en
Feedback
"خونه

"خونه

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
266
Subscribers
+124 hours
-127 days
-630 days
Posts Archive
Voice message02:50

جدی این برخورد و گفتگو تا ابد تو ذهنم به عنوان خاطره‌قشنگ میمونه.

ازش پرسیدم ناگهان نوبت من نشده‌ها، خندید گفت فکرکنم منم نشده.

به نگار بگم خودشو میکشه.

جدی قندترین مَردی بود که تو زندگیم دیدم!

وای دیدار یه‌ربعی کوتاهی بود.

مشخصه عاشقشم یا بیشتر عر بزنم؟

خر شدم.

sticker.webp0.26 KB

بهم گفت موهات چه خوشگله.

عاشقشم.

یجوری‌ نگاش کردم، یهو گفت چیه؟ گفتم شما چه مهربونی.

وای خاک‌برسرم که آب شدم براش.

خیلی محترم بود.

انقدر مهربون، انقدر خوش‌برخورددددد.

قند و نبات بود، میفهمید، عسلللل.

این تهران‌اومدن یهوییم یه خوبی‌ای داشت.

خیلی رندوم، امیرپارسا رو وسطِ انقلاب دیدم، پسره‌یِ بامزه‌یِ خوش‌برخورد!!