ی بورژوایی و کپی‌برداری شده از فیلمهای نیویورکی درجه چندم با همین تم خانواده‌های یهودی و وودی آلنی. در عصر بیداری/ووک‌های هالیوودی، کنشِ فمینیستی خالی از نقد سیاست، فرهنگ هژمونیک مردسالار، نژادپرستی، تبعیض جنسیتی، حقوق نابرابر و هزاران معضل دیگر است، و صرفاً روی نوستالژی دوران کودکی، و افسردگی و سرخوردگی در دنیای مدرن متمرکز است. محتوای بی‌خطر، کلی‌گویانه، بدون هزینه، و جشنواره‌پسند. عصر باربی‌های فمینیست!

در سکانس شام دسته‌جمعی توی فیلم آر.اِم.اِن. ساخته‌ی کریستین مونجیو، لابه‌لای شام و شراب و بحث‌های بی‌خود و بی‌جهت، پدربزرگ داره برای مهمان تازه‌واردِ غربی درباره‌ی عظمت و تاریخ رومانی حرف می‌زنه. دیالوگ به‌یادماندنی‌ای میگه که شاید بار اول بیننده هیچ توجهی بهش نکنه و جزو همون حرف‌های صدمن‌یه‌غاز حسابش کنه. با اشاره به نقشه‌ی پشت سرش:
«ما بین امپراتوری‌های مختلف گرفتار بودیم و مورد هجوم انواع و اقسام وحشی‌ها قرار گرفتیم، ولی با این حال، همچنان اینجاییم... دو هزار ساله که هنوز پابرجاییم»
و شرابش رو سر می‌کشه... از قضای روزگار، در ادامه‌ی فیلم دو کارگر سریلانکایی برای کار در کارگاه نان‌پزی گذرشون به این شهر کوچیک کوهستانی می‌افته... و انگار با اومدن این دو کارگر زلزله و سونامی اومده... اهالی به بهانه کرونا و عاملیت و ناقلیت سریع سیاهپوست‌ها و همچنین عامل بیکاری جوانان و تهدید امنیت مردم، جلسه تشکیل میدن که چطور میشه از شر این بلای آسمانی نجات پیدا کنن. در نهایت، به محل اقامت کارگرها حمله می‌کنن و اونا رو فراری میدن. ملتی که مغرورانه دو هزار سال قدمتش رو به رخ خارجی‌ها می‌کشید و هر لحظه و هر ثانیه با خودش تکرار می‌کنه:
دگران روند و آیند، [رومانیا!] تو همچنان که هستی
، حالا این جوری پایه‌های عظمتش به لرزه افتاده... ————————— R.M.N. (2022) [Cristian Mungiu] عنوان فیلم هم می‌تونه مخفف کلمه Romania باشه و هم به عکسبرداری MRI اشاره داره. #تک‌سکانس‌ها @ErebusNyx

- آخه اِلینوچا چاقه! + وادارش کن رژیم بگیره. - زشته. + زنهای خوشگل بی‌وفان! The Lizards (The Basilisks) 1963 directed by Lina
+2
- آخه اِلینوچا چاقه! + وادارش کن رژیم بگیره. - زشته. + زنهای خوشگل بی‌وفان! The Lizards (The Basilisks) 1963 directed by Lina Wertmüller #تک‌نماها @ErebusNyx

سکانس پیرایشگاه و اصلاح صورت از فیلم دیکتاتور بزرگ اثر چارلی چاپلین همراه با موسیقی رقص مجاری شماره ۵ اثر برامس Charlie Chaplin - The Great Dictator (Brahms’ Hungarian Dance No. 5) #تک‌سکانس‌ها @ErebusNyx

تاملاتی در باب فساد یکی دیگر از مزایای «مردی بسیار تاریک» تمایل آن به پرداختن آشکار به موضوع فساد گسترده است، چیزی که به ندرت در سینمای روسیه دیده می‌شود. علاوه بر این، فیلم صرفا یک واقعیت را بیان نمی‌کند و به نیاز به تغییر اشاره نمی‌کند. فیلم بحث می‌کند که چگونه تغییر واقعی اغلب نیاز به فداکاری‌های بزرگی دارد که همه حاضر به انجام آن نیستند. اما فیلم را نباید صرفا در یک بستر محلی دید. این فیلم بیشتر یک داستان جهانی درباره «سیاهی و سفیدی» است، داستانی که بارها در ژانر کارآگاهی روایت شده است. و در این چارچوب، یرژانوف موفق می‌شود موضع خود را بدون اینکه موعظه‌گر شود، به بیننده منتقل کند. ✓ فیلم در نقدهای سایت Rotten Tomatoes امتیاز کامل ۱۰۰ را دریافت کرده و شاید به جز کادر بندی های فوق العاده زیبای کارگردان علاوه بر سایر محاسن فیلم، این دیگر دلیل ترجمه باشد! ✓✓ فایل های فیلم در کانال آرشیو در دسترس می باشند و زیرنویس فیلم در سایت های دانلود زیرنویس بارگذاری گردید. #۱۰۰۱_فیلم_برای‌_دیدن #سینمای‌_قزاقستان #معرفی‌_فیلم #Adilkhan_Yerzhanov #A_Dark‌_Dark_Man_2019 #مردی‌_بسیار_تاریک #نوآر #سینمای‌_جنایی #عادیلخان_یرژانوف @ErebusNyx

