en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

Hayatemiy

Hayatemiy

Open in Telegram

یوگینی ام ،زیاد سفر میکنم ،میدوم، میخندم و گیاه قلمه میزنم تا حس کنم زنده ام🌱 چنل موزیکم: https://t.me/hayatplaylist جهت ارتباط : @ItsHayatbot t.me/HidenChat_Bot?start=692437560

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
226
Subscribers
No data24 hours
+87 days
-430 days
Posts Archive
عاشق عطر لیلیوم‌ام، عاشق این‌که همیشه توی خونه گل هست. صبح‌ها که چشم باز می‌کنی، بوی گل می‌برت توی یه خیال شیرین✨✨ یه لحظه انگار زمان می‌ایسته، و همه‌چیز آرام می‌شه. نور ملایم خورشید از پنجره می‌تابه رو گل‌ها، و رنگشون زنده‌تر از همیشه میشه. حس می‌کنم اون لحظه‌ها، زندگی دقیقاً همینه ساده، لطیف، و پر از عطر و نور. لیلیوم‌ها برام یه نشونه‌ان، از تازگی، از شروع دوباره، از اینکه هنوز میشه زیبا بود حتی وقتی روزهای سختی رو پشت سر گذاشتی. گاهی می‌شینم کنارشون، یه فنجون چای کنارم، و فکر می‌کنم اگه قرار بود شادی یه بو داشته باشه، حتماً بوی لیلیوم می‌داد

my mind right now : ❄️⛸️🎀🦌🌨️🎅🏻🌟💖☕️🍪✨🩰⛄️🎶💗🎄☃️🤍🧸🕯️💫🍰 ❄️⛸️🎀🦌🌨️🎅🏻🌟💖☕️🍪✨🩰⛄️🎶💗🎄☃️🤍🧸🕯️💫🍰 ❄️⛸️🎀🦌🌨️🎅🏻🌟💖☕️🍪✨🩰⛄️🎶💗🎄☃️🤍🧸🕯️💫🍰 ❄️⛸️🎀🦌🌨️🎅🏻🌟💖☕️🍪✨🩰⛄️🎶💗🎄☃️🤍🧸🕯️💫🍰 ❄️⛸️🎀🦌🌨️🎅🏻🌟💖☕️🍪✨🩰⛄️🎶💗🎄☃️🤍🧸🕯️💫🍰 ❄️⛸️🎀🦌🌨️🎅🏻🌟💖☕️🍪✨🩰⛄️🎶💗🎄

تنها قسمت دوست نداشتنی پاییز و زمستون مریض شدن پشت سر همه

Cheers 🥂
Cheers 🥂

اصلا اینجارو یادم رفته بود :)))

کجایی نیستیا🥲

‏سلام من حیات هستم. ‏بیست و دو سالمه و عاشق چیزهایی هستم که دوامی ندارن؛ مثل گل‌ها، نوری که از پنجره می‌افته روی دیوار، آدامس توت فرنگی و عشق.

