en
Feedback
نمی‌دانم،

نمی‌دانم،

Open in Telegram

اینجا قطعه‌ای‌ست از زیست انسانی که ناتوان از درک و درگیری‌ست؛ بی‌تسلط بر اخلاق اجتماعی، غایب از جهان، حاضر در خیال.

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
217
Subscribers
No data24 hours
-57 days
-530 days
Posts Archive
الان خوب شد. قبلاً فقط من بودم که از بی‌خوابی رنج می‌بردم، اما امشب گویا این معضل صورتی جمعی پیدا کرده است. ممنون از شما، آقای ترانپ قمارباز.

صدا ها نفس ها را خفه کرده بودند.

بوی باروت و شرجی در اتمسفر معلق بود.

جنگ شد و ما وظیفه داریم مهم‌ترین اقدام شهروندی موقع جنگ رو انجام بدیم: توییت‌ بزنیم.

این منو هورنی می‌کنه.

لاشی فلافلو زهر مارمون کرد.

پشماتون ریخت؟

من وقتی حالم خوب باشه خیلی تابلو ام، یک نخ سیگار، با آهنگ «نت سیاه» از فرشاد، اشغال هارو از پنجره ماشین پرت میکنم، تو صورت بقیه.

این نهایت کیفیتی هست که دوربین گوشی من دارد.
+1
این نهایت کیفیتی هست که دوربین گوشی من دارد.

سیگار کشیدن به اندازه‌ی سکس و غذا دادن به گربه‌ها لذت‌بخش است.

درود امیدوارم حالتون خوب باشه، خواستم بگم: کیرم تو افسردگی، کیرم تو اضطراب، کیرم تو ملال، کیرم تو اندوه، کیرم تو استهلاک روان، کیرم تو فرسودگی ذهن، کیرم تو دل‌مردگی، کیرم تو یأس، کیرم تو بی‌قراری، کیرم تو وسواس، کیرم تو تردید، کیرم تو وحشت، کیرم تو تشویش، کیرم تو هراس، کیرم تو نومیدی، کیرم تو آشفتگی، کیرم تو فشار عصبی، کیرم تو خستگی روح، کیرم تو ملالت وجودی، کیرم تو پژواک خاطرات، کیرم تو زخم‌های کهنه، کیرم تو کابوس‌های بیداری، کیرم تو پریشانی، کیرم تو انهدام درون، کیرم تو فراموشی، کیرم تو حسرت، کیرم تو تنهایی، کیرم تو انزوا، کیرم تو دلواپسی، کیرم تو اندیشه‌های مزاحم، کیرم تو خودخور‌ی، کیرم تو اضطرار، کیرم تو استیصال، کیرم تو دل‌آشوبی، کیرم تو خفگان ذهن، کیرم تو مویه‌های‌ خاموش، کیرم تو تلاطم درون، کیرم تو تمامی این فشارهای روانی، و در آخر کیرم دهن آخوند و یارانش.

بددهنی و بداخلاقی از معدود اموری هستند که در این بگایی ممتد، هنوز مرا بر پا نگه می‌دارند.

کسو کنڈگ.
کسو کنڈگ.

حرف هاتون شبیه خروجی پر‌امپت‌ های چت‌ جی‌ پی‌ تی‌ هستند؛ خود شما کسخل هستید؟ یا ما را کس گیر آورده‌اید؟! 💔

برای من، آثار کوبریک همگی شاهکارند؛ یک مکتب سینمایی و کارگردانی فراتر از سطح ادراک متعارف. بنده بارها و بارها «درخشش» را تماشا کردم.

+1
20260706-0003.jpeg4.80 KB

دوش بگیرید، شاید آب نتواند زخم‌هایتان را بشوید، اما حداقل بوی تعفنتان را کم می‌کند تا بشود تحمل‌تان کرد در این گرمای لعنتی.

سال‌های پیش آدم شادتری بودم؛ هرچند آن ایام سیگار بیشتری نثار این تن می‌کردم. اما شاید همان دودها بودند که از شدت استهلاک وجود می‌کاستند.

Repost from N/a
photo content

همچین آسمان پرستاره ای به‌تنهایی تمامی تروماهای وجودم را از من مبرا می‌کند. باشد که برق جهان قطع گردد و ماه کیری، با آن نیمه تاریک، در استمرار رسالت رازآلودش باقی بماند. إلهی امین 🙏