عادلخان یرژانوف یکی از موفق‌ترین کارگردانان قزاقستان از نظر منتقدان است. فیلم‌های او با نقدهای مثبت زیادی روبرو می‌شوند و در جشنواره‌های بین‌المللی فیلم به نمایش در می‌آیند. دو فیلم او، «استادان» (۲۰۱۴) و «بی‌تفاوتی ملایم جهان» (۲۰۱۸)، در جشنواره کن به نمایش درآمدند. هفتمین فیلم بلند این کارگردان حتی در مرحله پیش‌تولید نیز به موفقیت دست یافت - این پروژه در جشنواره فیلم آلماتی برنده جایزه فیلمنامه شد. این امر به یرژانوف اجازه داد تا حمایت صندوق فیلم آستانه را جلب کند و آکان ساتایف و ارنار کورماشف را به عنوان تهیه‌کنندگان اصلی به کار گیرد. نتیجه کار، موفقیت دیگری برای این کارگردان بود که به عنوان تدوینگر و نویسنده مشترک نیز فعالیت داشت. «مردی بسیار تاریک» برای بخش مسابقه اصلی جشنواره بین‌المللی فیلم سن سباستین انتخاب شد. یرژانوف همچنین جایزه فیلم آسیا-اقیانوسیه برای بهترین کارگردانی (که به عنوان اسکار آسیایی نیز شناخته می‌شود) را دریافت کرد. فیلم درباره چیست؟ این درام کارآگاهی، بکزات، یک کارآگاه روستایی را دنبال می‌کند که در فساد گسترده گرفتار شده است. وقتی جسد یک پسر در روستایی پیدا می‌شود، بکزات موظف می‌شود تا پوکوار، ولگرد بی‌گناه و کودن را محکوم کند. با این حال، یک روزنامه‌نگار محلی به نام آریانا، که ناگهان با این وضعیت درگیر می‌شود، مانع از پایان سریع ماجرا می‌شود. او سعی می‌کند بکزات را به تحقیق جدی وادار کند، اما به جز روزنامه‌نگار ساده‌لوح، به نظر نمی‌رسد کسی در منطقه بخواهد حقیقت آشکار شود. این فیلم که ظاهرا یک داستان کارآگاهی است، کمتر به پیچیدگی‌های طرح داستان علاقه دارد و بیشتر به خلق دنیایی خاکستری و سرد می‌پردازد که در آن بی‌قانونی حاکم است و امیدی وجود ندارد. در این دنیا، تقریبا همه «تاریک» هستند، به استثنای زنان آرمان‌گرا که از خارج از کشور می‌آیند و «احمق‌های» محلی. ارژانوف عمدا ژانر فیلم نوآر را به عنوان نقطه شروع خود انتخاب می‌کند، آن را متناسب با نیازهای خود تغییر می‌دهد و موضوعاتی را که مورد علاقه‌اش هستند، بررسی می‌کند. کارگردان به روشنی بیان می‌کند که در روستای کاراتاس، اوضاع با آنچه در فیلم‌های آمریکایی می‌بینید، بسیار متفاوت است. در اینجا، شخصیت اصلی داستان از پوشیدن کلاه کابویی منع شده است، ماشین ظاهرا اسپرت او هرگز به درستی روشن نمی‌شود و تلاش برای خواندن حقوق متهم در حین دستگیری ("شما حق سکوت دارید" و غیره) خنده‌دار است. در اینجا، تیراندازی‌ها منظره زیبایی نیستند، بلکه یک آشفتگی خشن و خونین هستند. از این نظر، می‌توان این فیلم را با فیلم‌های نوآر "منطقه ای" مشابه سینمای آسیایی، مانند "خاطرات یک قتل" از کره یا "زغال‌سنگ سیاه، یخ نازک" از چین مقایسه کرد. نور و تاریکی تصادفی نیست که این فیلم به خاطر کارگردانی‌اش جایزه گرفت - موفقیت اصلی آن در فرم آن است. این فیلم با صحنه‌پردازی متفکرانه هر صحنه متمایز می‌شود: نماها تقریبا همیشه به دو نیمه تقسیم شده‌اند، و نه فقط به خاطر تقارن. صحنه‌پردازی یرژانوف یک تم بصری از هم‌نشینی ایجاد می‌کند: تاریکی و روشنایی، طبیعی و مصنوعی، آزادی و اسارت. این به لطف فیلمبردار، آیدار شریپوف است که قبلا با یرژانوف در فیلم «بی‌تفاوتی ملایم جهان» همکاری کرده بود. طرح رنگی تقریبا تک‌رنگ او نه تنها بر مضمون همنشینی تاریکی و روشنایی تاکید می‌کند، بلکه فیلم را با رئالیسمی جذاب، که با نورپردازی ناتورالیستی تکمیل می‌شود، آغشته می‌کند. همچنین موسیقیدان روسی، گالیمژان مولدانازار، که به عنوان آهنگساز فعالیت داشته است، نیز در این فیلم حضور دارد. این فیلم موسیقی کمی دارد، اما صحنه‌هایی که ملودی‌های مولدانازار با زیبایی مهار شده‌ نماهای شاریپوف ترکیب می‌شوند، از نظر احساسی بسیار قدرتمند هستند. موسیقی متن سینتی‌سایزر، فیلم را به یک اثر نوآر دیگر، یعنی «رانندگی» اثر نیکولاس ویندینگ رفن، متصل می‌کند. در حالی که این دانمارکی از ترکیب آشنای چنین موسیقی با چراغ‌های شهری بزرگ استفاده کرده است، یرژانوف به وضوح نشان داده است که موسیقی سینث‌پاپ نیز به زیبایی با وسعت استپ ترکیب می‌شود. @ErebusNyx

A Dark, Dark Man (2019) - Adilkhan Yerzhanov @ErebusNyx
+3
A Dark, Dark Man (2019) - Adilkhan Yerzhanov @ErebusNyx