𝐊𝐢𝐦 ᴍᴀᴍᴀ 𐤀
Closed channel
مامانــِ تخم خرسا و هیونگــی ✨ ورس شیپر ᴠᴋᴠ 🔞
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
4 488
Subscribers
+30424 hours
+1 0857 days
+63730 days
Posts Archive
4 593
+1
🤩🤩🤩🤩🤩❤️🔥🔥 #ɴꜰꜱᴡ ✨
🤩🤩🤩
جونگکوک نفسای داغشو پشت گوشای تهیونگ رها کرد ...
با صدایی که ازخواستن میلرزید زمزمه کرد:
🐰 : فاک هیونـــگ خیلی خوشگلی
دلم نمیخواد زود کام شم
لعنتی انقد خودتو دورم تنگ نکن
دیکم داره تو سوراخت خفه میشه ، دیگه نمیتونم بیشتر تحمل کنم
🐯 : میتونیم چند راند دیگه هم انجامش بدیم مالچیک , من هنوز خسته نشدم
🤩🤩 𝐊𝐢𝐦 𐤀 ᴍᴀᴍᴀ
🤩🤩🤩🤩🤩🤩
4 593
اونوقت به این که بوی پاک کن میوه ای و پنجه گربه میده 🐾🎀
هیچکس در جهان توت فرنگی نزده 😐
4 593
😭 وای گرگ ذلیل
اون لحظه به کجا نگاه میکردی ...
🐈⬛ به چشمهاش یا به دهنش؟؟
😭😳
وای خفه شووووووووووو
4 593
🍽 پس جئون کسیه که
برای شروع بوسه اول نزدیک میشه
📍 کیم هم فوری دستشو میبره تو موهاش و میکشتش سمت خودش و بوسه رو عمیقتر میکنه...
🖤🖤 🤩🤩🤩🤩
🖤🖤 𝐊𝐢𝐦 𐤀 ᴍᴀᴍᴀ
4 593
+4
🤩🤩🤩🤩🤩⚠️❤️🔥🔥 #ᴛᴡᴛ ✨
🤩🤩🤩
از وقتی فهمید قراره با اون مدل از خود راضی و عوضی فتوشات مشترک داشته باشن مدام نق میزد و مخالفتشو اعلام کرده بود ...
⭐ اما امروز صب وقتی تو اتاق تعویض لباس چشماش به بدن نیمه لخت اون مرد افتاد ، چشماش دقیقا رو باکسرش قفل شد
تمام افکارش بهم ریخته بود و حالا سر ست عکسبرداری مدام نگاهش سمت شلوار اون مرد سر میخورد
😊 به وضوح برجستگی و شکل کلی عضوش رو از زیر پارچه باکسر تو ذهنش نقش بسته بود
🐊 با اینکه راست نشده بود ولی بزرگ و کلفت بنظر میرسید
تهیونگ زبونشو رو لبای خشکش کشید و آب دهنشو قورت داد حس عجیبی تو دلش پیچید
🖤فاااک مطمعن بود همچین کیری داغونش میکنه
حالا که بدن سنگین اون مرد دقیقا به فاصله ی چند ثانتیش ایستاده بود حالشو بدتر از قبل میکرد
جونگکوک چشماشو جمع کرد و با دقت بیشتری صورت تهیونگ رو برانداز کرد
✨ حسش کرده بود
اینکه تهیونگ نمیتونست اینهمه نزدیکی رو تحمل کنه
ولی حسابی داشت بهش خوش میگذشت و اصلا دلش نمیخواست ذره ای فاصله ش رو کم کنه
تهیونگ از تماس چشمی باهاش طفره میرفت
برعکس جونگکوک که با نگاهش وجب به وجب صورتشو اسکن میکرد
جونگکوک خودشو نزدیک تر کرد
و تهیونگ قدمی عجب برداشت
و پوزخندی که رو لبای جونگکوک شکل گرفت
تهیونگ امیدوار بود صورتش افکار کثیفشو لو نداده باشه
الان چیزای مهم تری از عضو جونگکوک وجود داشت باید بهش فکر میکرد
سعی میکرد افکارشو بهم بریزه که جونگکوک با یه حرکت اونو کشید تو بغلش
📣 نفسش بند اومد وقتی سر خوردن اون انگشتا کلفتو رو باسنش حس کرد
خواست اعتراض کنه که جونگکوک در گوشش آروم زمزمه کرد :
🤟ـ هیشششش سعی کن حرفه ای باشی پسر کوچولو این فقط یه بخشی از کانسپت عکسبرداریمونه ...
خوب میدونست جونگکوک به بهونه بردن دستاش تو جیب عقب شلوارش حسابی باسن خوش فرمشو لمس کرده بود و اروم زیر دستای گرمش نوازشش میکرد
و حالا زمزمه های جونگکوک با اون لحن خیس در گوشش اصلا کمکی به حالش نمیکرد ...
🤟ـ نمیخوای دستاتو دور من بپیچی خوشگله
ما قرارع نقش یه کاپل عاشقو داشته باشیم
همه منتظرن نشونشون بده چقد منو میخوای
نفس داغش رو گوش های حساس تهیونگ رها کرد و ادامه داد
ـ اگه کارتو خوب انجام بدی قول میدم به جای جیب شلوارت ، دستامو تو باکسرت داشته باشی ...
⭐🤩🤩
🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩🤩
🤩🤩 🎀 𝐊𝐢𝐦 𐤀 ᴍᴀᴍᴀ 🤩🐾