نیویورک تایمز یه مقاله راجع به «اینفلوئنسرهای لاغری» نوشته که جالبه. این روزا یه مدل جدید از «اینفلوئنسرهای لاغری» مد شده؛ زن‌هایی که توی اینستاگرام و تیک‌تاک مدام میان و می‌گن لاغر بودنشون به خاطر «اراده و آرامش ذهنی و آزادی از وسواس غذاییه». ولی واقعیت اینه «کل زندگی‌شون دور همون وسواس می‌چرخه». نویسنده مقاله می‌گه هر بار که می‌خواد غذا بخوره، صدای یکی از همین زن‌ها توی سرش می‌پیچه، با اون «لهجه‌ی نیویورکی یا کالیفرنیایی»، با «صدای کش‌دار و اعتمادبه‌نفس زیاد» که می‌گه: «صبح با پروتئین شروع کن تا سیر بمونی»، «غذای سبک بخور»، و «وقتی چیزکیک میاد، نمی‌تونم از حرفش خلاص شم که می‌گه: فقط سه گاز، یکی برای مزه، یکی برای لذت، یکی برای تأمل.» انگار این اینفلوئنسرها «دائم بالا سر آدم وایسادن و نظر می‌دن که چی بخور و چی نه»، در حالی که ظاهر پیامشون اینه که: «آروم باش، به غذا فکر نکن، قانون نذار، با بدنت راحت باش.» اما «پشت این ظاهر ریلکس و مینیمال، یه کنترل دیوونه‌کننده پنهونه». اونا می‌خوان بهت بگن «آزادی از رژیم داری»، ولی در عمل «هر لقمه‌ت باید حساب‌شده، کوچیک، شیک و اینستاگرامی باشه»؛ یه گاز از دونات، یه برگ kale، بعدش تموم. فرقشون با نسل قبلی چیه؟ «اون قدیمیا رک‌تر بودن»، کالری می‌شمردن، وزن‌شون رو پست می‌کردن، رژیمای سخت می‌گرفتن. ولی «این نسل جدید، لاغری رو مثل یه حالت ذهنی عرفانی جا می‌زنن»، می‌خوان بگن: «من اونقدر خوددار و خونسردم که دیگه غذا برام مهم نیست.» اما واقعیت اینه که «همه‌چیزشون درباره‌ی غذاست»؛ ویدیوهاشون، حرفاشون، زندگی‌شون. «کل بی‌تفاوتی شیک‌شون فقط برای دوربینه.» از طرفی، «داروهای لاغری مثل Ozempic و Wegovy هم اومدن وسط»، که باعث می‌شن مردم کمتر به غذا فکر کنن چون «اشتها رو از بین می‌برن». یه عده می‌گن: «بالاخره تونستم مثل یه آدم معمولی غذا بخورم!» اما نویسنده می‌گه «اینم یه خیال قشنگه»، چون «رابطه‌ی ما با غذا خیلی پیچیده‌تر از یه حس فیزیکی گرسنگی یا سیریه». «غذا برای خیلیا آرامشه، تنبیهه، کنترل، جشن یا حتی شرمه»، پس نمی‌شه به راحتی گفت: «فقط به بدن گوش بده.» در نهایت، نویسنده می‌گه: «تمام این حرف‌ها درباره‌ی آزادی از غذا، یه دروغ قشنگه»، چون «همون کسانی که می‌گن غذا دیگه برام مهم نیست، خودشون دارن درباره‌ غذا پول درمیارن، محتوا می‌سازن و فکر می‌کنن.» «آزادی‌ای که می‌فروشن، یه توهمه» و فالوئرها «فقط نمی‌خوان لاغر شن، اونا دارن دنبال یه راز می‌گردن» — «راز کسی که می‌تونه کیکش رو هم داشته باشه، هم بخورتش، هم لاغر بمونه.»

photo content
+1

بعد کلی روز مریضی امروز تونستم برگردم به یک چهارم روتین زندگی سابقم هنوزم البته اونطوری که باید دلخواهم نیست

‏تحمل یعنی بگذاری درد بیاید، بماند، بدرد، برود.

✨

ممنونم ازت بابت همه چی

پاییز توی سردترین حالتش جریان داره انگار باد، خاطره‌ها رو از لای شاخه‌های خشک جمع می‌کنه و با خودش می‌بره به جایی که دیگه برنگردن. هوای عصر بوی چوب خیس می‌ده، بوی دلتنگی و سکوت. آفتاب کم‌رمق لای ابرها نفس می‌کشه، و برگ‌ها زیر پا مثل نامه‌هایی صدا می‌دن که هیچ‌وقت فرستاده نشدن. یه چیزی بین آرامش و غم، بین پایان و شروع، توی هوا پخش شده. آدم دلش می‌خواد یه فنجون قهوه بگیره دستش، به صدای بارون گوش بده و به خودش قول بده که این بار، واقعا رها می‌کنه.

Night routine ✨✨
Night routine ✨✨

جمعه
جمعه

We get what we deserve

💕
💕

صبح صبح ✨✨✨✨🤎
صبح صبح ✨✨✨✨🤎

Today’s project 🍒
Today’s project 🍒