دُژَم🪐
Open in Telegram
و من، مصمم در سبز زیستن در انسانِ بهتری بودن در انسانِ بهتری شدن 💚🪴
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
251
Subscribers
No data24 hours
+127 days
+3030 days
Posts Archive
251
میترسُم از این کشور خوسیده خوشبخت
بیدار بشُم اینطرف مرز نباشی
تو خواب زمین باشُم و بارونی و گندم
بیدار بشُم اما کشاورز نباشی...
251
امروز برای رسیدن به بانک از راه همیشگی نیامدم؛ راهی که خیلی بنظرم مردانه میرسد، جادهٔ بهزادِ هرات.
اگر هرات باشید حتما تجربه عبور از اینجا را دارید. نمیدانم چرا، ولی نه تنها این سالهای اخیر که قبلاً هم حس کردهام این جاده فقط با حضور مردها عادی است و حضور زن باید خودش را توضیح بدهد.
به اذن خودم اینبار راه عادیتری را انتخاب کردم. از جادهٔ لیسه دخترانه مهری انداختم که برسم به بانک. با خودم فکر کردم اینجا آدم فقط یک آدم خواهد بود که آمده کار بانکیاش را انجام بدهد. اما خب، صد حیف که اینجا هم دگر مردانه است. توجه کردهاید که وقتی حرف پول میشود، اکثریت تجمعها مردانهاند؟ داخل بانک، کنار صرافیها، پشت دستگاهها، در صفها و... گویا اقتصاد، از همان اول، بیشتر به زبان مردانه نوشته شده است.
شاید چون سالها مردها بیشتر اجازه داشتهاند کار کنند، حساب داشته باشند، سرمایه جمع کنند و در فضای عمومی آزادتر بگردند. و شاید چون زنها همیشه یا از این فضا دور نگهداشته شدهاند یا حضورشان موقتی و استثنا حساب شده است.
معتقدم که شهر فقط از ساختمان و جاده ساخته نشده؛ از نوع حضور آدمها هم ساخته شده است. و هرات با ظلمهای سابق و محدودیتهای جدید دارد تماماً تبدیل میشود به یک شهر مردانه و من برای این ناراحتم.
251
شما بایستی به همه چیزهایی که به عنوان احساسات والای آدمی نمایان میشود، علاقه نشان دهید.
_________
نیاز است از عشق به عنوان یک واقعیت، یک ماجراجویی پر ریسک علیه فردگرایی دفاع کنید. چونکه حقیقت این است که عشق نمیتواند از طریق یک فردگرایی خودپسندانه بهوجود بیاید.
_________
عشق درسی برای شجاعت است.
_________
بسیاری از مردم از عشق دست میکشند. مردم به وضوح درک نمیکنند که عشق یک چیز فطری است. گرایش مدرنی که هست این است که اگر زمانی مانعی بهوجود آمد، از قبلی دست بکش و برو سراغ دیگری. اگر به این فکر بنشینیم که به محض اینکه چیزی برایمان سخت و دشوار شد باید از آن دست برداریم؛ ما به یک زندگی کسالتبار تن خواهیم داد. من ناراحتی و غمباری ناشی از عشق را انکار نمیکنم. رهایی و ناامیدی میتوانند احساسات ناخوشایندی باشند؛ اما اگر به این خاطر از عشق صرف نظر کنید، بنابراین شما بزرگترین تجربهای را که میتوانستید در وجود خود داشته باشید، پس زدید.
پرسش از عشق
آلن بدیو
251
این اولین داستانیست که در ریرایت منتشر میکنم.
راستش نمیدانم قرار است این متن فقط خوانده شود یا واقعاً کسی جایی از آن را حس کند؛ اما امیدوارم اگر وقت گذاشتید و خواندیدش، چیزی از آن با شما بماند.
خوشحال میشوم نظرتان را برایم بنویسید.
و اگر دوستش داشتید، در رساندنش به آدمهای دیگر هم شریک شوید.
داریم روی چند داستان دیگر که از شما به ما رسیده هم کار میکنیم و امیدواریم در هفتههای آینده منتشر شوند.
و حقیقاً بیشتر از همه امیدوارم روزی داستانهای شما هم به دستم برسند.
«اینجا چه میکنی؟»
https://raiwrite.com/stories/اینجا-چه-می-کنی-_rNqi8uP
251
سخنان مرا به خاطر بسپار، مردم طاقت نخواهند آورد و یک موقعیبه خشم آمده همه چیز را نابود خواهند ساخت، هرچیزی را که در زندگی آنها بیمعنی است از بین برده و غبارش را به دست باد خواهند سپرد.
ص __ ۱۴۵
📚دانشکدههای من
🖋ماکسیم گورکی
251
وبینار «چیستی دانش و قدرت در افق فلسفه مدرن»
در این نشست، رابطهٔ دانش و قدرت را با تمرکز بر اندیشههای میشل فوکو بررسی میکنیم.
🗓 شنبه ۲۳ می
⏰ ساعت ۹ تا ۱۰ شب
📍 آنلاین | گوگل میت
ارائهدهنده: عصمت رحیمی
ثبتنام و لینک جلسه در: raiwrite.com/workshops
251
Repost from N/a
برای آن عدهای که همیشه گلایه دارند که: «چرا از نویسندگان فارسیزبان، مخصوصاً افغان، کتاب نمیخوانی؟»
بفرمایید… این بار رفتم سراغشان. امیدوارم آخرش پشیمان نشوم. :)
