Beyond the mind
Open in Telegram
201
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
روح او پاره پاره بود و روح من سوخته
اما وقتی با هم بودیم زخمهایمان کمی کمتر درد میکردند وقتی با هم بودیم تحمل گذشته به دردناکی همیشه نبود وقتی با هم بودیم من هیجوقت حتی یک لحظهام احساس تنهایی نمیکردم
خیلی میترسم چون از ته دل خوشحالم خوشحالی این شکلی وحشتناک است، وقتی دست سرنوشت بخواهد چیزی را ازت بگیرد میگذارد اینطوری خوشحال باشی
