𝘊𝘢𝘵𝘤𝘩 𝘵𝘩𝘦 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘴
Open in Telegram
http://t.me/HidenChat_Bot?start=1789255957
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
279
Subscribers
No data24 hours
+17 days
+130 days
Posts Archive
و در ادامه ترک Doors پاردوکس «تلاش برای دیده شدن» و «ترس از دیده شدن» رو توصیف و تعریف میکنه
و توی این ترک میاد میگه که
Have you ever stared directly at the sun?
Have you ever shared some closeness, so exposed
راجب تجربه اش حرف میزنه
تداعی گر تجربه ای که داشته که طاقت فرسا و یجورایی فراگیر بوده چیزی که با وجود آگاهی به اینکه بهش اسیب میزنه باز به سمتش کشیده میشه
توی این ترک باز برمیگردیم به خانواده نوا، ترس هاش، و جایی که توش زندگی میکنه
ترک راجب Northern Attitude و ترسیه که نوا داره از نزدیک شدن به بقیه افراد چون میدونه بهشون اسیب میرسونه، دست خودش نیست و این اذیتش میکنه.
و در ادامه راجب اینسکیورتی هاش حرف میزنه راجب مشکلات خوابی که بخاطر اینا براش به وجود اومده.
و گفتن داستان افرادی که برای کمک میخواستن نزدیکش بشن اما نوا همینطوری اون در رو بسته نگه میداره چون از کمک میترسه چون از نظر اون شاید اون ادم ها کامل برای کمک نیومدن
I grew up pretendin' sticks were little guns
I would point 'em at my dad, and he'd get mad
'Cause God forbid I hurt someone
I'd hurt anyone I could
Anyone who got too close, and anyone who wouldn't look
I was born into a one-hundred-year storm
Foot of ice across Vermont
And in that dark, and in that frost, a heart was formed
Malcontented and unwarm
You were unsuspectin', not unwarned
اولین ترک این آلبوم
که نوا توش راجب ریچی و آستن حرف میزنه
که درواقع خواهر برادرشن
و راجب روابط خانوادگیشون که همیشه بهش اشاره میکنه حرف میزنه
راجب اینکه الان برادرش یه آتش نشانه و خودش توی تور های مختلفه اینکه الان تایمی که باهم قبلا میگذروندن رو با ارزش میدونه
و بعد میاد راجب شهر و خانواده بازحرف میزنه
و ترس از دست دادنش
اینکه همه چیز یک پایانی داره و این قبول کردنش میتونه کمک کننده باشه اما ترسناکه
"However, by the end of The Great Divide, there is a sense of hope in relation to his loneliness. He’s no longer always on his own, stating he is most of the time, but not right now because he has Dan. There is no place he’d rather be than with his best friend, and he could happily stay here forever"
داشتم توضیحات آلبوم رو میخوندم و چیزی که توجهم رو جلب کرد این بود که این البوم از ترک اول راجب تنهایی که نوا تو زندگیش حس میکنه میگه و اون حس خلأ ای که داره
اما ترک اخر یعنی Dan که راجب بهترین دوستش نوشته شده توش پرتویی از امید و داشتن یک تکیه گاه رو توصیف میکنه
اینکه امیدی به پایان این تنهایی که حس میکنه هست
‘Cause I'm with my best friend Dan now, campin' on the county line
Hand around a Miller Lite, waitin' for the sun to rise
Couplе of hometown heroes fightin' ovеr politics
Sittin' and rememberin', young men from different sides
And we're so alone most of the time
Most of the time, we don't have anyone
Where do we go when we die?
I wouldn't mind right here, I wouldn't mind at all
من و سالم بودن از لحاظ جسمی و روحی هم توی یک long distance هستیم که من این وسط دارم گوست میشم ولی هنوز مووان نکردم و فکر میکنم برمیگرده
من و تاندون های پاره کتفم هم تازه بریک اپ کردیم ولی مثل اینکه اون هنوز نتونسته مووان کنه
